زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
انجمن كتابدارى و اطلاع رسانى ايران
دكتر محمد حسين ديانى
كتابدارى و اطلاع رسانى شماره 1جلد 6

چرا بايد عضو شد
با انتشار فرمهاى درخواست عضويت انجمن كتابدارى و اطلاع رسانى ايران، اين پرسش اساسى در همه محافل كتابدارى و اطلاع رسانى مطرح شده است كه انجمن در مقابل قبول عضويت چه كارهايى انجام خواهد داد. در پاسخ به اين پرسش، جوابهاى ساده بسيارى وجود دارد. مثلا اعضاى انجمن در مقابل حق عضويتى كه مى‏پردازند دريافت كننده خبرنامه انجمن خواهند بود و يا اعضاى انجمن مى‏توانند در انتخابات شركت كرده و به كانديداى مورد نظر خود براى اداره انجمن راى دهند و...
روشن است كه اينگونه پاسخها نمى‏تواند اكثريت قاطع جامعه كتابدارى و اطلاع رسانى ايران را براى عضويت در انجمن ترغيب كند. تا تعهد درونى افراد براى مشاركت در انجمن تامين نشود، نه دريافت خبرنامه و نه راى به اعضاى هيات مديره انجمن انگيزه بوجود نمى‏آورد. از تجربيات انجمن كتابدارى ايران قبل از انقلاب اسلامى و نيز از تجربه انجمن كتابداران پزشكى ايران در چند سال گذشته آموخته‏ايم كه دستيابى به اين دو امتياز در مقابل پرداخت حق عضويت نمى‏تواند حمايت كتابداران و اطلاع رسانان را جلب و انجمن را سرپا نگهدارد.
به احتمال نداشتن پاسخ مناسب به پرسش انجمن چه خواهد كرد، موجب شد كه در اولين انتخابات هيات مديره انجمن تعدادى از كسانى كه از پتانسيل بالايى براى عضويت در هيات مديره برخور دار بودند از كانديد شدن خوددارى كنند. در اين انتخابات اصلى‏ترين شاغلان در اصلى‏ترين خاستگاه اعضاى هيات مديره‏هاى قبلى انجمن يعنى دانشگاه تهران، مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران و پيشكسوتانى كه از مركز خدمات كتابدارى به كتابخانه ملى ايران منتقل شده‏اند به عنوان كانديد حضور نداشتند .
يكى از كتابداران در همان زمان به اين نكته توجه كرد و در نامه كه براى گروه بحث الكترونيكى دانشگاه فردوسى ارسال داشت پرسيد "چرا در انتخابات انحمن نامى از پيشكسوتان اين رشته نبود، آيا آنها ببازى گرفته نشدند يا خود كنار كشيدند تا راه را براى جوانان حرفه باز بگذارند؟" خيال مى‏كنم كه دومين مورد بيشتر با واقعيت تطبيق داشته باشد. آنها شدت تلاشها و ميزان موفقيتها و ناكاميهاى گذشته را در حافظه فعال خود دارند و در عين حال كه مى‏خواهند انجمن به معناى واقعى خود پا بگيرد، خود را در وضعيتى نمى‏بينند كه كه به مشاركت مستقيم در هيات مديره انجمن تن دهند.
نكته قابل توجه اين كه براى اولين بار در ايران سه عضو انتخاب شده براى هيات مديره انجمن از ميان كتابدارانى هستند كه در تهران ساكن نمى‏باشند )دكتر فتاحى از مشهد، دكتر فرج پهلو از اهواز و دكتر شعبانى از اصفهان (. جالبتر اينكه، احتمالا به طبعيت از درصد آراء به صندوق ريخته شده ، هيات مديره، رياست انجمن )دكتر فتاحى ( را نيز از دانشگاه فردوسى مشهد انتخاب كرد. تفسير اين حركت به دليل سوتفاهماتى كه ممكن است بوجود آورد دشوار مى‏نمايد، امّا حداقل به اين پديده دو نوع مى‏توان نگاه كرد. آنها كه در تهران هستند بسيار پر مشغله‏اند و زمان و انرژى لازم براى درگيرشدن در اينگونه فعاليتها را در اختيار ندارند . يا اين احساس در ذهن انتخاب كنندگان جارى است كه در اين دوران ،كتابدارى علمى ايران بيشتر در شهرستانها نمود دارد تا در تهران. اينكه كدام يك از دو نظر به واقعيت نزديك‏تر است بحث جداگانه‏اى مى‏طلبد كه به نوشته ديگرنياز دارد.

