زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
كنكاشى نظرى در باره كتابخوانى /كتاب نخوانى
محمد حسين ديانى
ويژه نامه نمايشگاه كتاب خراسان 1383

يكى از قابليتهاى مهم انسان در مقايسه با حيوان، توانا بودن انسان در برقرارى ارتباط با ديگران با استفاده از زبان است. زبان را مجموعه‏اى از علائم و نشانه‏هاى صوتى يا كتبى براى بيان معانى اشياء و پديده‏هاى عالم خارج بمنظور ايجاد ارتباط از طريق اين معانى تعريف كرده‏اند )مقدس،
.(1374با استفاده از زبان برقرارى ارتباط اجتماعى ميسر مى‏شود و ارتباط اجتماعى مبتنى بر زبان يكى از مهمترين ابزارها براى يادگيرى است.
انسان در طول تاريخ طولانى عمر خود، ارتباط كلامى خود را بصورت شفاهى اعمال مى‏كرده است. پيام‏ها به صورت گفتن از فرستنده پيام به گيرنده آن مى‏رسيده است و گيرنده نيز از طريق گوش دادن، آن را دريافت مى‏كرده و مى‏كند. گفتن و گوش دادن در طى زمانهاى طولانى قبل از پيدايش خط، تنها وسيله ارتباطى بين افراد و گروههاى انسانى و جوامع بشرى بود. محدوديت مهم ارتباط شفاهى، بُرد محدود صوت و قابليت شنوانى انسان در فاصله‏هاى نزديك است. به اين معنا كه كسانى مى‏توانستند با يكديگر ارتباط برقرار كننده كه در فاصله مكانى محدودى نسبت به يكديگر قرار داشته و در لحظه مشخصى از زمان با يكديگر به برقرارى ارتباط بپردازند.
با اختراع خط اين امكان پديد آمد تا انسان به روش ديگرى با همنوعان خود ارتباط برقرار كند. به بيانى آشكارتر، با اختراع خط دو ركن نوشتن و خواندن نيز به عنوان بخشى از زبان شناخته شد. خصلت مهم اينگونه ارتباط اين است كه بُعد مكانى و بُعد زمانى لازمه برقرارى ارتباط نيست. اختراع خط، كتابت و سپس اختراع چاپ كتب، مجله و روزنامه، انسان را قادر ساخت تا پيام‏ها و افكار و انديشه‏هاى خود را بنويسيد و از اين طريق به ديگرانى كه در مكانها و در زمانهاى متفاوت از وى قرار دارند منتقل كند. با فراهم آمدن كتاب، نگارش انديشه‏ها، تجربيات و دانسته‏ها، ميراث فرهنگى و علمى بشر با غناى بيشتر از گذشته از نسلى به نسل ديگر منتقل مى‏شود و اين تجمع و ادغام مداوم انديشه‏ها تجربيات و دانسته‏ها، اساسى‏ترين قابليتهاى انسان براى پيشرفت، ترقى و رفاه اجتماعى است .
باتوجه به موارد بالا، مشخص است كه زبان، اين وسيله ارتباط اجتماعى انسان امروز، داراى چهار ركن اساسى گفتن، گوش دادن، نوشتن و خواندن است. از بين اين چهار ركن، ركن خواندن كمتر از سه ركن ديگر محدويت دارد. دو ركن گفتن و گوش دادن كماكان محدوديت مكانى و زمانى را در بطن خود دارند و ركن نوشتن نيز هيچگاه به سادگى پرداختن به ركن خواندن}- Pارتباطهاى صوتى و تصويرى، بويژه، مواردى كه با شبكه‏هاى رايانه‏اى در پيوند است، در حال ايجاد تحول در اين محدوديت است. {Pنبوده است. براين اساس، خوانمدن كه آنرا معادل مطالعه مى‏دانيم، از اركان عمده زبان براى برقرارى ارتباط اجتماعى است.
