زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
عوامل دخيل در كيفيت نشركتاب
محمد حسين ديانى
براى نشست ناشران خراسان در مرداد ماه 1384نوشته شد،

سرسخن

کيفيت محتواي کتاب

در يک نگاه کلي ، ‌کتبايهايي که ناشران منتشر مي کنند در يکي از سه حوزة علوم و تکنولوژي ،‌ علوم اجتماعي و علوم انساني قابل طبقه بندي هستند. گرچه معيارهاي کيفي ارزيابي کتابهاي هر يک از اين حوزه ها متفاوت از ديگري است ، اما، معيارهاي مشترکي براي سنجش کيفي همه آنها وجود دارد. عامترين معيار مشترک اين است که کتاب بک منبع رديف اول است يا منبع رديف دوم يا منبع رديف سوم.
آثاري که انديشه ، روش ، ‌نگرش يا واقعيت ناشناخته اي را براي اولين بار گزارش مي کنند ،‌ منابع نومايه يا منابع رديف اول ناميده مي شوند و ممکن است محتواي آنها در شکل دهي به دانش موثر باشد. منابع رديف اول در علوم انساني منابعي هستند که انديشه نويي را در قالب يکي از اشکال شعر،‌ نمايشنامه ، ‌نقاشي ، ‌ داستان ،‌ گزارش باستانشناسي ،‌ بحثهاي فلسفي ، ‌تحليل تاريخي در خود ثبت کرده اند. منابع رديف اول در علوم اجتماعي و نير در علوم و تکنولوژي منابعي محسوب مي شوند که حاصل تحقيقات جديد را بگونه اي منفرد يا در ترکيبي نوتر از آنچه قبلا وجود داشته منتشر مي کنند.
منابعي که محتواي منابع رديف اول را توصيف کرده يا توضيح مي دهند ، ‌تجديد ساختار و تغيير نظم مي دهند يا در زمينه خاصي مورد استفاده قرار مي دهند ، ‌منابع رديف دوم ناميده مي شوند. منابع رديف دوم ،‌ به ويژه در قالب کتابهاي درسي و کمک درسي ، ‌در آموزش ، ‌ترويج دانش و همه فهم کردن علم کاربرد دارند.
بنا به موارد بالا کتابها را مي توانيم به لحاظ کارکرد و اثر گذاري بر فرد وجامعه به دو گروه تقسيم کنيم : (1) کتابهايي که دانش و انديشه هاي جديدي را مبتني بر انديشه هاي موجود ارئه مي دهند و (2) کتابهايي که دانش و انديشه هاي ماندگار بشري را براي مخاطبان با توانائيهاي ذهني و دانشي متفاوت ، ‌توصيف يا تشريح مي کنند.
منابعي نيز وجود دارند که در هيچ يک از دو گروه بالا قرار نمي گيرند. اين منابع را منابع رديف سوم مي نامند و هدف اصلي از توليد آنها اطلاع رساني درباره منابع رديف اول و منابع رديف دوم است . اين گروه از کتابها ،‌ در کتابخانه ها به عنوان کتابهاي مرجع شناخته مي شوند . اين کتابها يا پاسخ کوتاه پرسش را خود ارائه مي کنند مانند فرهنگها و يا مشخص مي کنند که پاسخ در چه کتابي وجود دارد (‌مانند کتابشناسيها).
منابع رديف اول را مي توان منابع دانش پرور و منابع رديف دوم و سوم را مي توان منابع دانش گستر ناميد.