باز گرديم به پرسش اصلى، انجمن در مقابل پرداخت حق عضويت براى ما چه خواهد كرد؟ يا چرا بايد عضويت انجمن را پذيرفت. در جلسه چهارشنبه 1380/8/30انجمن كه اينجانب نيز به حضور در آن دعوت شده بودم. دو پاسخ براى اين پرسش ارائه دادم. اين دو پاسخ ، دو رسالت اصلى انجمن كتابدارى و اطلاع رسانى ايران است و مناسب است كه به عنوان دو شعار ممتاز و انگيزه ساز در نشريات، برگهاى عضويت، كارتهاى عضويت و سربرگ مكاتبات انجمن چاپ شود. اين دو رسالت كه مى‏تواند دو شعار انجمن و دو پاسخ به پرسش كتابداران نيز باشد عبارتند از: )(1ارتقاء سودمندى اجتماعى حرفه كتابدارى و اطلاع رسانى
)(2ارتقاء منزلت اجتماعى كتابداران و اطلاع رسانان
انجمن كتابدارى و اطلاع رسانى براى ارتقاء سودمندى اجتماعى حرفه و براى ارتفاء منزلت اجتماعى كتابدار و اطلاع رسان بوجود آمده است. اين دو، كلِ پاسخهايى را كه مى‏توان ارائه داد، در بطن خود دارند. انجمن برآن است تا اين دو رسالت و اين دو شعار را شكل دهنده، هدايت كننده و ارزيابى كننده هر حركت و هر فعاليت خود تلقى كند و شما كتابدار به انجمن مى‏پيونديد تا به ارتقاء سودمندى اجتماعى حرفه كتابدارى و اطلاع رسانى و منزلت اجتماعى كتابدار /اطلاع رسانى )يعنى شخص خود( يارى رسانيد.
در ارائه اين دو رسالت آگاهانه سودمندى اجتماعى مقدم بر منزلت اجتماعى در نظر گرفته شده است. زيرا تا حركتى حرفه‏اى براى اجتماع سودمند نباشد، عامل حركت و شاغلين آن رشته از منزلت اجتماعى برخور دار نخواهند بود. نگاهى بسيار مختصر به تاريخچه انسانها هميشه جاويدان و حرفه‏هاى قابل احترام )معنوى و مادى(، آشكار مى‏سازد كه سودمندى اجتماعى مقدم بر منزلت اجتماعى است. براى اختصار فقط چند مثال همه آشنا از حوزه كتابدارى و اطلاع رسانى غرب و شرق ارائه مى‏شود. جان ديويى با ارائه طرح رده‏بندى كه به دليل اتكاء به اعداد مى‏توانست براى رده‏بندى مواد كتابخانه‏اى در سراسر دنيا سودمند باشد، به منزلت اجتماعى پدر رده بنديهاى شمارشى و سلسله مراتبى منابع كتابى دست يافت. كاتر با ارائه قواعد فهرست نويسى سودمند براى همه فرهنگها به منزلت اجتماعى مهمترين تاثير گذار در حوزه فهرستنويسى توصيفى و موضوع دهى به كتابها دست يافت. اتله و لافونتن با پرداختن به ايده سودمند كنترل كتابشناختى بر همه انواع مواد حاوى اطلاعات، به منزلت اجتماعى پى‏ريزى كنندگان اطلاع رسانى دست يافتند. رانگاناتان با ارائه طرح كولون و استفاده از چهريزه‏ها، سودمندى اجتماعى طرحهاى رده‏بندى را دو چندان كرد و به منزلت اجتماعى ديگرگون كننده شيوه دستيابى به مواد چاپى كتابى و بويژه مواد غير كتابى دست يافت. فردريك گيلگور با راه اندازى بنگاه كتابشناختى به يكباره سودمندى اجتماعى فهرست نويسى تعاونى را به سطحى غير قابل تصورى افزايش داد و به منزلت اجتماعى بانى خطرپذير بنگاههاى كتابشناختى شناخته شد و ثمره تلاشهاى او امروز به عنوان پر استفاده‏ترين بنگاه كتابشناختى جهان يعنى ) (OCLC = Online Cpmputer Library Catalogueفعال است.
نمونه‏هايى از كتابدارى و اطلاع رسانى ايران نيز مى‏تواند ذكر كرد. كتابدارى و اطلاع رسانى در ايران در سال 1346در دوره كارشناسى ارشد در دانشكده علوم تربيتى دانشگاه تهران تولد يافت، و هنوز اولين نسل تعليم يافته خود را در صحنه دارد. در همين نسل اول تعدادى از تحصيلگردگان اين رشته به پاس سودمندى اجتماعى خدماتشان به منزلت اجتماعى بالاترين درجات دانشگاهى، به منزلت اجتماعى عضويت در بالاترين شوراهاى دانشگاهها، به منزلت اجتماعى سرپرستى مراكز اطلاع رسانى فراملى و به منزلت اجتماعى مشاور اطلاع رسانى رئيس جمهور دست يافتند.
شايد اهميت اين موفقيتها براى كتابداران جوان آشكار نباشد، اما همين چند موفقيت جايگاه علم كتابدارى و اطلاع رسانى، سودمندى اجتماعى اين رشته و منزلت اجتماعى شاغلان در آنرا در ايران
تثبيت كرد. نشان داده شد كه اين رشته نيز همطراز و گاه فراتر از ساير رشته‏ها به نيازهاى اجتماعى مرتبط به خود پاسخگواست و ميسر است كه شاغلان به آن به منزلتهاى اجتماعى دست يابند كه آرزوى شاغلان ساير رشته‏هاست.
نتيجه اينكه وقتى كتابدار و اطلاع رسان به منزلت اجتماعى دست مى‏يابد كه ثمره تلاشهاى حرفه‏اى او براى اجتماع سودمند باشد. آشكار است كه انجمن كتابداران نمى‏تواند بجاى كتابداران عمل كند و خود به تنهايى موجب سودمندى اجتماعى حرفه و منزلت اجتماعى كتابداران شود، امّا مى‏تواند بستر مناسب را براى هم انديشى و هميارى جمعى فراهم آورد و دستيابى به سودمندى اجتماعى و رسيدن به منزلت اجتماعى را تسهيل كند. بر اين اساس عضويت در انجمن يكى از شيوه‏هاى ارتقاء سودمندى اجتماعى حرفه و ارتقاء منزلت اجتماعى كتابداران است.

