زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
برنامه جديد كارشناسي ارشد علوم كتابداري و اطلاع رساني . گزارش يك طرح پژوهشي
محمد حسين دياني رحمت الله فتاحي ...
كتابداري و اطلاع رساني

برنامة جديد کارشناسي ارشد علوم کتابداري و اطلاع‌رساني؛
گزارش يک طرح پژوهشي

دکتر رحمت‌‌الله فتاحي1
با همکاري: دکتر محمد حسين دياني، دکتر مهري پريرخ، دکتر محمدرضا داورپناه، دکتر اسدالله آزاد
چکيده
مقالة حاضر گزارش کوتاهي است از يک طرح پژوهشي که به سفارش وزارت علوم، تحقيقات و فناوري توسط گروه کتابداري و اطلاع‌رساني دانشگاه فردوسي مشهد در سال هاي 1383ـ1382 انجام گرفت. هدف طرح، بررسي برنامة جاري و بازنگري در آن به منظور همخوان‌کردن محتواي برنامه و سرفصل درس ها با نيازها و شرايط متحول کنوني بود. در اين راستا، برنامه هاي جاري در کشورهاي آمريکا، انگلستان، استراليا، هند و ايران مورد مطالعه و مقايسه قرار گرفتند و بر اساس نقاط مشترک و نيز نيازهاي ايران در بخش آموزش کتابداري و اطلاع‌رساني، برنامة جديدي در دو گرايش مديريت اطلاعات و مديريت فناوري اطلاعات تدوين شد. اين برنامه در دو مرحله براي برخي صاحب‌نظران و تعدادي از اعضاي هيئت علمي گروه‌هاي کتابداري و اطلاع‌رساني ايران که مجري دورة کارشناسي ارشد بودند ارسال و از آنان خواسته شد تا ديدگاه هاي خود را دربارة گرايش ها، محتوا و سرفصل درس هاي پيشنهادي ارائه کنند. سرانجام، برنامة نهايي تدوين و توسط کميتة بازنگري برنامه هاي آموزشي دانشگاه فردوسي با اصلاحات جزئي مورد تأييد قرار گرفت. گزارش طرح براي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري نيز ارسال شد تا پس از تصويب، به دانشگاه‌ها ابلاغ شود.
كليدواژه ها: برنامه درسي كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع‌رساني، برنامه درسي گرايش مديريت اطلاعات، برنامه درسي گرايش مديريت فناوري اطلاعات
ضرورت بازنگري در برنامة کارشناسي‌ارشد کتابداري و اطلاع‌رساني
کتابداري و اطلاع‌رساني حرفه اي است که با مديريت اطلاعات و دانش سر وکار دارد و هدف اساسي آن ايجاد شرايط مناسب براي دسترسي آسان و مؤثر به اطلاعات است. براي چنين منظوري، بر اساس اصول و بنيان هاي نظري که در طول تاريخ حيات اين حرفه تدوين شده است فرايندهايي براي گزينش و فراهم آوري، سازماندهي, و اشاعة اطلاعات انجام مي‌گيرد. براي آموزش جنبه هاي نظري و کاربردي اين فرايندها به کساني که در کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني خدمت مي کنند، دوره هاي آموزش رسمي و غير آن، بويژه در سطح آموزش عالي در رشتة کتابداري برقرار گرديده است.
يکي از رويکردهاي حرفه اي مورد توجه در اين رشته، پاسخ به نيازهاي جامعه و نيز تحولات آن از طريق بازنگري در برنامه هاي آموزشي (گرايش ها، محتوا، و سرفصل
درس ها) مي‌باشد. مروري بر کتاب ها و مقالات خارجي اين حوزه نشان مي دهد که بازنگري در برنامه هاي آموزشي در کشورهاي پيشرفته امري بسيار معمول تلقي مي‌شود و در دو دهة گذشته به دليل تغييرات شديد در فناوري هاي مرتبط با پردازش اطلاعات، مرتباً در جريان بوده است. تقريباً همة دانشکده هاي کتابداري و اطلاع‌رساني همواره دست‌اندرکار اين امر بوده و حتي نام درس ها و رشته را در جهت همخوان سازي آن‌ها با نيازهاي روز متحول ساخته‌اند. متأسفانه چنين روندي در ايران بسيار دير و کند مورد توجه قرار گرفته است.
در ايران در طول چهار دهه آموزش کتابداري و اطلاع‌رساني در سطح عالي، اين رشته به لحاظ کمّي و کيفي شاهد تحولات زياد و نيز مسائل و مشکلات گوناگوني بوده است. گوشه هايي از اين تحولات که در دهة اخير در متون فارسي کتابداري و
اطلاع‌رساني رخ نموده مبين اين نکته است که جامعة کتابداري و اطلاع‌رساني کشور خواهان بازنگري، بخشي متأثر از تغييرات در محتواي برنامة آموزشي گروه های کتابداري در خارج از ايران، (بويژه ايالات متحده)، و بخشي متأثر از رواج روز افزون استفاده از
فناوري هاي اطلاعاتي در ايران است. يادآور مي‌شود که آموزش کتابداري جديد در دانشگاه‌هاي ايران ريشه در برنامه ها و متون آموزشي دارد که مدرسان آمريکايي در پنج سال آخر دهه 1340 براي دانشگاه تهران تدوين کردند. پيشکسوتان کتابداري ايران نيز که دانش تخصصي تاريخي آن‌ها همان دانش تاريخي آموزش کتابداري در آمريکا است، براي روزآمدسازي دانش خود به دانش مقطعي کتابداري در آمريکا متکي هستند. اتکاي اين هر دو گروه دانش به آمريکا را نبايد نامطلوب تلقي کرد، چرا که کشورهاي متفاوت در رشته‌هاي گوناگون علمي‌توانايي هاي متفاوتي دارند و به نوعي تخصص خاص دست يافته‌اند . مثلاً کشور فرانسه در حقوق و کشور آلمان در فلسفه و کشور آمريکا نيز در رشتة کتابداري شاخص‌تر از کشورهاي ديگر هستند. به همين لحاظ، تحولات در آموزش کتابداري آن کشور، خواسته يا ناخواسته برنامه و محتواي درسي کتابداري ايران را به تحول وا مي دارد.
گفته شد دومين عامل اثرگذار در تمايل به بازنگري در درس ها رواج روزافزون فناوري اطلاعات در فعاليت‌‌‌هاي اصلي کتابخانه ها است. بهره گيري از فناوري، پيامدهاي بسياري در شيوه و نحوة ادارة کتابخانه ها پيش روي کتابداران قرار داده است. به عنوان مثال، از نياز به فهرستنويسي بنيادي کاسته شده، نياز به مجموعه سازي جامع کمتر شده، توجه به ارائة خدمات به مراجعان در رابطه با منابع الکترونيکي و شبکه اي افزايش يافته، و...

