زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
دايره المعارف كتابداري و اطلاع رساني
محمد حسين دياني
كتابداري و اطلاع رساني : جلد ۶ شماره سوم

دايرة‌المعارف كتابداري و اطلاع‌رساني
دكتر محمدحسين دي‍ّاني
دايرﺓالمعارف كتابداري و اطلاع‌رساني/ سرويراستار عباس حر‌ّي، ويراستار همكار نرگس نشاط؛ دستياران علمي محمدحسن رجبي، نرگس نشاط.ـ تهران: كتابخانة ملي جمهوري اسلامي ايران، 1381.
نخستين جلد از دايرﺓالمعارف كتابداري و اطلاع‌رساني در سال 1968، بيش از هشتاد سال پس از آغاز آموزش رسمي دانشگاهي اين رشته در غرب ـ يعني 1887 ـ به زبان انگليسي انتشار يافت. آموزش رسمي دانشگاهي اين رشته در ايران در مقطع كارشناسي ارشد در سال 1345 آغاز شد و اكنون حدود سي و پنج سال پس از آن تاريخ، در حالي كه هم مدرسان ايراني و هم دانش‌آموختگان اولين دورة اين رشتة آموزشي به حيات پرثمر خود ادامه مي‌دهند، نخستين جلد دايرﺓالمعارف كتابداري و اطلاع‌رساني به فارسي منتشر شده است.
جا دارد كه هم به‌وجودآورندگان دايرﺓالمعارف و هم جامعة كتابداري و اطلاع‌رساني ايران از انتشار اين دايرﺓالمعارف به خود ببالند، زيرا از جمله نادر رشته‌هايي است كه توانسته در عين نوپايي اين رشته در ايران اسلامي، داراي دايرﺓالمعارفي تخصصي باشد كه بيشتر محتواي آن را مؤلفان كتابدار اين مرز و بوم نوشته‌اند.
نگارندة اين سطور كه خود از آغاز آموزش رسمي رشته كتابداري در دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه تهران شاهد قطعات ريز و درشت تحولات در حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني ايران بوده، احساس غرور مي‌كند كه رشتة متولد شده در سال 1346 را رشته بالغي مي‌بيند كه در تمام سطوح علمي و آموزشي از كارداني تا دكتري به آموزش مي‌پردازد و براي اين آموزش‌ها آنقدر منابع، آنقدر توان علمي، و آنقدر توان مديريت فراهم آورده است كه دايرﺓالمعارفي با كيفي‍ّتي علمي و دلپذير به جامعه علمي ارائه مي‌كند. به‌خاطر همين احساس غرور است كه به‌خود اجازه داده ضمن معرفي مختصر ويژگي‌هاي ظاهري و محتوايي اين دايرﺓالمعارف، به بيان نكاتي بپردازد كه در افزايش كيفيت جلدهاي بعدي، كه انشاءالله در فاصلة زماني كوتاهي شاهد انتشار آن‌ها باشيم، مؤثر باشند.
معرفي دايرﺓالمعارف براساس نكات آمده در مقدمه
آن‌گونه كه در مقدمه اين دايرﺓالمعارف آمده، «نخستين حركت‌ها براي نشر اين دايرﺓالمعارف از اوايل سال 1373 آغاز شد» و حاصل كار در قالب جلد او‌ّل، كه به حروف آـ ژ اختصاص يافته، در سال 1381 به جامعة كتابداري و اطلاع‌رساني ايران عرضه شده است.
براي ترسيم چهرة واقعي اين رشته، گسترة وسيعي از مباحث و مسائل در اين دايرﺓالمعارف پوشش داده شده و به وجوه گوناگون، مباحث و مسائل به تناسب درجة حضورشان در رشته، پرداخته شده است. بر اين اساس از خوشنويسي تا نشر الكترونيكي در يك‌سو و از كتابخانة آشوربانيپال تا كتابخانة ديجيتالي در سوي ديگر، توجه شده است.