گروههاى تخصصى انجمن
چون سودمندى اجتماعى و منزلت اجتماعى هر فرد در نوع كتابخانه‏اى كه در آن كار مى‏كند بيشتر نمود مى‏يابد، عضوگيرى انجمن بايد نه به گونه‏اى عام بلكه به گونه‏اى تخصصى باشد. با توجه به اينكه تعداد قابل توجهى از كتابداران در انواع متفاوت كتابخانه‏ها شاغل هستند، اين امكان فراهم است كه كتابداران شاغل در هر نوع كتابخانه گردهم آيند و موضوعات مرتبط و مشترك را شناسايى و مورد توجه قرار دهند. در اين صورت مباحث مربوط به كتابخانه‏هاى دانشگاهى در گروه كتابخانه‏هاى دانشگاهى انجمن و مباحث مربوط به كتابخانه‏هاى عمومى در گروه كتابخانه‏هاى عمومى انجمن مطرح مى‏شود. همين شيوه در باره كتابخانه‏هاى آموزشگاهى و كتابخانه‏هاى ادارات نيز صادق است.
هر گاه به اين شيوه عمل شود، تعيين سمت و سوى حركت گروههامشخص مى‏شود. همه گروهها مى‏توانند سمت و سوى واحد، در عين حال انعطاف پذيرى را، پيش روى داشته باشند كه عبارت است از ) (1شناسايى و فراهم آورى همه منابعى كه با عناصر دخيل در موضوع مورد توجه كميته مرتبط است، ) (2سازماندهى به اطلاعات موجود در اين منابع، ) (3پردازش علمى اطلاعات سازماندهى شده و ) (4فراهم آورى توصيه‏هاى كارشناسانه براى تصميم‏گيرى و اقدام در مسائل خرد و كلان كشور در آن موضوع.

حداقل گروه‏هايى كه در شروع كار مى‏توان در نظر داشت موارد زيرند:

گروه آموزش كتابدارى و اطلاع رسانى، متشكل از اعضاى هيات علمى گروههاى كتابدارى و كسانى كه بهر شكلى مسئوليت آموزشى در حوزه كتابدارى و اطلاع رسانى را بر عهده دارد.

گروه كتابخانه‏هاى دانشگاهى، متشكل از كتابداران شاغل در كتابخانه‏هاى وابسته به موسسات آموزش عالى .

گروه كتابخانه‏هاى عمومى، متشكل از كتابداران كتابخانه‏هاى عمومى وابسته به ارشاد اسلامى و كتابخانه‏هايى كه با عنوان كتابخانه عمومى فعال اند و زير چتركتابخانه‏هاى وابسته به ارشاد اسلامى نيستند )كتابخانه‏هاى كانونهاى فرهنگى، كتابخانه‏هاى مساجد،...(

گروه كتابخانه‏هاى آموزشگاهى، متشكل از كتابداران اين كتابخانه‏ها يا علاقمندان به كار و پژوهش در باره كتابخانه‏هاى دبستانها، راهنماييها و دبيرستانها. به دليل اندك بودن كتابداران شاغل در اين كتابخانه‏ها ،كتابداران كتابخانه‏هاى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان در اين گروه جاى داده مى‏شوند.

گروه كتابخانه‏هاى ادارات ، سازمانها، مراكز اطلاع رسانى دولتى و غير دولتى، متشكل از كسانى كه در اين نوع كتابخانه‏ها و مراكز بكار اشتغال دارند.