حال که توليد علم اصلي ترين موتور حرکت براي دستيابي به اهداف سند بيست ساله است ،‌ فراهم آوردن شرايط براي پرورانده شدن دانش و خلق انديشه هاي نو مهمترين وظيفه سياستگذاران و مجريان وزارتخانه ها و به ويژه سه وزارتخانه علوم ،‌تحقيقات و فنآوري،‌ وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکي و وزارتخانه ارشاد اسلامي است . در پيوند با بحث اين نوشته ،‌ لازم است که اين وزارتخانه و سازمانهاي دولتي مرتبط با سياستگذاري ، ‌تخصيص بودجه ،‌ به کارگيري توانمندان علمي و پژوهشي و هدايت امور تحقيقات، زمينه هاي مناسب توليد علم را ميسر سازند و ناشران دولتي حاصل تحقيقات نومايه را در قالب کتاب يا گزارش تحقيق منتشر کنند. واگذاري نشر اين آثار به ناشران دولتي از چند جهت قابل توجيه است . مهمترين مورد اين است که مخاطب اين آثار گروهي اندک از متخصصان همطمراز با پژوهشگران اصلي هستند و لذا ،‌ اين آثار عليرغم بازده اقتصادي بسيار بالايي که براي کل جامعه دارند ،‌ فاقد بازده اقتصادي به معناي مورد نظر ناشران خصوصي مي باشند. اين نکته در ادبيات مربوط به نشر در عبارت " ناشران خصوصي به چاپ کتاب هاي تئوريک و کتابهايي که گزارش تحقيقات را منعکس مي کنند ، ‌رغبت ندارند" ‌منعکس شده است . نکته دوم اين که ، تعداد اين کتابها آن قدر کم است که نمي تواتند مقدار قابل توجهي از هزينه و وقت تعداد اندکي از ناشران ايران را پوشش دهد و آنها را ،‌ به لحاظ اقتصادي ، سرپا نگهدارد.
منابع رديف سوم در مفهومي که در بالا به آن پرداخته شد نيز همانند منابع رديف اول جاي چنداني در فعاليتهاي ناشران خصوصي ندارد . گو اين که هستند ناشران خصوصي که در نشر فرهنگها ي يک زبانه و دو زبانه فعاليت مي کنند ،‌ اما ، ‌تعداد اين ناشران بسيار اندک است .
براين اساس ، ‌آنچه که در حيطه فعاليت ناشران خصوصي قرار مي گيرد ،‌منابع رديف دوم در معنايي است که در بالا به آن اشاره شد. زيرا بخش قابل توجهي از جامعه ايران در سنيني هستند که مي آموزند ، ‌برگستره دانش خود مي افزايند و به درک بسياري از دانسته هاي علمي ،‌ فلسفي ، ‌اجتماعي ، ‌سياسي و اقتصادي و … نياز دارند. شاخصه مهم اين آثار تاليف يا ترجمه بودن آنها ست.
تاليف به معناي الفت برقرار کردن بين دانسته هاي پراکنده يا دانسته هاي مجزا از هم است و ترجمه به معناي برگرداندن متني ، ‌بيشتر تاليفي ، ‌از زبان ديگر به زبان فارسي است . مهمترين شاخصه کيفيت در يک اثر تاليفي اعتبار ، ‌صحت و دقت محتوي است . براي دستيابي به اين سه معيار ، ‌مولف بايد (1) با منابع معتبر مربوطه آشنايي تخصصي داشته باشد. مولف معتبر براي نگارش آثار خود به آثار مولفان معتبر تکيه مي کند و يا "‌نخبگان از آثار نخبگان استفاده مي کنند "‌. در دسترس بودن منابع معتبر فارسي و غير فارسي از استلزامات اوليه توليد منابع معتبر است ؛ (2) انتقال مطالب از منابع معتبر را به درستي انجام دهد ؛ و (3) در برقراري پيوند و ارائه تفاسير يا تحليل مبتني بر اطلاعات انتقال داده شده از دقت لازم برخوردار باشا.
به بياني ديگر مولف بايد در موضوع کتابي که تاليف يا ترجمه مي کند ، ‌تخصص داشته باشد. متخصص کسي است که هم از تاريخچه وقايع مهم يک رشته علمي آگاهي کامل داشته و هم با وضعيت فعلي رشته علمي کاملا آشنا ست . به ويژه مورد دوم براي نگارش کتابي که مخاطبان روز را داشته باشد ، ‌با اهميت است . ساده ترين معياري که براي داشتن تخصص به کار برده مي شود ،‌سطح تحصيلات است . امروز در همه حوزه ها ي علوم و تکنولوژي ،‌ علوم اجتماعي و در بيشتر حوزه هاي علوم انساني ،‌کارشناسان ارشد و دارندگان درجه دکتري را متخصص تلقي مي کنيم . مديران مراکز نشر سازمانهاي دولتي و مديران مراکز نشر خصوصي بايد به فراهم آوردن شرايط تاليف براي اين گروه از افراد بيشتر از ساير افراد بکوشند. به بياني ديگر "‌ناشران معتبر ،‌ناشراني هستند که آثار مولفان معتبر را منتشر مي کنند " .