مقاله‌ها به سه گروه كوتاه، متوسط و بلند تقسيم شده‌اند. كوتاهترين مقاله در حد نيم ستون و بلندترين مقاله در حد چندده صفحه مي‌باشد. طول مقاله‌ها تابع دو ضابطه «اهميت موضوع» و «وجود اطلاعات مرتبط» بوده است. بلندترين مقاله در جلد اول زير مدخل «ايران، كتابخانه‌هاي» در 35 صفحه، هر صفحه دو ستون چاپ شده است.
اصل پذيرفته شده از لحاظ توليد مقاله‌ها، انتشار مقاله‌هاي دايرﺓالمعارفي تأليفي است؛ درعين‌حال، هرگاه مقاله‌اي برآورندة مقصود بوده از منابع معتبر ـ عمدتاً دايرﺓالمعارف‌هاي غربي‌ـ ترجمه شده است. اين مقالات، در صورت نياز، تكمله‌اي با عنوان «افزوده» در انتهاي خود دارند. معدودي مدخل مندرج در برخي دايرﺓالمعارف‌هاي فارسي نيز، تلخيص شده و پس از هماهنگ شدن با الگوي دايرﺓالمعارف كتابداري به متن دايرﺓالمعارف اضافه شده‌اند.
موضوع مقاله‌ها
مقاله‌ها به پنج مقولة موضوعي كلي تقسيم پذيرند: 1. اصطلاحات و مفاهيم كتابداري و اطلاع‌رساني مرتبط با فرايندها، ابزارها و تدابير؛ 2. نام برنامه‌ها، انجمن‌ها و مجامع، نمايشگاه‌ها، و نيز همايش‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني عمده در مقياس ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي؛ 3. نام كتابخانه‌ها، مراكز اسناد و آرشيوها، سازمان‌ها و مؤسسات كتابداري و اطلاع‌رساني، و نظام‌ها و شبكه‌هاي اطلاع‌رساني؛ 4. اشخاص حقيقي و حقوقي در حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني در داخل و خارج‌ كشور كه كاري برجسته در رشته انجام داده‌اند؛ 5. آثار عمده‌ـ اعم از كتاب يا نشريه‌ـ مرتبط با حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني.
در مقاله‌هاي تأليفي بر مستند بودن اطلاعات تاكيد شده و يكايك مآخذ اين‌گونه مقاله‌ها از طريق مراجعه به متن هر مأخذ مقابله شده و صح‍ّت استناد به آن‌ها مورد تائيد قرار گرفته است.
سياست مدخل‌گزيني
در اين مورد دو وجه شكل و محتوا، در گزينش دخالت داشته‌اند:
1. به لحاظ شكل: شكل فارسي هر مدخل بر صورت‌هاي ديگر آن ترجيح داده شده است (مثلاً ريزنگار به جاي ميكروفرم به‌كار رفته). مدخل‌هاي شخص يا سازمان از ضوابط مربوط به مستند اسامي پيروي كرده است (مثل «ابن حجر عسقلاني»، «شهاب‌الدين ابوالفضل احمدبن علي»). هرگاه هدف اصلي، قراردادن واژة اصلي در ابتداي عبارت مدخل بوده، از وارونه‌سازي بهره گرفته شده است (مانند «ايران، كتابخانه‌هاي» به‌جاي «كتابخانه‌هاي ايران»). براي مفاهيم (كتابخانه) و مصاديق (كتابخانه آصفيه)، حالت مفرد و براي نوع (كتابخانه‌هاي دانشگاهي)، جمع به‌كار برده شده. جز در مواردي كه كوته‌نوشت آشناتر بوده، شكل كامل نام (فدراسيون بين‌المللي...) بر كوته‌نوشت آن (ايفلا) ترجيح داده شده. از ميان مترادف‌ها (فهرست رسمي، بن فهرست) شكل رايج‌تر آن (فهرست رسمي) برگزيده شده است.
