زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
ديدگاه ناشران درباره ثبات سياسي و اقتصادي بر نشر كتاب طي سالهاي ۱۳۷۶ تا۱۳۸۳
محمد حسين دياني و نسترن تجدد
فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني آستان قدس رضوي. سال نهم . شماره اول . بهار۱۳۸۵

ديدگاه ناشران دربارة ثبات سياسي و اقتصادي حاکم بر نشر کتاب طي سالهاي 1376 تا 1383
محمدحسين دياني
نسترن تجدد
چكيده:
. در اين پژوهش دو فرضيه زير مورد بررسي قرار گرفته است:
1- رشد سال افزون انتشار كتاب در سالهاي 1376 تا 1383، بيش از آنچه نمايانگر بي¬ثباتي سياسي/ اجتماعي/ اقتصادي و در نتيجه شتابزدگي در حوزه نشر براي پاسخدهي به نيازهاي روزمره باشد، نمايانگر آنگونه ثبات نسبي حاكم بر دنياي نشر كتاب است كه برنامه¬ريزي دقيق¬تر، اجراي مناسبتر و سوددهي مناسبتر را ميسر ساخته است.
2- رشد كمي انتشارات در سالهاي 1376-1383، افزون بر موارد مندرج در فرضيه اول، تحت تاثير يكي يا تركيبي از عوامل فوايد مادي ...، ازدياد موسسات آموزشي ، کتابهاي کواکان و کتابهايرسازمانهاي دولتي نيز بوده است:
تمامي كتابهاي منتشر شده طي سالهاي 1376 تا 1383 و نيز تمام ناشراني كه بطور متوسط هر سال 10 كتاب منتشر كرده¬اند و در هجدهمين نمايشگاه بين¬المللي كتاب تهران سال 1384 شركت داشته¬اند، جامعه آماري پژوهش را تشکيل داده اند.
چهار پرسش از فرضيه كلي كه مربوط به عوامل درون سازماني نشر بود مورد تاييد قرار گرفت و شش پرسش از فرضيه كلي كه مربوط به عوامل برون سازماني بود و بيشترين ارتباط را با ثبات اقتصادي، اجتماعي و سياسي نشر داشتند مورد تاييد قرار نگرفت . اما در همه اين شش مورد، درصد موافقان در مقايسه با مخالفان (با حذف بي¬تفاوتها) بيش از 50 بود (دامنه 58% - 5/50%). بنابراين با تقسيم عناصر متشكله فرضيه كلي به دو خرده مقياس معيارهاي درون سازماني و برون سازماني، نتيجه گرفته شد كه خرده مقياس درون سازماني فرضيه كلي تاييد مي¬شود و خرده مقياس برون سازماني آن تاييد نمي¬شود

كليد وازه¬ها: نشر كتاب، ناشران، ثبات سياسي، ثبات اقتصادي

مقدمه:
به گواهي آمار و اطلاعات مربوط به نشر کتاب در ايران ، در دو برهه زماني كوتاه، عليرغم عدم تغيير متناسب در بسياري از متغيرهاي تاثيرگذار (افزايش موسسات آموزشي پژوهشي، افزايش تعداد دانشجويان و فارغ¬التحصيلان، افزايش بودجه¬هاي تحقيقات و افزايش حمايتهاي قانوني و مالي دستگاههاي دولتي و افزايش باسوادان و تحصيل¬كردگان)، بر تعداد انتشار كتابهاي فارسي به مقدار بسيار زيادي افزوده شده است. اولين دوره، سالهاي 1328–1332 و دومين دوره سالهاي 1356–1358 است. در اين دو دوره، جامعه دستخوش تغييرات سياسي شديد بوده، آزاديهاي بسياري براي نشر كتابها با هر محتوايي وجود داشته و باسوادان و بي¬سوادان جامعه طالب آگاهي از نظرات متفاوت براي درك انديشه¬هاي گوناگون و تصميم¬گيري براي اقدام بوده¬اند. در اين دوران توجه عمومي به مطالعه كتابهايي بوده است كه در حوزه¬هاي علوم اجتماعي و انساني براي پاسخگويي به نيازهاي فوري مردم به نگارش در آمده و منتشر مي¬شدند و مثلا، آنگونه كه نورالله مرادي نوشته است: "در سال 1357 تعداد عناوين منتشر شده در حوزه علوم انگشت¬شمار بوده است در حالي كه بيش از يكصد ميليون نسخه كتاب در حوزه¬هاي علوم اجتماعي و سياسي منتشر شد" (مرادي، 1358، ص 1-7).