مروري کوتاه بر پيشينة پژوهش
مروري بر ادبيات تخصصي بسياري از رشته‌هاي دانشگاهي از جمله کتابداري و
اطلاع‌رساني در دو دهة اخير بيانگر آن است که حجم زيادي از مقاله ها، گزارش هاي پژوهشي و پايان‌نامه هاي دانشگاهي به ضرورت بازنگري در آموزش دانشگاهي
پرداخته اند. بحث تغيير و ضرورت بازنگري در برنامه هاي آموزشي از سوي بسياري از انديشمندان، بويژه مدرسان دانشکده هاي کتابداري و اطلاع‌رساني در دو دهه اخير مطرح شده است (مثلاً:Radford, 1978; Wilson, 1989; Ferguson, 1997). در ايران نيز مسائل و مشکلات آموزش کتابداري از همان ابتداي تأسيس اين رشتة دانشگاهي تا عصر حاضر، مورد توجه صاحب‌نظران ايراني قرار گرفت. مقاله «محمدحسين گنجيان» در سال 1353 و مقالة دکتر «هوشنگ ابرامي» در سال 1354 با عنوان «نقطه آغاز: گره کور آموزش دانش شناسي» و همچنين مقاله «محمدحسين دياني» (1379) دربارة ضرورت ايجاد تحول در برنامة آموزشي دورة کارشناسي، و سرانجام مقاله «کياني» (1382) در دايرة‌المعارف کتابداري و اطلاع‌رساني در باب وضعيت کلي آموزش کتابداري در ايران مي‌تواند بيانگر توجه و حساسيت انديشمندان اين حوزه باشد.
اکنون بيش از سه دهه از آن زمان گذشته است. در شرايط کنوني و از ديدگاهي نظري، اعتقاد برخي از مدرسان کتابداري بر آن است که با توجه به تحولات سريع و عميق در فناوري هاي اطلاعاتي و به تبع آن در محيط اطلاعاتي، لازم است چارچوب و محتواي برنامه هاي دانشگاهي آموزش کتابداري مورد بازنگري و روزآمدسازي قرار گيرد. در اين زمينه «فتاحي» (1379) چارچوب لازم براي توسعة آموزش کتابداري را در پرورش دانش نظري، ايجاد فکر خلاق، و افزايش توان پژوهش ارائه داده و اعتقاد دارد در
برنامه ريزي هاي آموزشي، در طراحي محتواي درس ها و در رويکرد تدريس، بايد به اين مقولات پرداخته شود.
مطالعات تطبيقي در نظام هاي آموزش کتابداري در کشورهاي مختلف، يکي ديگر از رويکردهاي پژوهشي است. «مرتضائي» (1380) تحصيلات تکميلي کتابداري و اطلاع‌رساني در چند کشور (انگلستان، آمريکا، هند و ايران) را از ديدگاهي تطبيقي مورد بررسي قرار داده است. در اين بررسي، او به عوامل و عناصري چون مهارت هاي مورد انتظار از دانش آموختگان، استفاده از فناوري اطلاعاتي در برنامه هاي آموزشي، نياز بازار کار، و نهايتاً ويژگي هاي برنامة آموزشي پرداخته است و کار او مي‌تواند براي طراحي برنامة جديد مورد استفاده قرار گيرد. وي در پژوهشي ديگر (1383) که بر اساس اين پژوهش انجام داد يک برنامة آموزشي مناسب دورة کارشناسي ارشد را با عنوان «برنامة کارشناسي‌ارشد علوم کتابداري و اطلاع‌رساني (گرايش اطلاع‌رساني)» ارائه داد که ساختار و محتواي آن با توجه به شرايط روز و نيازهاي کشور تعيين شده است.
«جعفر مهرداد» (1383) نيز نتايج يک طرح پژوهشي را که در دانشگاه شيراز انجام داده است با عنوان «برنامة درسي مديريت اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي» ارائه کرده است که محتواي آن براي برنامه ريزي مشابه, از جمله طرح حاضر بسيار مناسب است. در اين طرح، وي برنامة درسي براي گرايش فوق را با مشخص ساختن واحدهاي اختصاصي اجباري و اختياري، تدوين کرده است.
با مروري بر ادبيات موجود در اين حوزه مي‌توان نتيجه گرفت که يکي از
مهم‌ترين مشکلات گروه‌هاي آموزش کتابداري، تأخير در انجام تغييرات در پاسخ به نيازهاي در حال تحول جامعه بوده است. برنامه هاي آموزشي اين گروه ها از يک رويکرد سنتي برخوردار بوده و اعضاي هيئت علمي کمتر تلاش کرده اند تا درس هاي خود را با نگاه به آينده مورد بازنگري ساختاري و محتوايي قرار دهند. در عين حال بسياري از اين