برآن نيستم كه انديشه ورزيهاى، برنامه ريزيهاى و فعاليتهاى هر يك از اين گروها در رده هيات مديره انجمن انجام مى‏پذيرد، بلكه نقش هيات مديره انجمن بحركت در آوردن نيروهاى موجود در هر يك از انواع گروههاست. شناخت انجمن از واحدها و افراد تاثير گذار در هر يك از اين موضوعات و برقرارى ارتباط با آنها براى فعليت بخشيدن به مشاركت فعال آنها مهمترين كارى است كه هيت مديره انجمن بر عهده دارد. با فعال كردن افراد متعهد در هر يك از اين موضوعات سنگ بناى گروهها گذارده خواهد شد و بانيان و هدايت كنندگان اوليه گروههاتعيين خواهد شد.
با توجه به اينكه بخش قابل توجهى از جامعه كتابداراى ايران در خارج از تهران فعالند، واگذارى بخشى از مسئوليتها به واحدها و افراد شاخص خارج از تهران بسيار ضرورى است . ابتدايى‏ترين اقدام تعيين سرهسته )فرد يا سازمان( در همه مراكز آموزشى كتابدارى و اطلاع رسانى و كتابخانه‏ها و يا مراكز مهم اطلاع رسانى در داخل و خارج از تهران است. در ابتدا اين سر هسته‏ها نقش رابط و بعدا نقش هماهنگ كننده فعاليتهاى مرتبط با كتابدارى و اطلاع رسانى در محل را بر عهده خواهند داشت و احتمالا همين افراد يا مراكز، هيات مديره را در شكلى‏دهى به شعبه‏هاى انجمن در استانها يارى خواهند داد. . يادآور مى‏شود كه در حال حاضر تشكلهاى رسمى و غير رسمى از كتابداران در استانها موجود مى‏باشد، انجمن كتابداران كتابخانه‏هاى عمومى يكى از اين نوع تشكلهاست كه هيات مديره مى‏تواند با ايجاد انگيزه پيوستن آنها به انجمن را ترغيب كند. خيال مى‏كنم كه ماندگارى انجمن به ماندگارى شعبه‏هاى آن در استانها وابسته خواهد بود.
هنگامى كه اين گروهها شكل گرفتند و كار سازمان يافته خود را آغاز كردند، ابتدايى‏ترين كار تشكلهاى محلى، تعيين چند و چونى وضعيت كتابدارى ، اطلاع رسانى، كتابخوانى، كتابخانه‏اى و ديگر موارد مرتبط موجود در محل است. حاصل اين بررسيها ، ارزيابيها و شيوه‏هاى عملى رفع مشكلات يا تقويت موارد موجود ابتدا در اختيار تشكيلات محلى سپس در اختيار هيات مديره انجمن قرار مى‏گيرد تا در پيوند با مواردى كه در ساير مناطق انجام شده است، داده‏ها يا اطلاعات كل بدنه كتابدارى در هر موضوعى را مشخص كرده و به سياست گذارى، تعيين خط مشى و نوع فعاليتهايى كه بايد در پيوند با آنها انجام گيرد، بپردازد.
احتمالا يكى از وظايف مهم هيات مديره انجمن ترغيب رقابت سالم براى بهبود بخشيدن به وضع كتابدارى و اطلاع رسانى در هر منطقه يا محل است. فعاليتها، دستآوردهاى هر منطقه با شدت و تاكيد مناسب به اطلاع ديگر مناطق رسانده مى‏شود و ديگران نيز براى ايجاد تغيير مناسب ترغيب مى‏شوند. زمينه‏هاى لازم براى اين رقابت سالم را مى‏توان در مناسبتهايى كه همه ساله در پيوند با كتاب و كتابدارى در ايران برگذار مى‏شود، فراهم آورد. هفته كتاب، هفته پژوهش، هفته كتاب كودك، هفته نمايشگاه بين المللى كتاب و ... نمونه‏هايى از اين موقعيتها يا مناسبتها هستند.
هرگاه اين موارد را جدى تلقى كنيم در آنصورت آنچه كه هيات مديره انجام خواهد داد ، بيان نظرات و رواج انديشه‏هاى كارشناسانه در پيوند با كتابدارى و اطلاع رسانى ايران است كه در داخل گروهها و در مناطق مختلف كشور شكل گرفته؛ با ارزيابيها منتقدانه در سطح كشور توسط متخصصان حرفه پالايش شده؛ و رسيدن به آنها به ارزش اجتماعى تبديل شده است. آشكار است كه داشتن نظرات كارشناسه يك سوى مطلب و فراهم آوردن بستر مناسب براى فعليت بخشيدن به نظرات كارشناسانه براى تحقق سودمندى اجتماعى حرفه سوى ديگر مطلب است. دشوارترين وطيفه هيات مديره انجمن تلاش براى هموار سازى اين راه از طريق مشاركت در تصميمات يا نفوذ علمى در تصميمات كلان كشور است.