از طرف ديگر، هر نوشته‏اى با هدفى يگانه يا چند گانه توليد مى‏شود. عامترين و رايجترين هدف نوشتن، خوانده شدن است. يعنى نوشته مى‏شود تا خوانده شود. بگونه‏اى مشابه، خواندن نيز با هدفى واحد يا هدفهاى چند گانه انجام مى‏شود. به نظر هوشنگ ابرامى اهداف خواندن را مى‏توان به تعداد افرادى كه مى‏خوانند، گسترش داد. اما از بين همه اهداف، دو هدف خواندن به قصد لّذت و خواندن به قصد يادگيرى رايجتر و گسترده‏تر است. وى با تجزيه و تحليل آمار كتابهاى منتشر شده فارسى در سالهاى قبل، اعلام مى‏دارد كه با گذشت زمان، كتابهايى كه براى يادگيرى توليد مى‏شوند بيش از كتابهايى است كه براى لّذت بردن نوشته شده‏اند )ابرامى، .(1350در سالهاى اخير كه شرايط براى مشاركت عده بيشترى از افراد در فعاليتهاى اجتماعى مناستر شده و اشغال پستهاى سازمانى يا پستهاى علمى مسئوليت پذيرى را در بطن خود پزوزانده و هر اقدام و تصميم نيازمند اطلاعات معتبر، بموقع و روز آمد، با حساب پس دهى همراه است، خواندن به قصد تصميم‏گيرى نيز به دو مورد قبلى اضافه شده است. واقعيت اين است كه هر يك از انواع خواندن مى‏تواند بطور همزمان ديگرى را نيز به همراه داشته باشد. امّا، در هر خواندنى يكى از اين موارد بر موارد ديگر غلبه دارد.
به هنگام خواندن هر آنچه كه در محدوده هنر بطور عام مى‏گنجد، در آن خواندن به قصد لّذت غلبه دارد. در خواندن شعر، داستان، نمايشنامه، طنز، فيلمنامه و مواردى از اين گروه، لّذت حضورى فعال دارد. چون زندگى بدون لّذت، عارى از لطف و بى روح است، خواندن به قصد لّذت مى تواند بخشى از فعاليتهاى انسانى براى دستيابى به شور و حال و نشاط باشد.
مى‏دانيم كه هر انسانى براى تداوم موفقيت‏آميز زندگى روزانه خود به مجموعه‏اى از دانسته‏ها، نگرشها و مهارتها نياز دارد و مى‏دانيم كه هدف اصلى هر نظام آموزشى مطلوب، توجه به آموزش و پروش انسانها در سه حيطه شناختى، عاطفى و 8روانى حركتى است. در اين سه حيطه به ترتيب برنامه‏هاى دانش افزايى، اصلاح و تغيير نگرش‏ها و مهارت آموزى انجام مى‏پذيرد. دانش افزايى كه مربوط به حيطه شناختى است، به رشد توانانى‏ها و آگاهى ذهنى فرد منجر مى‏شود. برنامه‏هاى مربوط به اصلاح وتغيير علاقه‏ها، نگرش‏ها و ارزش‏هاى مورد قبول فرد در حيطفه عاطفى اثر مى‏گذارد و سرانجام مهارت آموزش به حيطه روانى حركتى مرتبط است و به افزايش مهارت‏هاى عملى افراد منجر مى‏شود. پرداختن به اين سه حيطه مى‏تواند متكى به كلاس و معلم يا معلم محور باشد و مى‏تواند متكى به آثار مكتوب يا كتاب محور باشد )نهضت سواد آموزى، .(1379گزينش هر يك از دو شيوه يا تركيبى از اين دو شيوه براى فراگيرى، خواندن به قصد يادگيرى ناميده مى‏شود.
سومين نوع خواندن، خواندن به قصد بهتر تصميم گرفتن و بهتر عمل كردن است. در اين دوران، تقريبا براى هر گونه تصميم‏گيرى و هر گونه اقدامى، گزينشهاى متفاوتى وجود دارد و بخشى از اين گزينشها در ذهن تصميم‏گير يا اقدام كننده موجود است و تعداد بيشترى از گزيشنها در منابع حاوى اطلاعات، كتابها، مقالات و...، ثبت است. انسان امروز ناچار است از بين گزينه‏هاى متفاوت، مناسبترين، مطلوب‏ترين، كم خطرترين يا پرثمرترين را برگزيند. تاكيد بر خواندن به قصد بهتر تصميم‏گيرى، ايده آل تمام فعاليتهاى آموزشى در كشورهايى است كه نيروى انسانى را مهمترين، بى پايانترين و سودآورترين سرمايه مى‏دانند )ديانى، .(1379
انسانى براى هر كارى كه انجام مى‏دهد، نيّت يا هدف خاصى را دنبال مى‏كند. اين نيات ممكن است آشكارا بيان شود، مانند آنچه در اعمال مذهبى انجام مى‏دهيم. در خواندنهايى كه با هدف قبولى در امتحان يا آزمونى انجام مى‏شود نيز هدف يا نيّت خواندن كاملا آشكار است. امّا، خواندنهايى وجود دارد كه بهنگام پرداختن به آنها، نيّت آشكارا بيان نمى‏شود، حال آنكه در ذهن به آن توجه مى‏شود. براين اساس، هر يك از انواع خواندن كه در اين نوشته به آن توجه شده است بايد از علّتى سرچشمه گرفته و معلول مشخصى را كه پاداش تلاش است به ارمغان بياورد. به بيانى ديگر، در هر خواندنى معقول انديشى حضور آشكار يا پنهان دارد. در غير اينصورت عمل خواندن به كارى بيهوده تبديل مى‏شود و احتمالا به همين دليل است كه خواندنهاى اجبارى، مثلا در اتاق انتشار پزشك، كه صرفا براى گذراندن وقت انجام مى‏شود، عملا وقت كشى، و نه صرفا استفاده از وقت كه معقول انديشى انسان طالب آن است، تلقى مى‏شود.