گروه ها، بويژه در کشورهاي پيشرفته ناچار شدند براي حفظ حيات خود و هماهنگي با زمان، تغييراتي را پذيرا شوند (مرتضائي، 1380: 58). برخي از دانشکده هايي که بموقع به اين کار اقدام نکردند، به دليل عدم استقبال دانشجويان و نيز کم‌اقبالي دانش‌آموختگان آن‌ها براي يافتن کار، رو به تعطيلي نهادند. به بيان ديگر، برخي از دانشکده هاي کتابداري به دليل عدم بازنگري در برنامه هاي درسي يا تعطيل شدند يا در دانشکده هاي ديگر ادغام گشتند (Ostler, Dahlin, and Willardson, 1995). درعين حال، برخي از دانشکده‌ها موفق شدند بموقع در برنامه هاي خود بازنگري کنند و درس هاي مورد نياز جامعه را به برنامة آموزشي خود بيفزايند. از اين رو مشاهدة درس هايي چون «نظام هاي اطلاعاتي توزيع‌شده»1، «طراحي سايت هاي وب»2، و «مديريت شبکه »3 در برنامة برخي دانشکده هاي کتابداري دور از انتظار نيست.
بيشتر صاحب‌نظران حوزة کتابداري اعتقاد دارند که در حال حاضر پاسخگويي به انتظارات حرفه اي و نيز انتظارات جامعة دانشگاهي که براي فعاليت‌‌‌هاي آموزشي و پژوهشي خود شديداً به اطلاعات نياز دارند، مهم‌ترين اصلي است که بايد به آن توجه کرد. اين است که به دليل نياز به برخي از مهارت هاي جديد و خاص، بعضي از درس ها در دانشکدة علوم رايانه يا مديريت گنجانيده شده‌اند (مرتضائي، 1380: 59).
مرور درس هاي ارائه‌شده در گروه‌هاي آموزش کتابداري در سطح کارشناسي‌ارشد در ايران، چند نکته را مشخص مي‌سازد. مهم‌ترين ويژگي تحولات درس‌هاي دورةکارشناسي‌ارشد اين بوده که گرچه تعداد قابل توجهي درس در برنامة کارشناسي‌ارشد گنجانيده شده، امّا تعدادي از اين درس ها يا براي مدت کوتاهي در يکي دو گروه آموزشي تدريس شده‌اند، يا هيچگاه در هيچ گروه آموزشي تدريس نشده‌اند. به عنوان مثال، درس «نسخه شناسي» (از درس هاي قبل از انقلاب اسلامي) تنها براي چند دوره که «ايرج افشار» مسئوليت تدريس آن را برعهده داشت، آن هم تنها در دانشگاه تهران، تدريس شد. درس «مديريت آرشيو» (از درس هاي بعد از انقلاب اسلامي) تنها در
دوره هايي در دانشگاه تهران و دانشگاه فردوسي مشهد تدريس شده است. درس هايي بوده و هستند که هيچگاه تدريس نشده‌اند؛ درس هاي مندرج در گرايش کتابخانه هاي دانشگاهي و گرايش کتابخانه هاي عمومي که در برنامة بعد از انقلاب اسلامي گنجانيده
شده‌اند مهم‌ترين اين درس ها هستند.
افزون بر اين، تعدادي از درس هاي اختياري در گرايش اطلاع‌رساني گنجانيده
شده‌اند، كه تا به حال تدريس نشده‌اند: 1) سازمان و ادارة مراکز مدارک و کتابخانه هاي تخصصي، 2) نظريه و روش هاي خدمات مرجع، و 3) مراکز اطلاع‌رساني ملي و بين‌المللي، سه درس از اين گونه درس ها هستند. چهار عامل مي‌توانسته در ايجاد چنين وضعي مؤثر باشد. اين چهار عامل عبارت‌اند از: الف) نبود نشانه هاي ملموس از ضرورت تدريس و امکان استفاده از درس در خارج از کلاس درس، ب) نبود محتوا و کتاب درسي مناسب، ج) نبود مدرس آماده يا مشتاق براي تدريس درس، و د) نبود تعداد کافي دانشجو براي اين که درسي را ـ به لحاظ اداري و آموزشي ـ بتوان ارائه کرد.
در مورد عامل دوم (ب) چهار نکته قابل توجه است: 1) به استثناي سال هاي اولية
راه اندازي گروه کتابداري در دانشگاه تهران و دانشگاه شيراز، مدرسان ايراني تدريس درس ها را بر عهده داشتند و دارند؛ 2) شرايط فرهنگي بعد از انقلاب اسلامي بر تدريس درس ها به فارسي تأکيد دارد؛ 3) در برابر استفاده از متون درسي به زبان غيرفارسي کاملاً مقاومت مي‌شود ؛ 4) تهية کتاب هاي غيرفارسي با مسائل مربوط به ارز خارجي ـ که در ايران بعد از انقلاب، بسيار دستخوش تغيير و تحول بوده ـ گره خورده است. با اين شرايط از ارائة درس هايي استقبال مي شده است که براي آن، متن يا متن هايي به زبان فارسي وجود داشته باشد و بتواند يک نيمسال را پوشش دهد. متأسفانه فقط براي تعداد کمي از درس‌هاي موجود در برنامه هاي کارشناسي‌ارشد قبل و بعد از انقلاب چنين متوني وجود داشته است.
خلاصه اين که تغييرات شديد در برنامة گروه‌هاي کتابداري خارج از ايران، رواج روزافزون به کارگيري فناوري اطلاعات در کتابخانه هاي ايران، و غيرفعال بودن بخش قابل توجهي از برنامة کنوني کتابداري و اطلاع‌رساني، توجيهات قابل قبول براي تدوين
برنامه اي جديد به شمار مي آيند.