ديگر گروهها
هر گاه كتابدارى و اطلاع رسانى را مطالعه قواعد حاكم بر چرخه اطلاعات از توليد تا مصرف تعيين كنيم و بهره‏گيردى از قواعد را براى افزايش سودمندى اجتماعى كار كتابداران تلقى كنيم، در آنصورت تمام عناصر دخيل در چرخه اطلاعات و تمام قواعد مربوطه به آنها بايد مورد توجه انجمن باشد. اصلى‏ترين اين عناصر عبارتند از پديدآورندگان آثار، ناشران، كتابفروشان، كتابخانه‏ها و مراكز اطلاع رسانى ،و مصرف كنندگان )كتابخانه‏اى و غير كتابخانه‏اى، فردى و سازمانى( اطلاعات. در اين ميان و بويژه در سالهاى اخير، حرفه‏ها و مشاغلى در پيوند با رايانه و شبكه‏هاى اطلاعاتى بوجود آمده كه شاغلان در آنها نيز خود را اطلاع رسانى مى‏خوانند. جامعيت نگرى حكم مى‏كند كه هيات مديره انجمن به اين گروهها، قواعد حاكم بر رفتار آنها و تاثير آنها در افزايش سودمندى اجتماعى حرفه كتابدارى و اطلاع رسانى و منزلت اجتماعى كتابداران و اطلاع رسانان نيز توجه كند و در شكل دهى به آنها، يا بر قرار پيوند با گروههاى شكل گرفته آنها اقدام كند. اتحاديه ناشران و اتحاديه كتابفروشان، اتحاديه نرم افزار/ سخت‏افزار سازان يا نرم‏افزار/سخت‏افزار فروشان و جامعه نويسندگان ايران، تشكلهايى هستند كه برقرار ارتباط و جلب مشاركت آنها ضرورى است. مهمترين جلوه‏گاه ارتباط تنگاتنگ بين كتابداران و اطلاع رسانان با اين حرفه‏ها در نمايشگاه بين المللى كتاب ايران و همه ساله در ارديبهشت قابل رويت است.

نتيجه
منزلت اجتماعى )معنوى و مادى( كتابداران تحت تاثير سودمندى اجتماعى فعاليتهايى است كه در داخل حرفه و در پيوند با مردم در جريان است. انجمن كتابدارى و اطلاع رسانى ايران تشكلى است كه براى ارتقاء سودمندى اجتماعى حرفه و منزلت اجتماعى كتابدار و اطلاع رسانى بستر سازى مى‏كند. چون شرايط تحقق اين دو معيار در انواع كتابخانه‏ها و انواع موضوعات متفاوت است، پذيرش تخحصصى‏نگر بودن در عضوگيرى و شكل دهى به فعاليتها ضرورى است. تحولات ساختارى و توزيع نيروها، خدمات، و فعاليتهاى كتابدارى در سراسر كشور ، جلب مشاركت كتابداران شاغل در شهرستانها از طريق راه اندازى شعب انجمن را ضرورى ساخته است. واگذارى مسئوليتهاى بسترساز براى شناخت، گردآورى، سازماندهى و تجزيه و تحليل علمى مطالب به مناطق و حمايت انجمن از پالايش و ارزيابى آنها در سطح كشور توصيه مى‏شود. تلاش براى فعليت بخشيدن به نظرات كارشناسانه‏اى كه ارتقاء سودمندى اجتماعى حرفه و منزلت اجتماعى كتابداران و اطلاع رسانان رادر پى دارد و كسب موفقيت در اين تلاش، مى‏تواند انجمنى پايدار بوجود آورد.


معمولا يك رشته علمى و نيز يك حرفه هنگامى زاده مى‏شود كه مجموعه‏اى از مسائل و مشكلات در ارتباط با يكديگر، روال عادى زندگى يا روال حركت به جلوِ زندگى گروه، جامعه، يا كل بشريت را از مسير مطلوب منحرف مى‏كند. در چنين شرايطى فرد، عده يا گروهى از انسانها به اين انديشه روى مى‏آورند كه براى غلبه بر مسائل و مشكلات انجام اقدامات زير ضرورى است.
لازم است مجموعه مسائل مرتبط مورد نظر هم به لحاظ تاريخى و هم به لحاظ وضعيت فعلى كاملا مورد شناسايى قرار گيرد و مباحث مربوطه به شيوه‏اى كه بتوان آنها را بخوبى ادراك كرده و به سهولت به ديگران فهماند طبقه بندى شوند.
نيز لازم است كل ابعاد مسئله و انديشه ها و تجربيات بكار گرفته شده براى غلبه بر مسئله شناسايى شود. جنبه هايى از مسئله كه شيوه غلبه بر آنها مشخص است و پيامدهاى مثبت و منفى بكار بردن آن شيوه‏ها و تجربيات مدون شود. نيز لازم است جنبه‏ها و حوزه هايى از موضوع كه هنوز ناشناخته مانده و مى‏بايد بر روى آنها مطالعات جدّى انجام گيرد معلوم گردد.