انتشار کتاب با کيفيت توسط ناشران تنها به گزينش مولفان معتبر ختم نمي شود ،‌بلکه لازم است ناشر خود نيز در حوزه اي که کتاب منتشر مي کند به درجه اي از تخصص دست يابد. آشکار است که با افزايش روز افزون موضوعات تحصصي ،‌ هر ناشري مي تواند در يک يا دو حوزه تخصصي دست يابد. گرچه اندک ،‌ ولي ناشراني هستند که به اين امر توجه کرده و در حوزه اي خاص به کار نشر مي پردازند. حتي ،‌حداقل در تهران ، ‌مشاهده مي شود که کتابفروشيهايي به تخصصي شدن گرايش نشان داده اند. کتابفروشاني هستند که فقط کتابهاي پزشکي يا فقط کتابهاي حقوقي يا فقط کتابهاي کتبداري و اطلاع رساني مي فروشند. لازم است بين اين نوع تخصص گرايي با تخصص گرايي در انتشار کتابهاي کمک درسي و يا تخصص گرايي در انتشار کتابهاي کودکان تفاوت قائل شد. اين گونه تخصص گرايي تخصص گرايي شکلي است و نه تخصص گرايي موضوعي که مورد نظر اين نوشته است .
کتابداران براي تعيين اعتبار نويسنده به سطح علمي مولف توجه مي کنند و براي اعتبار ناشر به آثاري که قبلا همان ناشر منتشر کرده توجه مي کنند. مناسب است که سازمانهاي مسئول و وزارت ارشاد اسلامي براي اعتبار بخشي يا امتياز دهي به ناشران به سابقه آثاري که هر ناشر منتشر کرده و رديابي ديدگاه عمومي يا تخصصي هر ناشر توجه کنند.
هم در آثار تاليفي و هم در آثار ترجمه اي ، ‌سه معيار خوانايي ، ‌جذابيت و دسترس پذيري محتوا از اهميت ويژه برخوردار است . معيارهاي کمي مورد توجه در حوزه خوانايي ،‌کلمات مناسب و کوتاه ، ‌جملات روشن و کوتاه و پاراگرافهاي به سهولت قابل فهم است . اين مورد به ويژه در آثار علمي که هدف انتقال ساده دانش است ،‌ از اهميت ويژه اي برخوردار است . در آثار ادبي که افزون بر انتقال ساده انديشه ها ،‌ انتقال احساس نيز در نظر است ،‌ جذابيت جايگاه ويژه اي دارد. روال کلي اين است که در شر ايط امروزي که بسيار چيزهاي جذابتر از کتاب براي ديدن و توجه کردن وجود دارد ،‌جذابيت خاص آثار ادبي نيست ،‌ بلکه در آثار ديگر نيز جايگاه خاص خود را دارد.
مورد سوم اينکه شرايط اجتماعي همه را به عجله داشتن واداشته است . معمولا ، انسانها براي انجام امور روزانه وقت کم مي آورند و لذا نمي توان از آنها توقع داشت که براي آگاهي از کل متن کتاب يا يافتن مطلبي از داخل يک کتاب وقت زيادي صرف کنند. در اين شرايط دسترس پذيري از اهميت بسيار برخور دار است . دسترس پذيري ابعاد بسيار دارد، ‌سه مورد از آن عبارتند از : ‌وجود فهرست مندرجات مکفي و نمايه هاي خوب براي موضوعات ريزتر و اسامي ،‌ روان بودن متن و تطابق آن با چهار چوب هاي ذهني نظم جايگاه اسامي ،‌ صفات ، ‌قيود و افعال در زبان فارسي ،‌ تطابق مفاهيم و انديشه ها با توان درک خواننده و سهو لت دستيابي فيزيکي به کتاب و امکان مطالعه کتاب در هر زماني و مکاني .
چون همواره نمي توان متوقع بود که هر مولفي و هر مترجمي در فراهم آوردن شرايط دسترس پذيري به معنايي که در اين نوشته آمده است ، توانا باشد ، ‌پرورش کساني که اين قسمت از کار هرکتاب را بر عهده گيرند با اهميت است . در ادبيات رشته اين کسان ، ‌ويراستاران هستند.