به باور عبدالحسين آذرنگ در بحرانهاي سياسي مانند بحرانهاي سالهاي 1328 تا 1332 و 1357 تا 1358 كه از تسلط دولت كاسته مي¬شود، به شدت بر حجم انتشار كتاب افزوده مي¬شود و با غلبه بر بحران سياسي، از حجم انتشار كتاب به شدت كاسته مي¬شود.
در دوراني مانند دوره دهه 1340 كه دوران نسبي ثبات و آرامش، رشد اقتصادي و فعاليتهاي علمي- فرهنگي بوده است نيز انتشار كتاب به لحاظ كميت با رشد روبرو بوده است. گرچه اين رشد از شدتي قابل توجه برخوردار نبوده، اما در مقايسه با دورانهاي قبل از خود، كه گاه بسيار افزايش و گاه بسيار كاهش مي¬يافته است، همواره از سير صعودي برخوردار بوده است. آذرنگ مي¬نويسد: هنگامي كه نوعي ثبات سياسي (بهر شكل) و نوعي ثبات اقتصادي كم¬تورم حاكم مي¬باشد، مانند سالهاي 1339 تا 1349، منحني انتشار كتاب به سير صعودي خود ادامه مي¬دهد (آذرنگ، 1374، ص 37-50).
بسياري از مطالعات مربوط به رشد علم نيز مويد اين مطلب است كه علم و دانش در دوراني كه ثبات سياسي حاكم و اوضاع اقتصادي نسبتا مناسب است، به بالندگي دست مي يابد كه نمودي از آن رشد انتشارات، بويژه انتشارات در حوزه¬هاي علمي در قالب كتاب و مجله است.
توجه به تجربه تاريخي (دورانهاي بحرانهاي شديد سياسي و دورانهاي ثبات سياسي و اقتصادي) كه در بالا به آن اشاره شد، از يك سو و توجه به رشد قابل توجه تعداد عناويني كه در سالهاي 1376 تا 1383 منتشر شده است از سوي ديگر، اين انديشه را به ذهن مي¬آورد كه احتمالا در سالهاي بعد از 1376، نوعي ثبات سياسي/اجتماعي/اقتصادي با تاثير مثبت بر دنياي نشر كتاب در ايران حاكم بوده است. در اين تحقيق اين نوع برداشت در قالب فرضيه¬هاي زير مورد بررسي قرار مي¬گيرد.
1. رشد سال افزون انتشار كتاب در سالهاي 1376 تا 1383، بيش از آنچه نمايانگر بي¬ثباتي سياسي/اجتماعي/اقتصادي و در نتيجه شتابزدگي در حوزه نشر براي پاسخدهي به نيازهاي روزمره باشد، نمايانگر آنگونه ثبات نسبي حاكم بر دنياي نشر كتاب است كه برنامه¬ريزي دقيق¬تر، اجراي مناسبتر و سوددهي مناسبتر را ميسر ساخته است.


2. رشد كمي انتشارات در سالهاي 1376 – 1383، افزون بر موارد مندرج در فرضيه اول، تحت تاثير يكي يا تركيبي از عوامل زير نيز بوده است:
الف. فوايد مادي متاثر از يارانه¬هاي دولتي (كاغذ، زينك، فيلم و مقوا و خريدهاي كلي وزارت ارشاد) براي ناشران و سهولت امكانات فني نشر
ب. ازدياد موسسات آموزشي و دانشجويان و در نتيجه انتشار زياد كتابهاي درسي و كمك¬درسي
ج. آمار بالاي نشر كتابهاي كودكان
د. حضور تاثيرگذار ارگانهاي دولتي يا سازمانهاي حمايت مالي شده از سوي دولت، در عرصه نشر
تحولي كه از سال 1376 در نشر كتاب و نيز نشر مطبوعات در ايران به وقوع پيوسته و افزايش همه ساله تعداد عناويني كه در هر دو اين حوزه¬ها منتشر مي¬شود، اين نويد را بهمراه دارد که آهسته آهسته در حال تبديل شدن به جامعه علمي هستيم. افزايش موسسات آموزشي و پژوهشي، افزايش بودجه تحقيقات و افزايش تعداد دانشجويان و تحصيل¬كردگان كه سه عامل از عاملهاي چهارگانه رشد علم و فناوري در هر كشور هستند، از سالهاي بسيار دور همواره در جريان بوده است، اما اين سه بدون تغيير متناسب در رشد تعداد انتشارات و وجود ثبات در اين رشد، اطمينان ما را به واقعيت يافتن شرايط رشد علم و فناوري بالا نبرده بود. با پديده رشد قابل توجه و سال افزون انتشار كتاب و نيز رشد نسبتا بادوام مطبوعات در سالهاي بعد از 1376، كشور به چهار معيار لازم براي رشد علم و فناوري دست يافته است. چرا كه گرچه آرام آرام، اما پيوسته در حال فقرزدايي از پديده تعداد عناوين كتابها و مطبوعاتي هستيم كه همه ساله در ايران منتشر مي¬شود.