هدف ها و چهارچوب هاي نظري طرح
اين پژوهش بر آن بود تا محتواي برنامة دورة کارشناسي ارشد کتابداري و
اطلاع‌رساني را با توجه به نيازهاي روز و تحولات جاري در زمينه هاي محيط اطلاعاتي و
فناوري هاي جديد مورد بازنگري قرار دهد. در اين راستا، پژوهشگران بر آن بودند تا اولويت هاي اساسي دورة کارشناسي ارشد را از نظر گرايش هاي مورد نياز، محتواي هر گرايش و نيز سرفصل هاي مناسب آن‌ها شناسايي کنند . در تدوين هدف هاي طرح، موارد زير به منزلة چهارچوب نظري مورد توجه قرار گرفتند:
1. تغييرات و تحولات محيط اطلاعاتي که بيشتر به پيروي از توسعة فناوري رايانه و شبکه ها صورت گرفته و مي گيرد؛
2. ورود فناوري هاي اطلاعاتي به کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني، كه دانش
تخصصي‌تر در حوزة برنامه‌ريزي براي خدمات و طراحي نظام هاي اطلاع‌رساني را طلب مي‌‌کند؛
3. اين‌كه کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني، طالب دانش‌آموختگان غني از دانش و خلاق در بهره گيري از شرايط و بهره رساني به جامعة اطلاعات محور هستند؛
4. بزرگ تر و گسترده تر شدن مراکز اطلاع‌رساني، كه استفاده از متخصصان ماهر در زمينة مديريت اطلاعات و فناوري هاي اطلاعاتي را اجتناب ناپذير ساخته است؛
5. ضرورت توجه خاص به ايجاد خلاقيت در دانش آموختگان کارشناسي‌ارشد.
در بحث هاي گروهي ميان مجريان طرح، توافق شد که در برنامة جديدي که تنظيم مي‌شود تقويت بنيان هاي نظري مرتبط با کتابداري و اطلاع‌رساني و مهارت هاي کاربردي بويژه در زمينة کاربرد فناوري هاي روز، در پيوند با هم مورد توجه و تأکيد قرار گيرد. بر اين اساس، پذيرفته شد که توانايي هاي مطلوب دانش‌آموختگان دورة کارشناسي‌ارشد شامل موارد زير باشد:
1. توانايي درک و تحليل نظريه ها، مفاهيم، موقعيت ها و پديده هاي مطرح در حوزة کتابداري و اطلاع‌رساني و نيز حوزه هاي مرتبط با آن.
از کارشناس ارشد انتظار مي رود به منظور شناخت بهتر و عميق تر مسائل حرفة خود, و تصميم گيري بهينه بتواند موقعيت هاي پيش آمده و مسائل اساسي را از دو بُعد نظري و کاربردي تحليل کند. زمينه هاي مطرح در اين مورد عبارت اند از:
ـ درک ماهيت اطلاعات و فناوري اطلاعاتي و نقش آن در پشتيباني فعاليت‌‌‌هاي سازماني و نيز در فعاليت‌‌‌هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي،
ـ درک تحولات و تغييرات اجتماعي و فناورانه و همخوان سازي نظام اطلاع‌رساني براي پاسخ به اين تحولات،
ـ درک و تحليل نيازهاي اطلاعاتي افراد و سازمان‌ها (نياز هاي علمي، آموزشي، تجاري، دولتي و مانند آن ها).
2. توانايي مديريت و برنامه ريزي براي ايجاد يا توسعة خدمات اطلاع‌رساني.
بدون ترديد يکي از تفاوت هاي اساسي که لازم است در تربيت کتابداران و
اطلاع رسانان کارشناس ارشد (متخصصان) مورد توجه باشد، توانايي آن‌ها در برنامه ريزي و مديريت در حوزة کاري خود است. اين مقوله زمينه هاي زير را شامل مي‌شود :
ـ توانايي برنامه ريزي و طراحي نظام اطلاعاتي (گزينش، فراهم آوري، سازماندهي، و اشاعه يا تحويل اطلاعات)،
ـ توانايي ارزيابي نظام ها و خدمات اطلاع‌رساني،
ـ توانايي استفادة بهينه از فناوري اطلاعات براي ايجاد و توسعة خدمات اطلاع‌رساني کاربرمدار،
ـ توانايي توسعة راهبردها و سياست هاي سازمان‌ها از طريق مديريت صحيح و مناسب اطلاعاتي.
3. توانايي در شناخت تحليلي نظام ها و پايگاه هاي اطلاعاتي و استفادة موثر از
آن ها.
اگرچه ممکن است يک کارشناس کتابداري نيز بخوبي از پايگاه هاي اطلاعاتي استفاده کند، اما يک کارشناس ارشد، نه تنها بايد اين قابليت را در سطح مطلوب داشته باشد، بلکه شناخت تحليلي انواع نظام ها و پايگاه هاي اطلاعاتي از جمله توانايي هاي مورد انتظار از او مي باشند، و بايد داراي قابليت هاي زير باشد:
ـ شناخت و تحليل انواع نظام ها، شبکه ها و پايگاه هاي اطلاعاتي (عمومي و تخصصي) به لحاظ ساختار، محتوا، محيط رابط، قابليت هاي جستجو، و امکانات مديريت داده‌ها؛
ـ طراحي يا کمک به طراحي وب‌سايت براي کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني با توجه به ساختار ، قابليت ها و محتواي مورد نياز کاربران و کتابداران؛
ـ کمک به طراحان نظام ها و پايگاه هاي اطلاعاتي با توجه به دانشي که کتابداران در زمينه هايي چون سازماندهي، زبان هاي نمايه سازي، مشخص‌کردن انواع فيلدها (به لحاظ قابليت نمايه شدن، تکرار شدن)، انواع گزارش هاي مورد انتظار از يک پايگاه، و طراحي محيط رابط کاربرمدار دارند.
4. توانايي در انجام پژوهش‌هاي تخصصي.
اين قابليت نيز يکي از وجوه تفاوت کارشناسان ارشد نسبت به کارشناسان است. اين انتظار از دانش‌آموختگان کارشناس ارشد از آن رو است که محيط کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني و نيز همة فرايند مديريت اطلاعات، به طور پيوسته تحت تأثير عوامل مختلف ناشي از تحولات جاري است. بدين لحاظ، کتابدار کارشناس ارشد بايد اين
قابليت ها را داشته باشد:
ـ انجام پژوهش‌هاي لازم در ارتباط با مسائل تخصصي؛
ـ استفاده از متون، نظريه ها و يافتهجهاي حوزه هاي ديگر دانش در پژوهش‌هاي
حرفة خود.
5. توانايي برنامه ريزي براي آموزش کارکنان و کاربران کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني.
گسترش فناوري هاي نوين و توسعة انواع نظام ها، شبکه ها و پايگاه هاي اطلاعاتي، اهميت آموزش مداوم و روزآمد کارکنان و کاربران را دو چندان کرده است. به همين دليل، کتابداران خود را متولي اصلي آموزش مهارت هاي اطلاع‌يابي يا به اصطلاح «سواد اطلاعاتي» مي‌دانند. از اين‌رو، کسب مهارت هاي زير بايد در برنامه هاي دورة کارشناسي ارشد گنجانيده شود:
ـ توانايي شناسايي نيازهاي آموزشي کارکنان؛
ـ توانايي شناسايي نيازهاي آموزشي کاربران حضوري و کاربران راه دور در زمينة سواد اطلاعاتي؛
ـ توانايي برنامه ريزي و اجراي دوره ها و کارگاه هاي آموزشي مهارت هاي
اطلاع‌يابي براي کارکنان و نيز کاربران؛
ـ استفاده از انواع فناوري ها براي ارائة برنامه هاي آموزشي؛
ـ ارزيابي برنامه هاي ارائه‌شده و تدوين گزارش هايي در اين زمينه.
دستيابي به دانش و مهارت هاي بالا مستلزم وجود درس ها و منابع درسي متناسبي است که با هدايت مدرسان غني از دانش ديروز و امروز در دورة کارشناسي ارشد ارائه شود. براي تدوين چنين برنامه اي، لازم بود مراحلي را در قالب طرح پژوهشي به اجرا درآورد.