ويراستاران را نيز به دو گروه تقسيم مي کنيم . ويراستاران علمي و ويراستاران ادبي . ويراستاران علمي ، ‌متخصصاني هستند که درستي و نادرستي مطالب مندرج در کتاب را مشخص مي سازند و ويراستاران ادبي متخصصاني زباني و ادبي هستند که ويرايش کلمات ،‌ جملات و پاراگرافها و سبک نوشته را بر عهده دارند. در انتشارت سازمانهاي آموزشي به ويرايش علمي توجه مي شود ،‌ اما در انتشارات خصوصي ، ‌جز در موارد استثنايي ،‌عيچ يک از دو گونه ويرايش مورد توجه قرار نمي گيرد. ناگفته پيداست که تعداد کساني که مي توانند به ويرايش علمي و ويرايش ادبي بپردازند ،‌بسيار اندک هستند و همانها نيز در مقابل پاداش اندکي که دريافت مي دارند ،‌ به لحاظ ذهني نمي توانند کار قابل قبولي ارائه دهند. اين مورد به ويژه در مورد کتابها ي ترجمه شده بسيار چشم گير است . به طوري که تعداد قابل توجهي از اين گونه کتابها ،‌ برگردان درستي ندارند و در قالب مناسب کلمات ،‌جملات و پاراگر افهاي زبان فارسي ريخته نشده اند. اين مورد به ويژه در ترجمه هاي کتابهاي حوزه رايانه که راهنماي به کارگيري نرم افزاري هستند ،‌ بيشتر قابل رويت است .
بر طرف شدن کمبود ويراستاران علمي ، ‌بر عهده دانشگاههاست . اما ،‌ ناشران دولتي يا خصوصي مي توانند با ياري خواهي از ادارات ارشاد اسلامي با برگزاري کلاسهاي ويرايش ادبي ،‌ بر توان جامعه براي پرداختن به اين مهم بيافزايند. البته استفاده از ويراستار علمي و ويراستار ادبي بر هزينه توليد کتاب مي افزايد و ناشر را نگران مي کند . پيدا کردن راهي براي رفع اين نگراني ، ‌سودمندتر از چاپ کتابي است که نه اطميناني ا ز صحت محتواي آن داريم و نه بر اساس معيارهاي زبان فارسي قابل خواندن است .
حداقل يک گروه ديگر از معيارها که کلا به ناشر ارتباط دارد ، ‌وجود دارد. اين گروه همه مباحثي هستند که به زيبايي شناسي مربوط به فونتها ، ‌صفحه آرايي ، ‌روشني خطوط چاپ شده ، ‌وضوح تصاوير ، ‌بي غلط بودن ، ‌نوع کاغذ ، ‌صحافي و طرح جلد و … توجه دارد. در اين زمينه بيش از هر چيز به حروفچين هاي حرفه اي نياز داريم که تعداد آنها بسيار اندک است . برگزاري کلاسها و کارگاههاي آموزشي براي ماشين نويسهاي (‌اپر اتورهاي) ‌غير حرفه ای در کار حروفچيني و صفحه آرايي و … مي تواند يک از راه حل باشد. اداره ارشاد اسلامي و اتحاديه ناشران متوليان راه اندازي اين کلاسها و کارگاههاي هستند. همين مورد براي چاپحانه داران ، ‌صحافان و ديگر دست اندرکاران نشر مطرح است .
موارد ديگري نيز وجود دارد که بر انتشار کتاب با کيفيت تاثير منفي دارند. اين موارد فهرست وار در زير آورده شده اند :
اول . اجبار ناشران به انتشار حداقل چهار عنوان کتاب در سال براي تداوم مجوز نشر . اين مورد ناشران را مجبور مي کند هر کتابي با هر محتوايي را به شرطي که مولف هزينه نشر و حق ناشر را بپردازد ، ‌منتشر کنند.
دوم . رواج فرهنگ خريد کتاب از نمايشگاه بين الملي کتاب و اجبار ناشران براي انتشار کتابها ي خو د قبل از تشکيل نمايشگاه .