2. به لحاظ محتوا: هشت مورد درنظر بوده كه مهم‌ترين آن‌ها در پيوند با ضابطة نام اشخاص و مراجع و آثار است.
در مورد اشخاص، به كساني پرداخته شده است كه:
ـ كتابدار، فهرست‌نگار، كتابشناسي، يا نسخه‌شناس برجسته بوده‌اند؛
ـ صاحب‌نظريه در كتابداري و اطلاع‌رساني هستند؛
ـ بنيانگذار فعاليتي در يكي از زمينه‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني بوده‌اند.
در مورد مراجع و آثار، آثار بسيار مهم مرجعي كه به حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني نزديك‌تر بوده‌اند (مانند كتابشناسي‌ها، فهرست‌ها و راهنماها) حضور بارزتري در دايرةالمعارف دارند.
مؤلفان و مترجمان
اسامي يكصدو نود و هشت نفر به عنوان مؤلفان و مترجمان مقاله‌هاي دايرةالمعارف در ابتداي جلد اول آورده شده. در اين مورد چهار نكته قابل توجه است:
ـ حضور طيف وسيعي از دانشجويان، كاركنان، اعضاي هيئت علمي، با سابقه‌ها و كم‌سابقه‌ها به‌عنوان مؤلف يا مترجم مقاله‌هاي دايرﺓالمعارف؛
ـ تعداد قابل توجهي از اسامي، نام كساني است كه خارج از محدوده تهران سكونت دارند‌ـ محمدرضا داورپناه، اسدالله آزاد، مهري پريرخ، و... (مشهد)، احمدي لاري، بابك پرتو، حياتي، ... (شيراز)، بيگدلي، عصاره، ... (اهواز)، احمد شعباني، ... (اصفهان)؛
ـ بهره‌گيري از توان علمي و نگارشي كساني كه كتابدار نيستند ولي در رشتة خود از توانايي لازم براي نگارش مقالات مرتبط با حوزه كتابداري برخوردارند‌ـ مانند محمد تقي راشد، كاظم موسوي بجنوردي؛
ـ برقراري شبكه‌اي توانا با 28 مشاور علمي و ادارة توانمند اين شبكه در محدوده زماني هشت‌ـ نه سال، تحسين‌برانگيز است‌ـ بويژه كه فرهنگِ كار گروهي براي مدتي طولاني، پديده‌اي نو در فعاليت‌هاي علمي و فرهنگي كتابداري و اطلاع‌رساني در كشور ايران است.
جلد، قطع، كاغذ، اندازة حروف، و صفحه‌آرايي اين دايرةالمعارف همه نمايانگر آگاهي توليد‌كنندگان اين دايرﺓالمعارف به اصول اصلي توليد دايرﺓالمعارف در جهان و ايران است. امضاي موجود در پاي هر مقاله نيز، پديده‌اي است كه هم اعتبار و هم جذابيت مقاله‌‍‌ها را مي‌افزايد.
نكاتي كه در بررسي متن دايرﺓالمعارف جلب نظر مي‌كند
الف) در ارتباط با مدخل «عباس زرياب خويي» بايد گفت كه دربارة نقش بااهميت اين مرد بزرگ در حوزة فرهنگ و ادب ترديدي نيست، ام‍ّا در تقريباً دو صفحه‌اي كه به ايشان اختصاص دارد سه عبارت در پيوند با كتابخانه وجود دارند كه موارد زيرند: «... با معرفي آقاي محمد سنگلجي و تقي تفضلي در كتابخانه مجلس شوراي ملي استخدام شد...»؛ «پس از بازگشت به تهران، مدتي در كتابخانه مجلس سنا مشغول شد...»؛ «عباس اقبال آشتياني كه از زرياب به عنوان كتابدار فاضل كتابخانه دارالشورا ياد مي‌كند، از وي در تهيه فهارس كتاب شد‌ّالازار (به تصحيح محمد قزويني) استمداد مي‌طلبد».