روش و اجراي مراحل پژوهش
با توجه به هدف طرح و تأکيد بر نظرسنجي از صاحب نظران و مدرساني که سابقة تدريس در دورة کارشناسي‌ارشد داشته باشند، تصميم گرفته شد که طرح در چند مرحله

انجام گيردكه عبارتست از:
1. ابتدا هر يک از مجريان طرح(پنج نفر) وضعيت کنوني و وضعيت برنامة آموزشي کارشناسي ارشد يکي از کشورهاي مطرح را مورد مطالعه قرار داد و استنتاج خود را به صورت يک گزارش ارائه کرد. گروه با تأکيد مجدد بر قابليت هاي مورد انتظار از دانش‌آموختن، برنامة اوليه را شکل داد.
2. برنامة اوليه در اختيار تک تک مجريان قرار گرفت تا با بازنگري در آن، نظرات خود را دربارة ساختار و محتواي برنامة پيشنهادي ارائه کنند. نظرات گردآوري‌شده در چند جلسة مشترک مورد بررسي قرار گرفت و برنامة جديدي با توجه به چهارچوب ساختاري مشابه با برنامة کميتة برنامه ريزي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مبتني بر توافق مجريان، در سه گرايش «مديريت اطلاعات»، « فناوري اطلاعات» و «کتابخانه های دانشگاهی» تدوين شد.
3. درس هاي مطرح در اين سه گرايش، متناسب با دانش، تجربه و علاقة هر يک از مجريان، ميان آن‌ها تقسيم شد تا نسبت به تدوين سرفصل و منابع درسي اقدام کنند. به اين ترتيب، سرفصل و منابع درسي مناسب براي حدود 50 درس تدوين شد.
4. در مرحلة بعد، برنامة پيشنهادي همراه با سرفصل درس هاي مورد نياز براي شش نفر از صاحب‌نظران و مدرسان کتابداري در تهران، اصفهان، شيراز و اهواز ارسال شد و از آنان خواسته شد تا ديدگاه هاي خود را دربارة ساختار، محتوا و سرفصل ها ارائه نمايند.
5. نظرات دريافت‌شده در کميتة مجريان مورد نقد قرار گرفت و تغييرات مطلوب در برنامه اعمال شد. مثلاً با اين استدلال که محتواي گرايش «کتابخانه هاي دانشگاهي» را مي‌توان در دو گرايش «مديريت اطلاعات» و «فناوري اطلاعات» ادغام كرد، تعداد
گرايش ها به دو مورد تقليل يافت. همچنين، برخي درس ها که امکان داشت محتواي آن‌ها را در درس هاي ديگر پوشش داد، حذف شد. افزون بر آن، تغييراتي در سرفصل برخي درس ها نيز داده شد. به اين ترتيب، برنامة جديدتري که مبتني بر توافق نسبي صاحب نظران و مجريان طرح بود تدوين گرديد.
6. برنامة جديد، پس از تأييد نهايي از سوي مجريان به کمسيون برنامه ريزي دانشگاه فردوسي داده شد تا به منظور ارزيابي براي دو نفر از صاحب نظراني که مورد تأييد کميسيون بودند ارسال شود. يک نفر ارزياب از حرفة کتابداري (با مرتبة استادي) و يک نفر ارزياب از رشتة علوم کامپيوتر با مرتبة دانشيار، دربارة برنامة پيشنهادي اظهار نظر کردند.
7. آخرين مرحلة طرح بازنگري، بر اساس اظهار نظر ارزيابان مورد توجه مجدد قرار گرفت و اصلاحات لازم در آن صورت پذيرفت. مثلاً براي جلوگيري از ابهام و احتمال همپوشاني گرايش «فناوري اطلاعات» با همين گرايش در رشتة کامپيوتر، مجريان طرح با پيشنهاد يکي از ارزيابان مبني بر تغيير عنوان اين گرايش به «مديريت فناوري اطلاعات» موافقت کردند. دو عنوان درس از مجموعة درس ها حذف شد و يک مورد درس نيز از مجموعه درس هاي اختياري براي هر دو گرايش، به مجموعه درس هاي تخصصي اجباري انتقال يافت. در نهايت، طرح بازنگري در برنامة آموزشي مقطع کارشناسي ارشد مجدداً با اصلاحات نهايي و تأييد مجريان آن، به دانشگاه فردوسي ارائه شد تا براي تصويب به وزرات علوم، تحقيقات و فناوري ارسال گردد.