با پيگيرى موارد بالا و پيشرفت در گروه‏بندى دانسته‏ها ،پيامدهاى اقدام بر اساس دانسته‏ها، و برجسته سازى نادانسته‏ها ارزشمند براى دانسته شدن، پيكره‏اى از دانش مربوط به يك رشته شكل مى‏گيرد و مسيرهاى مطالعاتى مربوطه شناسايى مى‏شود.

كتابدارى و اطلاع رسانى به عنوان يك رشته علمى و نيز به عنوان يك حرفه در حال گذر از مسيرى مشابه با ساير علوم و حرفه‏هاست. اينكه اين علم يا اين حرفه در كجاى اين مسير قرار دارد، نيازمند بحث و بررسى در چهارچوب معيارهاى شناخته شده براى حرفه يا غير حرفه بودن يك رشته است. حداقل 5معيار زير براى حرفه بودن، پذيرش عام يافته است.

وجود حوزه‏اى بادوام از موضوعات يا دلمشغوليهاى انسانى
وجود پيكره مدونى از اصول )معرفت يا دانسته‏هاى نظرى (
وجود پيكره مدونى از عمليات و تجربيات )دانسته‏هاى عملى(
وجود استانداردهايى براى عملكرد ها
وجود مجموعه‏اى مدونى از مسئوليتها و اخلاقيات

دستيابى به بخش قابل توجهى از اين معيارها در حوزه كتابدارى و اطلاع رسانى، از طريق پرداختن به مواردى كه در ابتداى اين نوشته به آنها اشاره شد، به باور عده‏اى ميسر شده و به باور عده‏اى خيال مى‏كنيم كه ميسر شده است. آثار اين عدم توافق را در گزينش اسامى متفاوت براى دانشكده‏هاى كتابدارى و اطلاع رسانى مى‏توان رديابى كرد. برخى دانشكده‏ها بر روى علم كتابدارى و اطلاع رسانى و برخى ديگر بر روى مطالعات كتابدارى و اطلاع رسانى تاكيد دارند. اين احتمال وجود دارد كه شفاف ن نبودن شرايط فعلى معيارهاى پنجگانه بالا در كشورهاى متفاوت به اين تفاوت نظرات دامن زده باشد. در نوشته هايى كه طى دو سه سال گذشته به فارسى منتشر شده است، بويژه در آثارى كه بود و نبود تئورى در حوزه كتابدارى و اطلاع رسانى را به بحث گذارده‏اند، نيز اين عدم شظفافيت، كاملا بچشم مى‏خورد.
خيال مى‏كنم كه اگر مدتى بجاى استقبال از مقالات و كتابهايى در موضوعات پراكنده، مطالعات، تحقيقات و حتى ترجمه‏هاى اين رشته را متوجه 5معيار اصلى حرفه شدن يك حوزه كنيم به شفافيت بيشترى در باره حرفه بودن يا نبودن كتابدارى و اطلاع رسانى دست مى‏يابيم. پيشنهاد نمى‏كنم كه در آثارى كه در اين حوزه توليد مى‏شود هر پنج معيار همزمان مورد توجه قرار گيرد، مناسب مى‏دانم كه هر يك از معيارها جداگانه مورد توجه، بحث و نقد قرار گيرند. باشد كه با اين گونه نگاه، به شفافيت بيشترى در آنچه كه آموزش علم كتابدارى و اطلاع رسانى مى‏ناميم و پرداختن به امور عملى كه حرفه كتابدارى و اطلاع رسانى مى‏خوانيم، دست يابيم.