در اين شرايط، كتابداران مانند ديگر حرفه¬مندان ناگزيرند كه با مطالعه و پژوهش، با قواعد حاكم بر مواد، ابزارها و فرايندهايي كه با آن سر و كار دارند بيش از گذشته آشنا شوند. در حوزه كتابداري مهمترين ابزار و مواد، منابع مكتوب و غيرمكتوبي است كه كتابداران موظف به شناسايي قواعد حاكم بر توليد، توزيع و استفاده از آنها مي¬باشند.
هدفي كه در اين تحقيق دنبال مي¬شود بر مورد اول يعني توليد كتاب تاكيد دارد و بر آن است تا بيش از گذشته علل و شرايطي را كه موجب رشد تعداد انتشار كتاب در كشور مي¬شود و زمينه را براي رشد جايگاه كتابداري فراهم¬تر مي¬سازد، بازشناسد. علل بسياري ممكن است در اين مورد دخالت داشته باشد، اما در اين تحقيق ديدگاه ناشران درباره علل اجتماعي (ثبات سياسي، اقتصادي) كه برنامه¬¬¬¬ريزي و اجراي برنامه را براي ناشران ميسر مي¬سازد، بيش از موارد ديگر مورد توجه هستند. در عين حال همزمان با مورد قبلي، نقش چند عامل تاثيرگذار كه بيش از موارد ديگر در ادبيات حرفه به آنها اشاره مي¬شود، مورد بررسي قرار مي¬گيرد.
پيشينه پژوهش:
در بررسي پژوهشهاي انجام شده در حوزه نشر به موارد مشابه بسياري برمي¬خوريم كه هريك به نوعي خاص و از ديدگاهي خاص وضعيت نشر در زمانها و مكانهاي مختلف را بررسي نموده¬اند اما در همه پژوهشها بر نقش عوامل محيطي و اجتماعي در تاثيرگذاري بر اوضاع نشر تاكيد شده است:
مثلا: عليرضا مهدياني و حسن مرتضوي نيز طي يك طرح پژوهشي با عنوان سيماي نشر كتاب در ايران طي دو دهه اخير، به بررسي و تحليل وضعيت نشر در ايران پرداخته¬اند. اين پژوهش از نوع مطالعات اسنادي است كه منابع ثانويه داده¬هاي مربوط به توليد و نشر كتاب را مبناي بررسي و تحليل خود قرار داده است. هدف از اجراي اين طرح پژوهشي، تهيه منبعي از اطلاعات و آگاهي در مورد سير تحولات نشر كتاب در سالهاي پس از انقلاب بوده است تا با شيوه¬اي علمي، مبنايي براي راهنمايي سياستها و تصميم¬گيري¬هاي آينده فراهم شود. براي گردآوري اطلاعات كتابهاي منتشر شده از كتاب كارنامه نشر و براي مقايسه روند نشر كتاب در ايران با چند كشور منتخب از سالنامه¬هاي آماري يونسكو استفاده شده است. يافته¬هاي اين طرح پژوهشي نشان ¬مي¬دهد كه طي 24 سال گذشته يعني سالهاي 1357 تا 1381، جمعا 249533 عنوان كتاب در ايران منتشر شده است و نشر كتاب در اين مدت ميانگين نرخ رشدي حدود 22 درصد داشته است. در اين دوره رده دين با برخورداري از 52634 عنوان كتاب و 1/21 درصد سهم از كل كتابهاي منتشر شده در رديف نخست و ادبيات و علوم عملي به ترتيب با 6/20 و 1/12 درصد سهم، در رديفهاي دوم و سوم قرار گرفته¬اند. رده¬هاي كليات و فلسفه و روانشناسي و هنر با برخورداري از كمترين سهم، مرتبه¬هاي پاياني اين مقايسه را احراز نموده¬اند. از لحاظ نرخ رشد آمار نشر، طي اين دوره، دو رده دين و علوم عملي از بيشترين نرخ رشد و رده تاريخ و جغرافيا از كمترين نرخ رشد برخوردار بوده¬اند.
مهمترين متغير اثرگذار بر افت و خيزها و تحولات آمار نشر كتاب در ايران، تحولات اجتماعي ذكر شده است كه پس از انقلاب اسلامي در ايران رخ داده است. در سالهاي نخستين پس از انقلاب بالاترين نرخ رشد در نشر كتاب ديده مي¬شود (ميانگين نرخ رشد 52 درصد)، پس از آن همزمان با دوران جنگ تحميلي دوره ركود فرا مي¬رسد (ميانگين نرخ رشد 5 درصد)، در فاصله سالهاي 1368 تا 1375 شاهد بهبود در آمار نشر كتاب هستيم كه اين آمار با ميانگين نرخ رشد 10 درصد دوباره در حال رونق گرفتن است. در سالهاي 1376 تا 1381 رشد توليد كتاب آهنگي تندتر (ميانگين نرخ رشد 12 درصد) به خود مي¬گيرد.