برنامة پيشنهادي در قالب دو گرايش
دو گرايش پيشنهادي براي کارشناسي ارشد کتابداري و اطلاع‌رساني و هدف کلي هر يک از آن‌ها عبارت اند از:
1. گرايش مديريت اطلاعات. هدف گرايش «مديريت اطلاعات» تربيت کتابداراني است که با توجه به تحولات محيط اطلاعات و نيز تحول در نيازهاي اطلاعاتي جامعه، قادر به مديريت کلية فرايندهاي مرتبط با نيازسنجي، گزينش و فراهم آوري، سازماندهي، اشاعه و ارائة خدمات اطلاعاتي در انواع کتابخانه ها بويژه کتابخانه هاي دانشگاهي، تخصصي، مراکز و نظام هاي اطلاعاتي باشند. بر اين اساس، محتواي خاصي براي آموزش دانشجويان ارشد مورد نياز است که در مجموعه درس هاي منعکس‌شده در جدول هاي 6،4،3،2 و 7 ارائه شده است. برنامه ريزي و پياده سازي برنامه ها براي انواع کتابخانه ها ها و مراکز
اطلاع‌رساني و نيز انجام پژوهش در مسائل عمدة مرتبط با مديريت اطلاعات، از وظايف مورد انتظار دانش‌آموختگان اين گرايش مي باشد.
2. گرايش مديريت فناوري اطلاعات. هدف گرايش «مديريت فناوري اطلاعات» تربيت افرادي است که بتوانند از انواع امکانات فناوري هاي نوين (ابزارها، نوآوري ها، نرم‌افزارها، نظام ها و شبکه هاي نوين) براي استفادة بهتر و مؤثرتر در جهت پاسخ به نيازهاي کتابخانه ها، مراکز اطلاعاتي و کاربران آن‌ها بهره گيري کنند. مجموعه درس هاي مورد نياز دانشجويان اين گرايش در جدول هاي 5،3،2،6 و7 ارائه شده است. انجام فعاليت‌‌‌هاي تخصصي، فني و خدماتي در ارتباط با فناوري هاي مورد استفاده در بخش هاي مختلف کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني از وظايف مورد انتظار دانش آموختگان اين گرايش است.

طول دوره، شکل نظام و محتواي برنامه
در هماهنگي با چارچوب برنامه هاي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، حداقل طول دوره عبارت است از 4 نيمسال تحصيلي برابر با مقررات کنوني وزرات علوم. حداکثر طول دوره نيز تابع آيين‌نامه‌ها و مقررات جاري است. مجموع واحدهاي درسي که هر دانشجو براي فراغت از تحصيل بايد بگذارند 32 واحد است که بر اساس برنامة جاري شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تفکيک درس هاي پايه، اختصاصي اجباري، اختصاصي اختياري، تکميلي و جبراني، در جدول هايي ارائه مي شوند.