بسيار خوانده و بسيار شنيده‏ايم كه كتابخانه يك نهاد اجتماعى است. هرگاه كتابخانه را همانند ساير نهادهاى اجتماعى تلقى كنيم، احتمالا به اين نكته توجه داريم كه كتابخانه سازمانى از سازمانهاى اجتماعى است كه بنا به نياز جامعه ضرورت آن درك مى‏شود و اجتماع براى شكل‏گيرى، تداوم فعاليت و رشد متناسب يا توقف فعاليتهاى آن دخالت جدّى دارد. با اين ديدگاه جامعه ايجاد كننده، حافظ و احتمالا از بين برنده آن است. در اين دوران، بويژه در حوزه‏هاى فرهنگى، كمتر شاهد سازمان يا تشكيلاتى هستيم كه دولت يا يكى از واحدهاى وابسته به آن در ايجاد، نگهداشت و رشد آن دخالت نداشته باشد. تحت چنين شرايطى با تغييرات در فلسفه يا اهداف يا امكانات واحد حامى، سازمان فرهنگى بوجود آمده نيز دستخوش تغييرات مى‏گردد. در اينصورت اكثر نهادهاى اجتماعى امروزى، زاده برنامه‏ها، 8علايق و يا اجبارهاى دولتى يا حكومتى هستند. بر همين اساس است كه با تغيير برنامه‏ها يا با تغيير دولتها يا حكومتها بسيارى از اينگونه سازمانها از بين مى‏روند و سازمانهاى ديگرى جانشين آنها مى‏شوند.
در اين ميان سازمانها يا تشكيلاتى هستند كه فارغ از برنامه‏ها، علايق و اجبارهاى دولتى و حكومتى همواره به خواست و با همّت مردم پابرجا مى‏مانند و تحت هر شرايطى كاركردهاى خود را به انجام مى‏رسانند. بارزترين اين سازمانها يا تشكيلات در ايران مساجد و هياتهاى مذهبى و تا اندازه‏اى انجمنهاى ادبى هستند.
هريك از ما در دوران حيات خود به عينه شاهد بوده‏ايم كه هر جا تعدادى خانه بنا شده و تعدادى خانوار در آنجا ساكن شده اند، مكانى - زمين يا ساختمانى بزرگ يا كوچك، صرفا توسط همان خانوارها به مسجد يا حسينه اختصاص يافته و مردم همان محل با ايجاد هيأتى مذهبى عهده دار شكل‏گيرى و فعاليتهاى مسجد و حسينه شده اند. همه شاهد بوده‏ايم كه هم در واگذارى زمين يا ساختمان و هم در تشكيل هيأت مذهبى هيچ قانون از پيش تعيين شده دولتى و هيچ نظام تعيين صلاحيت و هيچ نظام دولتى بودجه تعيين كن دخالت ندارد و همه شاهد هستيم كه در زمانهاى خاص فعاليتهايى خاص، بدون تبليغات پرسر و صدا، توسط مردم همان محل در اين مكانها انجام مى‏شود و در انجام اين فعاليتها هيچ عامل بازدارنده‏اى نمى‏تواند وجود داشته باشد. انجمنهاى ادبى نيز كم و بيش وضعيتى مشابه دارند.
بر اين باور هستم كه اينگونه سازمانها نهادهاى اجتماعى به معناى واقعى خود هستند. زيرا هرگاه قرار باشد فعاليتى در آنها انجام گيرد درب آنها باز مى‏شود و آن فعاليت توسط اين فرد يا آن فرد، اين گروه يا آن گروه انجام مى‏شود و همه اين افراد و همه اين گروهها براى بهتر انجام شدن فعاليتهاى مورد نظر از هيچ كوششى دريغ ندارند و مهمتر اينكه هر فرد يا گروه مى‏كوشد كه در رقابتى سالم با ديگر افراد يا گروهها درحّد توان خود، شايستگى خود را بنمايش گذارد.
من كتابخانه‏اى را نهاد اجتماعى مى‏دانم كه اينگونه شكل گرفته باشد، اينگونه به حيات خود ادامه داده باشد و اينگونه رشد كرده باشد. با نگاهى به تاريخچه كتابخانه‏ها، بويژه كتابخانه‏ها اسلامى، نمونه‏هايى قابل توجه از اينگونه كتابخانه‏ها را مى‏توان رديابى كرد. جالب است كه مكانهايى كه اينگونه كتابخانه‏ها در آن داير شده‏اند، على رغم سالهاى بسيار طولانى كه از عمر آنها گذشته يا اثرى از آنها باقى است و يا ويژگيهاى آنها كاملا ثبت شده و شناخته شده است.
بسته به استحكام ساختمان و بسته به استحكام ايده‏اى كه آن بنا و كتابخانه آن بنا را شكل داده است، هم بنا و هم كتابخانه آن عمر كرده است. امّا كم نبوده‏اند بناها و كتابخانه‏هاى قرار گرفته در آنها كه نه به دست اجتماع بوجود آورندگان آن بلكه به دست اجتماعى كه مخالف ايده‏ها و باورهاى آن اجتماع بوده است از بين رفته‏اند و ديگر در شكل اوليه امكان بروز نداشته‏اند. در مقابل، بويژه هنگامى كه ايده اصلى از استحكام فراوان برخوردار بوده است، با حمايت جدى اجتماع به حيات خود ادامه داده‏اند. نمونه‏اى برجسته از اين گونه مكانها و كتابخانه‏ها، كتابخانه آستان