ارزش يا وزني كه به محتواي اين سه عبارت مي‌توانيم بدهيم، عباس زرياب خويي را در فهرست شرط اول از شرايط سه گانة مندرج در صفحه سيزده كتاب (كه عبارت‌اند از كتابدار، فهرست‌نگار، كتابشناس، يا نسخه‌شناس برجسته) قرار نمي‌دهد.
ب) در مقدمه آمده است از اشخاص حقيقي ايراني، كساني نامشان مدخل قرار گرفته كه در قيد حيات نيستند. شايد براي بسياري از اشخاص زنده توجيهي قابل قبول براي اين تصميم وجود داشته باشد؛ ام‍ّا اشخاصي هستند كه موقعيت و جايگاه آن‌ها در رشته قراتر از آن است كه در قيد حيات بودن آنان مانع معرفي نقش سازندة آنان باشد و جامعة كتابدار ايران نبايد فقط به دليل درقيدحيات بودن، آنان را نديده بگيرد. در حرفه كتابداري و اطلاع‌رساني، استاد ايرج افشار يكي از اين استثناها است و مناسب بود كه اهمي‍ّت ايشان در حيات كتابشناسي، كتابداري و مديريت كتابخانه‌ها، در دايرﺓالمعارف منعكس مي‌شد.
پ) مدخل «برنامه انتقال برون‌مرزي داده‌ها» مدخلي است كه تصور جستجو در زير آن كمتر به ذهن مي‌آيد؛ در زير همان مدخل، عبارت «جريان برون‌مرزي داده‌ها» موجود است. حال كه اين اصطلاح وجود دارد، چرا از همين اصطلاح به‌عنوان مدخل استفاده نشده و مطالب مربوطه در زير آن آورده نشود؟ يا وقتي مدخلي نظير «بروندي، كتابخانه‌هاي» داريم، «انتقال برون‌مرزي داده‌ها، برنامه» نيز مي‌توانست مدخل قرار گيرد؛ بويژه كه در نام انگليسي ارائه شده در پانوشت همين مدخل، كلمه «برنامه» نيامده و Transborder Data Flow ثبت شده است.
مورد بالا براي مدخل «برنامة اطلاعات براي همه» نيز مطرح است. گرچه در اين مورد در پانوشت، Information for All Programme آمده، احتمال جستجو در زير مدخل «اطلاعات براي همه» بيشتر از احتمال جستجو با مدخل «برنامة اطلاعات براي همه» است.
ت) در صفحه 7 زير مدخل «آموزش اطلاع‌رساني» در قسمت نتيجه‌گيري آمده است «... به ترتيب دانشجويان كتابداري در چهار مقطع كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد، و دكتري مشغول بوده‌اند». ام‍ّا در تاريخچه‌اي كه براي سطوح تحصيلي و دانشگاه‌هايي كه اين سطوح را تدريس مي‌كنند ارائه شده، هيچ اشاره‌اي به راه‌اندازي دوره دكتري كتابداري در شيراز و مشهد نشده است، موردي كه براي سطوح ديگر با ذكر تاريخ و نام دانشگاه ذكر شده.
ث) مدخلي با عبارت «اتحاد مجدد نظام‌هاي كتابخانه‌اي» براي جستجو، دور از ذهن است و نشانه‌اي خاص دربارة محتواي مدخل دربرندارد. اگر به انتهاي اين مدخل، كلمه «آلمان» اضافه گردد‌ـ «اتحاد مجدد نظام‌هاي كتابخانه‌اي در آلمان» ـ مفهوم ارائه شده گوياتر مي‌شود.
ج) در صفحه 339 در تشريح خدمات كميته‌هاي انجمن كتابداران ايران، آمده است كه «شوق وافر سرپرست كميته براي اعتلا بخشيدن به كتابداري ايران ...»، ام‍ّا نام اين سرپرست ذكر نشده؛ چه سودي دارد كه بگوييم «شوق وافر سرپرست كميته...»، اما به كتابداراني كه آن زمان را درك نكرده‌اند، نگوييم كه اين سرپرست كيست. اگر ذكر صفات يك شخص لازم است، ذكر نام او نيز بايد مهم باشد. نيز در صفحه 341 به هيئت موسس انجمن كتابداري و اطلاع‌رساني اشاره شده، اما نام آن‌ها برده نشده. حال كه نام آنان به عنوان موسس رسماً ثبت است و حال كه ديدگاه‌هاي آنان در اساسنامه انجمن منعكس است، پس بايد نام آن‌ها نيز ذكر مي‌شد.