جدول1. تعداد و نوع واحدهاي دورة کارشناسي ارشد
رديف نوع درس مجموع واحدهاي لازم
1 درس هاي پايه 4
2 درس هاي اختصاصي اجباري 12
3 درس هاي اختصاصي اختياري 8
4 درس هاي تکميلي 8
5 مجموع واحدهاي دوره (بدون احتساب درس هاي جبراني براي کارشناسان غير کتابداري) 32
درس هاي جبراني براي کارشناسان ورودي غير کتابداري (5)




جدول2. درس هاي اختصاصي پايه براي هر دو گرايش (4 واحد)*
کد درس نام درس واحد ساعت نظري ساعت عملي پيشنياز
301 مباني علم اطلاع‌رساني 2 34
303 روش تحقيق 2 34
* گذراندن اين درس ها در ترم اول الزامي است.

جدول3. درس هاي اختصاصي اجباري براي هر دو گرايش (12 واحد)
کد درس نام درس واحد ساعت نظري ساعت عملي پيشنياز
334 ذخيره و بازيابي اطلاعات 2 34
340 مديريت مجموعه (منابع چاپي و الکترونيکي) 2 17 301
313 فهرستنويسي و رده بندي پيشرفته 2 17 17 304-301
335 چکيده نويسي و نمايه‌سازي (بازنمايي اطلاعات) 2 17 17 304-301
341 جستجو در منابع اطلاعاتي 2 17 17 334
342 اينترنت و شبکه هاي اطلاعاتي 2 17


جدول 4. درس هاي اختصاصي اختياري براي گرايش مديريت اطلاعات
(از اين تعداد جمعاً 8 واحد انتخاب مي‌شود )
کد درس نام درس واحد ساعت نظري ساعت عملي پيشنياز
316 آمار در کتابداري و اطلاع‌رساني* 34
322 اصول و روش هاي مطالعه مستقل 2 17 17
339 مديريت کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني 2 34
343 مديريت رفتار سازماني 2 34
344 مديريت اطلاعات و دانش 34 301
345 ارزشيابي خدمات و نظام هاي اطلاعاتي 2 34 339
346 اصول طراحي و مديريت وب سايت کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني* 2 34 17 334؛342
347 مباني و روش هاي آموزش سواد اطلاعاتي 2 34 301
348 جهاني‌شدن و جامعة اطلاعاتي 2 34 301
349 ارتباط شناسي و اطلاع شناسي 2 34 301
* گذراندن اين درس ها توصيه مي‌شود.




جدول 5. درس هاي اختصاصي اختياري براي گرايش مديريت فناوري اطلاعات
(از اين تعداد جمعاً 8 واحد انتخاب مي‌شود )
کد درس نام درس واحد ساعت نظري ساعت عملي پيشنياز
316 آمار در کتابداري و اطلاع‌رساني* 2 34
322 اصول و روش هاي مطالعة مستقل 2 17 17
336 داده پردازي 2 34
346 اصول طراحي و مديريت وب سايت کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رساني* 2 34 334؛342
350 طراحي و مديريت نظام ها و پايگاه هاي اطلاعاتي 2 34 17 334
351 کتابخانه هاي ديجيتالي 2 34 342

جدول6. فهرست درس هاي تکميلي براي هر دو گرايش (8 واحد)
کد درس نام درس واحد ساعت نظري ساعت عملي پيشنياز
316 سمينار پژوهش 2 34
322 کارورزي 2 136
336 پايان‌نامه 4

جدول 7. درس هاي جبراني براي هر دو گرايش (5 واحد)
کد درس نام درس واحد ساعت نظري ساعت عملي پيشنياز
316 سازماندهي مواد* 3 34 34
322 مرجع شناسي * 2 20 14
*فقط براي کارشناسان غيرکتابداري.

همان‌گونه که از مفاد جدول هاي 2 تا 7 مي‌توان دريافت، محتواي برنامة آموزشي پيشنهادي و ترکيب درس هاي مشترک در دو گرايش به شکلي تنظيم شده‌اند که دانش و مهارت مورد انتظار را در دانشجويان به وجود آورند. به بيان ديگر در طراحي برنامه و درس هاي پيشنهادي، هم به تقويت بنيان هاي نظري مرتبط با کتابداري و اطلاع‌رساني و هم ايجاد مهارت هاي کاربردي بويژه در زمينة کاربرد فناوري هاي لازم، توجه شده است.