قدس رضوى است كه با حمايت پيروان ايده متبلور در آن، بنا بر تاريخ هفتصد سال به حيات خود ادامه داده است و براى اين ادامه حيات جز به اجتماع، به دولت يا حكومتى وابسته نبوده است. در دوران جديد نيز كتابخانه هايى مشابه نيز قابل رديابى است. از جمله كتابخانه حسينه ارشاد در تهران را مى‏توان نام برد. اين كتابخانه نيز زاده اجتماع است و جامعه حافظ بقاى آن است. حسينه و كتابخانه‏اى است كه مردم آنرا ساخته‏اند، مردم آن را حمايت و نگهدارى مى‏كنند و مردم برنامه هايى را كه مناسب مى‏دانند در آن اجرا مى‏كنند. نمونه‏هاى بسيارى از اينگونه كتابخانه‏ها در سراسر ايران قابل شناسايى است. اين كتابخانه‏ها بواقع نهاد اجتماعى هستند و نوسانات در در آمدهاى دولتى، نوسانات در انگيزه‏هاى دولتى، و تغييرات در سازمانهاى دولتى و حكومتى بر آنها بى تاثير است.
براين اساس كتابخانه‏هاى عمومى، كتابخانه‏هاى آموزشگاهى، كتابخانه‏هاى دانشگاهى و كتابخانه‏هاى تخصصى، كه بود و نبود آنها تابعى است از خواسته‏هاى سازمان مادر آنها، نهاد اجتماعى به مفهومى كه در بالا به آن اشاره شد نيستند. بر همين اساس است كه اگر درب اين كتابخانه‏ها را ببندند، مواد جديدى به آنها اضافه نكنند يا مواد موجود در آنها را جا بجا كنند يا از بين ببرند، معترض جدى و دراز مدت براى اين اعمال وجود ندارد. كم نيستند كتابخانه هايى كه در چند دهه اخير بسته شده‏اند، يا موادى به آنها اضافه نشده است و يا مواد آنها از جايى به جاى ديگر انتقال يافته، يا موادى از آنها به اصطلاح وجين است، هيچ نقدى يا اعتراضى شنيده يا ديده نشده است. يا اگر اعتراضى بوده بسرعت رنگ باخته است. چيزى كه با بسته شدن يا تخريب مسجدى به سرعت و باشدت قابل رويت بوده و هست. كم نيستند كوچه و يا خيابانهايى كه فقط به دليل وجود حسينيه يا مسجدى در آنها، خيابان يا كوچه، پيچ و خم دار باقيمانده و شهردارى امكان تخريب آنها را نيافته است. يك نمونه از اين وضعيت پيشرفتگى حسينه اعظم اهواز در خيابان اصلى شهر بود كه در سراسر دوران رژيم قديم دست نخورده باقى ماند. چنين وضعيتى در يكى از كوچه‏هاى فرعى اطراف چهار راه خواجه ربيع در مشهد نيز هنوز وجود دارد.
در سالهاى اخير، بويژه در دورانى كه نوعى رقابت منطقه‏اى براى بهتر نشان داده شدن براى كسب برخى امتيازات در خراسان در جريان است، كتابخانه‏هاى عمومى به يارى اجتماع قوت و توان يافته‏اند و عارى از اتكاء به يارى رسانيهاى دولت، و به مدد يارى رسانيهاى مردم به موقعيتى برتر دست يافته‏اند. خيال مى‏كنم كه اينگونه رقابتها به شكل ديگرى و در قالب انگيزه سازيهاى شوراهاى اسلامى شهرها و روستاها مى‏تواند سودمند باشد و زمينه‏اى مناسب براى اقدام مستقل مردم فراهم آورد. در عين حال خيال نمى‏كنم اقداماتى كه با عنوان كانونهاى فرهنگى مساجد به هدايت ادارات ارشاد اسلامى صورت مى‏گيرد به رونق كتابخانه به عنوان نهاد اجتماعى آنگونه كه در اين نوشته مورد نظر است بيانجامد.
جا دارد كه اينگونه رقابت سالم براى بهتر كردن شرايط فرهنگى مردم در شوراهاى اسلامى شهرها مورد تاكيد قرار گيرد و هر اقدام سودمند در جهت خدمت بيشتر به مردم در حوزه‏هاى فرهنگى و هنرى و... مورد توجه ساير شوراهاى اسلامى قرار گيرد و بر تقليد از آن خدمت مناسب و يا به خلاقيتى مناستر از آن در حوزه فعاليت خود تاكيد كنند. تغييرات مثبت مبتنى بر خواست مردم در وضعيت كتابخانه‏هاى عمومى مى‏تواند معيارى باشد براى ارزيابى خدمات فرهنگى شوراهاى اسلامى شهر و روستا. نمونه هايى از اين رقابت سالم براى خدمت فرهنگى به مردم را مى‏توان در گزارشهايى كه كتابداران كتابخانه‏هاى عمومى در نشريه مشاركت منتشر مى‏كنند شاهد بود. اميد است كه شوراهاى شهر و روستا به اين رقابت سالم در رشد اوضاع فرهنگى محل خدمت خود توجه كنند و زمينه را براى مشاركت جّدى مردم در رشد فرهنگى شهر و روستاى خود فراهم آورند. باشد كه با اين خلاقيتها كتابخانه‏هاى عمومى همتاى كتابخانه‏هاى مساجد و هياتهاى مذهبى به نهاد واقعا اجتماعى نبديل شوند.