زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
ما كتاب مي خوانيم
محمد حسين دياني
پيك فرهنگ . ويژه نامه سيزدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران

با آَِغاز هفته تاب بازار بحث و اظهار نظر در باره کتاب و کتابخواني بسيار گرم مي شود و هر کس به فراخور کميت و کيفيت ارتباط خود با کتاب به اظهار نظر مي پردازد. در اين هفته بحثهاي داغي، به ويژه در رسانه هاي جمعي در جريان است که محور آنها اهميت کتاب و کتابخواني و مقايسه آمار و توليد و مطالعه کتاب در ايران با ساير کشورهاست . با رسيدن به روزهاي پاياني هفته کتاب بحثها به اين سوي کشانده مي شود که جامعه ايران کتابخوان نيست و مجموعه اي از حسرتها و نصيحت ها به مخاطبان جوان در اين رسانه يا آن رسانه قابل شنيدن يا ديدن است .
هرگاه مهم ترين هدفهاي خواندن را در دو گروه لذت بردن از مطالعه و يادگرفتن از مطالعه مورد توجه قرار دهيم و از اين ديدگاه به خواندن و مطالعه کردن نگاه کنيم ،‌بنا به دلايل زير نمي توان جامعه ايران را به لحاظ خواندن مواردي که با هدف يادگيري خوانده مي شود ،‌کتاب نخوان تلقي کرد. ۸۵۰۰۰۰ دانشجو در دانشگاههاي دولتي و وابسته به دولت تحصيل مي کنند. ۱۲۰۰۰۰۰ نفر در دانشگاههاي آزاد اسلامي تحصيل مي کنند ،‌يک چهارم جمعيت کشور در دوره هاي قبل از دانشگاه تحصيل مي کنند،‌چندين صدهزار نفر به يادگيري براي موفقيت در کنکورها مشعولند . کم و بيش در همه سازمانها ي دولتي دوره هاي کوتاه مدت آشنايي با رايانه و آشنايي با مباحث ديني در جريان است . سرجمع عددي که از اين موارد به دست مي آيد بيانگر اين است که حداقل نوجوانان و جوانان ايراني هر روز زمان زيادي را به مطالعه با هدف يادگيري اختصاص مي دهند. آمار کتابهايي که به عنوان کتاب درسي يا به عنوان کتاب کمک آموزشي منتشر مي شود نيز مويد همين ادعاست . علي رغم اينکه آمار درستي در اختنيار نداريم ،‌نابخردانه نيست اگر بپذيريم که ميليونها ايراني ساعاتي از روزها و شبهاي خود را با مطالبي که در تارجهان گستر منعکس شده است مي گذرانند. نيز آماري در اختيار نداريم که در روز چه تعداد نفر يا چه تعداد ساعات ايرانيان در كافي نت ها با پرداخت وجه به شبکه اينترنت براي يادگيري ارتباط برقرار مي شود. همچين آماري دقيق در دست نيست که هر روز چه تعداد نفر و يا چه تعداد ساعات ايرانيان به مشاهده تلويزيون مي پردازند. يا به راديو گوش مي دهند. يادمان باشد که زير بناي هر آنچه در تلويزيونها وراديوهاي ايران پخش مي شود،‌آموزش است . البته که اين آموزش گاه در قالبهايي ارائه مي شود که بيننده و شنونده را جلب کند و لذا آموزش دهي با چاشني لذت بخشي منبعث از سرگرميي پوشش داده شده است. بنا به موارد بالا ،‌نبايد ايرانيان را اهل مطالعه ندانست . مگر حتما بايد متن يک نمايشنامه را خواند و يا مگر حتما بايد کتاب چگونه نقاشي کنيم را خواند؟ مگر آگاهي حاصل از وقت گذاري براي ديدن فيلم هاي اين آثار نمي تواند به بيننده يا شنونده چيز بياموزد؟ نوجوانان و جواانان ايراني غرق خواندن براي يادگيري منجر به نمره آوردن و قبول شدن هستند. آنقدر حانواده و جامعه براي نمره خوب آوردن و در دانشگاه قبول شدن برنوجوانان و جوانان فشار مي آورند كه صرف وقت براي مطالعه كتابهايي كه كتابهاي درسي نيستند را مانع موفقيت در امتحانات و كنكور ها مي داذنند. بپذيريد كه گنجايش موسسات آموزشي ما بسيار كمتر از تعداد افرادي است كه خواهان ورود به موسسات آموزشي هستند و مسابقه اي كه براي ورود به موسسات آموزشي در جريان است بسيار كمر شكن و ظالمانه است. به يك مثال ساده از ظالمانه بودن توجه كنيد. بسيار محتمل است كه داوطلبي فقط به دليل اين كه يك نمره و ( شايد هم كمتر از يك نمره) از نفر قبل از خود كمتر آورده است بايد چند چند ميليون تومان بپردازند تا اجازه تحصيل بيايد در حالي كه نفر قبل از او به دانشگاه دولتي مي رود و رايگان تحصيل مي كند. تحت چنينن شرايطي است كه از هفته كتاب استقبال همگاني به عمل نمي آيد ُ‌چرا كه براي آنهايي كه بايد كتابخوان جامعه باشند‌ مفهوم كتاب متني است كه آنها را در رسيدن به آموزش عالي كه بزرگترين آرمان هر خانواده ايراني است ياري مي كند. نامحتمل نير نمي باشد كه دربرابر هر كتاب ديگري غير از كتاب ياري ده به درسها ُ مقاومت هم نشان دهند. نمونه اي از اين مقاومت را در همين هفته در كلاس گزارش نويسي خود مشاهده كردم. يكي از برنامه هايي كه در اين كلاس اجرا مي شودُ ترغيب دانشجويان به نگارش يك تا دو صفحه در هر هفته در موضوعي خاص است . سه موضوعي كه در سه هفته قبل تعيين شده بود ُ‌پيش از دانشگاه ُ‌در دانشگاه و بعد از دانشگاه بود كه با استقبال فراوان روبرو شد و هر دانشجويي فرصت يافت تا احساسات ُ برداشتنها و نگرشهاي خاص خود را در اين سه موضوع روي كاغذ آورد. اما هنگامي كه اعلام كردم كه موضوع بعدي هفته كتاب است به يكباره فريادي كه حاكي از عدم استقبال بود از حلقوم همه دانشجويان حاضر در كلاس بيرون آمد. جالب است كه بدانيد دانشجويان اين كلاس در رشته كتابداري و اطلاع رساني تحصيل مي كنند و قاعدتا بايد مدافعان كتاب و هفته كتاب باشند و نه معترضان به نوشتن درباره كتاب و هفته كتاب . تظاهر كردم و گفتم فرياد شما مشابه فرياد تشويقي است كه مستمعان قرآن كريم در تائيد لحن اثر گذار قاري قرآن از دل بر مي آورند. اما مي دانستم كه آنها هم مانند بسياري از ديگر افراد هفته كتاب را موجي تلقي مي كنند كه مي گذرذ و همراهي با آن نه تنها به منزلت آنها نمي افزايد ُ‌بلكه ممكن است آنها را از دستيابي به اهداف آموزشي كه دنبال مي كنند باز دارد. برآن نيستم كه هفته كتاب را ناديده بگيرم ُ‌به يقين بودن هفته كتاب بهتر از نبودن آن است ُ‌بشرطي كه در اين هفته بجاي تعريف از كتاب و كتابخواني ُ‌گزارش واقعي فعاليتهايي به مردم ارائه شود كه در طي سال براي تقويت جايگاه كتاب و كتابخواني در جامعه ايران به وقوع پيوسته است . اين فعاليتها مورد نقد قرار گيرد و برنامه اي قابل اندازه گيري و سنجش براي بهبود وضعيت در سال بعد اعلام و در طي سال بعدبه اجرا در آورده شود.
ممكن است اعلام شود كه اين گونه تحليل از واقعيت موجود ُ‌مويد نگاه ابزاري به كتاب به عنوان كالايي برخوردار از پتانسيل دستيابي به قدت در جامعه سرمايده داري است . اجبار اكثريت مردم به صرف هزينه براي آموزش و براي به دست آوردن اطلاعات از شبكه ها زمينه اينگونه انديشيدن را فراهم آورده است . در چنين شرايطي داراها آموزش مي بينند و از شبكه ها بهره مي برند و ندارها نه . درست به همين دليل است كه حق آگاه شدن مردم از طريق آموزش و مطالعه حمايت شده توسط دولت براي تربيت مردماني اگاه براي اقدام مثبت در جامعه مردم سالار اهميت مي يابد. مناسب است كه در برنامه ريزيها ُ‌تركيبي از اين دو سرلوحه كار باشد.
مي خوانيم ُ‌نه آنچه را كه خود انتخاب كرده ايم ُ‌بلكه آنچه را كه نظامهاي آموزشي در تمام سطوح برايمان انتخاب كرده است . اگر اين خواندن ُ‌خواندن نيست ُ خواندني را كه در نظر داريد به نظام آموزشي تزريق كنيد.