نتيجه‌گيري
نظام آموزش عالي ويژگي هايي دارد که آن را نسبت به نظام آموزشي ابتدايي و متوسطه متمايز مي سازد. يکي از اين ويژگي ها پويايي اين نظام درهمخواني با تحولات، تغييرات، و نيازهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فناوري است. ميزان پويايي هر رشتة دانشگاهي ممکن است با ديگر رشته ها متفاوت باشد. برخي از رشته‌هاي دانشگاهي به دليل واکنش بموقع در برابر تحولات عصر خود يا حتي تحولاتي که پيش بيني مي‌شود در آينده روي دهد، خود را با نيازهاي جاري يا آتي هماهنگ مي‌کنند و بدين ترتيب قادرند به عنوان يک رشتة مورد نياز جامعه، به بقاي خود به شکلي زنده ادامه دهند. برخي رشته ها که کمتر به اين امر توجه دارند يا در برابر تحولات، مقاومت مي کنند يا منفعلانه واکنش نشان مي دهند، بخت کمتري براي بقا مي يابند.
تحولات ناشي از فناوري هاي نوين از يک سو و نيازهاي فزايندة متنوع جامعه اطلاعاتي از سوي ديگر، صاحب نظران حرفة کتابداري و اطلاع‌رساني کشور را بر آن داشته است تا ديدگاه هاي خود را دربارة محتوا، شيوه ها، و نظام آموزشي که دانش و مهارت مورد نياز کتابداران را به آن‌ها انتقال مي دهد مطرح کنند. اين موارد به طور قابل ملاحظه در بحث هاي مرتبط با ضرورت بازنگري در برنامه هاي درسي در نشريه ها،
کتاب ها و همايش ها مطرح شده است.
توجه به تدوين برنامه هاي آموزشي جديد و متناسب با نيازهاي روز، از نقاط مثبت نظام آموزشي تلقي مي‌شود. با اين رويکرد، گروه‌هاي آموزشي کتابداري در دانشکده ها خواهند توانست مجموعه آموزش هايي را که دانشجويان در مقاطع مختلف نياز دارند بر اساس برنامة جديد ارائه دهند. مقطع کارشناسي‌ارشد کتابداري و اطلاع‌رساني نيز با توجه به ضرورت دست اندرکار شدن دانش‌آموختگان ارشد در پست هاي مديريتي و اجرايي کتابخانه ها و لزوم انجام مؤثر و خلاقانة مديريت اطلاعات و نيز استفاده بهينه از فناوري اطلاعات، از جايگاه والايي در نظام آموزش کتابداري در ايران برخوردار است. به همين دليل، برنامة جديدي که مناسب آموزش اين سطح از کتابداران باشد تدوين و پيشنهاد شده است. همان‌گونه که عناوين و سرفصل درس هاي پيشنهادي نشان مي دهند، موقعيت اين برنامه به دو عامل اساسي متکي است: استفاده از منابع درسي مناسب، و خود‌ـ روزآمدسازي مدرسان کتابداري با دانش‌هاي نظري و مهارت هاي علمي مندرج در برنامه. مورد اخير بر اين نکته تأکيد دارد که براي در اختيار داشتن دانش‌آموختگاني با قابليت هاي موردنظر، در واقع نياز به مدرساني با قابليت هاي برتر مي باشد. بر اين باوريم که موفقيت در اجراي اين برنامة آموزشي نيازمند تغيير اساسي در دانسته ها و رفتارهاي آموزشي اعضاي هيئت علمي گروه‌هاي کتابداري است. بر اين اساس تدوين اين برنامه سه گونه تغيير اساسي را مد نظر دارد: تغيير در محتواي آموزشي، تغيير در منابع آموزشي، و تغيير در کميت و کيفيت دانش و مهارت هاي مدرسان کتابداري.

منابع
ابرامي، هوشنگ (1354). «نقطه آغاز: گره کور آموزش دانش شناسي»، نامه انجمن کتابداران ايران، دوره هشتم، 4 (زمستان): 554 ـ 543.
حياتي، زهير(1382). «توسعه آموزش کتابداري در استراليا يا عوامل متغير». فصلنامه کتاب. دوره چهاردهم، شماره دوم، ص 98 ـ 88 .
حياتي، زهير (1383). «آموزش هاي کتابداري و اطلاع‌رساني در ايران: گذشته، حال ، آينده». فصلنامه کتاب. دوره پانزدهم، شماره اول، بهار 1383، ص 41 ـ 25.
دياني، محمد حسين (1379). «برنامه آموزش دوره کارشناسي کتابداري و
اطلاع‌رساني، پيشنهادهايي براي تحول». فصلنامه کتابداري و اطلاع‌رساني. سال سوم، شمار 1 (بهار): 20 ـ 1 .
فتاحي، رحمت‌‌الله (1379). «الگويي براي بازنگري و تجديد ساختار آموزش هاي کتابداري و اطلاع‌رساني» کتابداري و اطلاع‌رساني. سال سوم، شماره 1 (بهار): 44 ـ 21 .
کياني خوزستاني، حسن (1382). «آموزش کتابداري در ايران». دائره المعارف کتابداري و اطلاع‌رساني، ج. 1، ص 67 ـ64.
گنجيان، محمدحسين (1353). «مشکلات آموزش کتابداري در ايران». نامه انجمن کتابداران ايران، دوره هفتم، شماره 4 (زمستان): 526 ـ 514 .
مرتضائي، ليلا (1380). تحصيلات تکميلي علوم کتابداري و اطلاع‌رساني در انگلستان، آمريکا، هند و ايران: بررسي تطبيقي. تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران.
مرتضائي، ليلا (1383). طراحي برنامة کارشناسي ارشد علوم کتابداري و اطلاع‌رساني (گرايش اطلاع‌رساني). تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران .
مهراد، جعفر (1381). برنامة درسي مديريت اطلاعاتي و سيستم‌هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي. شيراز: دانشگاه شيراز، بخش علوم کتابداري و اطلاع‌رساني .

Ferguson, Stuart (1997). "Preparing LIS graduates for the emerging market: An Asutralian education down under in the UK". Education for Information, V.15 (3). available online in Ebsco database.
Oster, L.J., Dahlin T.C. and Willardson, J.d. (1995). The closing of American library science: problems and opportunities. Westport, Conn.: Greenwood Press.
Radford, Nail A. (1978) "Eduation for librarianship: The changing role". The Australian Library Journal, (May): P. 102 – 106.
Wilson, Tom (1989). "Towards an information management curriculum", Journal of Information Science, 15: 203 – 210.