نكته آنكه، هرگاه عملى در پى نيّتى انجام گيرد، در گزينش نيّت و اقدامى كه به عمل مى‏آيد، دستيابى به هدف حضور دارد و ذهن انسان در گزينش نيّت و در اقدامى كه به دنبال نيّت انجام مى‏دهد، معقول انديش است. يعنى، از بين راههاى متفاوتى كه براى رسيدن به هدف در اختيار انسان است، موردى برگزيده مى‏شود كه حاصل بيشترى دارد و كوشش كمترى مى‏طلبد. تحقيقات زيف درباره طول كلماتى كه انسانها براى بيان نظرات خود برمى گزينند، اين نكته را بخوبى مى‏نماياند. وى نشان داد كه انسانها براى بيان نظرات خود از واژه هايى استفاده مى‏كنند كه كوتاهتر و روانترند )ديانى، .(1379تحقيقاتى مربوط به خوانايى نوشته‏ها نيز همين انديشه را تقويت مى‏كند. براساس اين يافته‏ها، نوشته‏اى كه كلمات بيشتر از سه هجا را بيشتر بكار مى‏برد در مقايسه با نوشته‏اى كه تعداد كمترى كلمات بيشتر از سه هجا را بكار برده، ساده‏تر خوانده و فهميده مى‏شود. همين يافته‏ها، يعنى كوتاهى جملات و اندك بودن پيامها در هر جمله را عامل خواناتر شدن نوشته مى‏دانند. تحقيقات لوتكا و بردفورد نيز نوعى همراهى با ايده كوشش كمتر براى كسب اطلاعات بيشتر را بنمايش مى‏گذارند. آنها نشان داده‏اند كه تعداد كمى از انسانها منبع اصلى بيشترين اطلاعات توليد شده هستند و تعداد اندكى از مجلات بيشترين مقالات را در حوزه موضوعى خاصى منتشر مى‏كنند و استفاده از اين دو گروه مى‏تواند اطلاعات بيشتر را با مطالعه كمتر براى انسان فراهم آورد.
نتيجه اينكه معقول انديشيدن توجه به اولويت را در بطن خود دارد. هر گاه تعيين اولويت را با تكيه به نظريه سلسه مراتب نيازهاى ابراهام مزلو مورد توجه قرار دهيم، مى‏بايد بپذيريم كه براى انسان در شرايط متفاوت نيازهاى متفاوتى مطرح است و هر عمل انسان، از جمله عمل خواندن او، در شرايط خاص با نيّت مشخصى انجام مى‏شود. در اين چار چوب پرسشى كه مى‏تواند مطرح شود اين است كه مردمان بالقوه كتابخوان ايران براى دستيابى به كدام يك از نيازها يا نيّات سه گانه خود كه در اين نوشته به آنها توجه شد، از طريق خواندن تلاش مى‏كنند و معقول انديشى، و تكيه آنها بر اصل كمترين كوشش، ملازم پرداختن به كدام نوع خواندن براى رسيدن به هدف خاص آنهاست؟ پاسخ مبتنى بر تحقيقات براى اين پرسش مى‏تواند، دلايل كتابخوانى كتاب خوانها و پاسخ كتاب نخوانى كتاب نخوانها را برايمان آشكار كند.

منابع :

ابرامى، هوشنگ. تحول محتواى كتاب در ايران. كتاب امروز. شماره 1
ديانى، محمد حسين. »نظرات بنيانى در باره كتابخوانى«. فصلنامه كتابدارى و اطلاع رسانى آستان قدس رضوى.سال اول، شماره دوم. زمستان .1376
مقدس جعفرى، محمد حسن. »بررسى ابعاد آموزشى و اجتماعى مطالعه. فصلنامه پيام كتابخانه. سال پنجم. شماره 3و .4پائيز و زمستان .1374