سوم . گران شدن هزينه نشر که تاثير منفي خود را حتي در صفحه آرايي کتابها منعکس ساخته است . مثلا برخي ناشران براي صرفه جويي در کاغذ ، ‌آئين صفحه آرايي را مراعات نمي کنند و مثلا فصلها را از صفحات فرد و زوج هر دو آغاز مي کنند.
چهارم . توزيع نا مناسب و ترس از فروش نشدن کتاب ،‌ اين مورد آن قدر نگران کننده است که بسياري از ناشران ، ‌حتي ناشران دولتي ،‌ شمارگان کتاب خود را در محدوده 1000 تا 1500 نسخه براي چاپ اول نگهميدارند. اين مورد است که بر توليد کم هزينه تر تاکيد دارد و همين مورد عوامل کيفي را به گونه اي منفي تحت تاثير قرار مي دهد.
مورد اول قانون يا قاعده اي است که مي تواند تغييرکند و اجبار نشر را در محدوده زماني خاص از ذهن ناشر دور کند. مورد دوم نيز به اشاعه اطلاعات و حتي تبليغات نياز دارد. متخصصان جامعه شناسي و علوم اجتماعي و رسانه هاي گروهي مي توانند حال و هوايي را که در اردييهشت ماه هر سال به وجود مي آورند ،‌ در زمانهاي ديگر نيز به وجود آورند. مورد سوم، به استفاده بيشتر و مطلوب تر از فنآوري اطلاعات نياز دارد. اين استفاده هم به لحاظ نرم افزاري و هم به لحاظ سخت افزاري با اهميت است . البته بخش بيشتر کار نرم افزاري است که آموزش دست اندر کاران کليد اصلي آ ن است . مورد چهارم ، در اين مورد بسيار نوشته و بسيار گفته شده است ، ‌اما هنوز گره کار باز نشده است . مطالعات نظري و کاربردي بيشتري در اين حوزه ضرورت دارد. به نظر مي رسد که درخواستها از دولت براي حل اين معضل ره به جايي نبرده و اکنون ، ‌مانند همه موارد ديگر ،‌ خصوصي سازي امر ،‌ راه مناسبتري تلقي مي شود.
نکات اصلي براي توجه :
مسئوليت انتشار کتابهاي نومايه و منابع مرجع بر عهده ناشران دولتي ، ‌به ويژه ناشران سازمانهاي آموزشي و پژوهشي است .
نشر کتابهاي تاليفي و ترجمه اي حوزه فعاليت ناشران خصوصي است .
براي نشر کتابهاي با کيفيت ، ‌به مولف متخصص و ناشر متخصص نياز داريم .
دسترسي به منابع معتبر چاپي و الکترونيکي براي تاليف کتابها و ترجمه آثار با کيفيت ضروري است .
تعهد مولف براي استفاده از منابع معتبر ، ‌اطمينان از صحت اطلاعاتي که ارائه مي کند و دقت در آنچه که ارائه مي کند ضروري است .
ناشر متخصص ،‌ افزون بر اين که با حلقه متخصصان موضوعي ارتباط دارد ،‌ نيازهاي روز را مي شناسد ، ‌براي جلب متخصصان براي نگارش چه به لحاظ معنوي و چه به لحاظ مادي مي کوشد و به اطلاع رساني مناسب براي آثاري که منتشر مي کند روي مي آورد.
نشر کتاب با کيفيت بدون بهره گيري از ويراستار علمي و ادبي ميسر نيست .
حروفچيني ،‌صفحه آرايي ، ‌به کارگيري ملزومات مناسب چاپ و صحافي و تجليد ،‌ امري تخصصي است و براي دستيابي به آنها به آموزش و بالا بردن توان استفاده از فنآوري اطلاعات نياز است .
با درايت و نظارت مي توان از فشار مقرراتي که ناشر را براي تدوام مجوز به انتشار وامي دارد ،‌کاست .
با استفاده از دانش اجتماعي ، جامعه شناسي و استفاده از رسانه هاي جمعي مي توان روي آوري فصلي مردم به کتاب در قالب نمايشگاه کتاب تهران را به فصول ديگري از سال گسترش داد.
ناتوانايي در توزيع کتاب ،‌ احتمالا با راه حل هاي خصوصي بهتر از راه حل هاي دولتي قابل بر طرف شدن است .
محمد حسين دياني
سر دبير