چ) در صفحه 782 در معرفي كتابخانه‌هاي دانشگاهي خراسان، از مدرسه شهر «غزنه» و كتابخانه آن شروع شده و اين تاريخچه ادامه يافته تا به كتابخانه‌هاي جديد دانشگاهي رسيده، ام‍ّا از خوزستان، در زير مدخل «كتابخانه‌هاي دانشگاهي» ذكري نشده‌ـ هر چند در تاريخچه خوزستان به آن اشاره شده. حال كه يكدست بودن، اصل حاكم است، چه بهتر كه در ارائة اطّلاعات مشابه در مدخل‌هاي متفاوت، شيوة واحدي به‌كار گرفته شود.
ح) تعريف ارائه شده براي مدخل «راهنما» اين است: «اين لفظ در اصطلاح به متني اطلاق مي‌شود كه شخص را از امور معيني آگاه كند». اين تعريف عاري از مانعيت است. براي اين مفهوم در مقاله مربوط به اين مدخل، همواره واژة «راهنماها» آمده است. بايد توجه داشت كه تأكيد بر مفرد بودن تا آنجا با اهمي‍ّت است كه مفهوم از بين نرود.
خ) برخي عبارات يا جملات مبهم، يا داراي ايراد در شيوة انتقال پيام هستند. مثلاً:
ـ صفحة 693، «جزوه» ـ اين اصطلاح به كتابچه كوتاه و مختصري گفته مي‌شود كه، طبق تعريف يونسكو، جزو انتشارات صحافي نشدة غيرادواري محسوب مي‌گردد و، بدون محاسبه جلد، از 5 صفحه بيشتر و از 48 صفحه كمتر است.
ـ صفحة 532، زير مدخل «بهره‌وري در كتابداري و اطلاع‌رساني» و در تعريف اين مدخل آمده «آنچه را كالا، محصول، يا خدمت توليد شده (فرآورده) مي‌ناميم با عوامل آن (فرآورنده)محاسبه مي‌شود و سير اين جريان، توليد (فرآوري)تلقي مي‌گردد».
باشد كه تغييرات ايجاد شده در نيروي انساني مرتبط با توليد دايرةالمعارف كتابداري و اطلاع‌رساني، در پيوند با كيفي‍ّت مطلوبتر مطالب جلد دوم و در پيوند با انتشار آن جلد در فاصله زماني مورد قبول، پاسخگوي توقعات جامعة كتابداري و اطلاع‌رساني ايران باشد.

فهرست مطالب
مروري بر پژوهش‌هاي كاربر‌‌مدار در مطالعات بازيابي اطلاعات مبتني بر وب/ يزدان منصوريان 1
نقش ادبيات كودكان و نوجوانان در پاسخگويي به نيازهاي آنان/ دكتر مهري پريرخ 23
رويكرد مفهومي به اتحادية كتابخانه‌هاي دانشگاهي/ دكتر زهير حياتي 37
يك پاره از سي‌پاره قرآن محمدبن عثمان‌بن حسين وراق غزنوي/ رمضانعلي اسماعيل‌پور 47
معرفت‌شناسي و ديدگاه اجتماعي‌ـ شناختي در علم اطلاع‌رساني/ برگر يورلند؛ ترجمه مهدي خادميان 63
علم اطلاع‌رساني و روش‌هاي پژوهش/ تام ويلسون؛ ترجمه محسن نوكاريزي 103
دايرﺓالمعارف كتابداري و اطلاع‌رساني/ دكتر محمدحسين دياني 115