در بخش پاياني اين پژوهش نيز روند آمار نشر كتاب در ايران با كشورهاي مصر، تركيه، مالزي، فرانسه و انگليس مقايسه شده است. اين مقايسه نشان مي¬دهد كه طي سالهاي 1992 تا 1995 (74–1371) كشور ايران با متوسط آمار نشر 9221 عنوان، در اين مجموعه همواره در رديف سوم قرار داشته و از سه كشور تركيه، مصر و مالزي جايگاه برتري داشته است. در همين دوره كشور انگلستان در اين مجموعه با متوسط انتشار سالانه 105015 عنوان، در رديف نخست جاي دارد. كشور فرانسه، با متوسط انتشار سالانه 50457 عنوان، يعني حدود نصف آمار نشر انگلستان، در رديف دوم است. كشور مصر نيز با متوسط انتشار سالانه 2574 عنوان، در آخرين رديف قرار گرفته است (مهدياني؛ مرتضوي، 1382).
هنري چاكاوا نيز در يك طرح پژوهشي با عنوان صنعت نشر كنيا: بي¬نيازي و وابستگي ، به مشخص كردن و شرح دادن ريشه¬ها، موفقيتها و ضعفها و مشكلات و چالشهاي صنعت نشر كتاب در كنيا پرداخته است. در اين پژوهش، وضعيت ناشران و ميزان انتشارات اين كشور در زمينه¬هاي مختلف موضوعي مورد بررسي قرار گرفته است. بررسي زمينه¬هاي موضوعي منتشر شده در اين كشور نشان مي¬دهد كه كتابهاي مذهبي بيشترين و كتابهاي كليات كمترين تعداد كتابهاي منتشر شده را تشكيل داده¬اند. انتشار كتابهاي كودكان و نوجوانان در حال گسترش و افزايش است و كتابهاي علمي و تحقيقاتي كمتر در خود كشور منتشر شده و بيشتر، از ساير كشورها به كنيا وارد مي¬شوند.
يافته¬هاي اين طرح پژوهشي نشان مي¬دهد كه سياستهاي دولتي براي كنترل، نظارت، هماهنگي و قانونگذاري صنعت انتشارات در اين كشور موجود نيست و صنعت نشر از حمايتهاي دولتي در جهت اصلاح سيستم و ساختار برخوردار نيست. صنعت نشر كنيا تنها زماني مي¬تواند به استقلال و بي¬نيازي برسد كه توسط دولت حمايت و كنترل شود و طرحهايي كه براي توسعه اين صنعت طراحي مي¬شوند تصويري از نيازها و كمبودهاي فعلي اين صنعت را در خود منعكس كند. عادت به مطالعه و كتابخواني در اين كشور كم است و تعداد نيروهاي آموزش ديده و حرفه¬اي در حوزه¬هايي مانند ويرايش، طراحي، توليد و بازاريابي كتاب بسيار كم است. عمده¬ترين مشكل ناشران در اين كشور كمبود سرمايه است، به همين دليل توليد يك كتاب از زماني كه نويسنده آن را به ناشر تحويل مي¬دهد تا زماني كه ناشر آن را به چاپ مي¬رساند ممكن است چند سال به طول بيانجامد در نتيجه ناشران بزرگ كنيا فاقد انگيزه كافي در كار خود هستند.
كنيا 40 درصد از كتابهاي علمي مورد نياز خود را از ديگر كشورها وارد مي¬كند بنابراين انتشار كتابهاي دانشگاهي، فني و كتابهاي مرجع بايستي توسط ناشران محلي مورد توجه قرار گيرد و مدارس و دانشگاهها و مراكز آموزشي از نظر نياز به منابع اطلاعاتي نيازسنجي شوند.
در بخش پاياني اين پژوهش نتيجه¬گيري شده كه صنعت نشر كنيا بايستي به سوي مستقل شدن پيش برود و راهكارهايي براي دسترسي به اين هدف ذكر شده است كه عبارتند از:
- توجه به وضعيت موجود و استفاده از حداكثر توان و قابليتهاي داخل كشور جهت بهبود وضعيت موجود
- مشاركت دولت در جهت بهبود وضعيت فعلي و وضع قوانين و مساعد كردن محيط و كم كردن قيمت كاغذ
- ايجاد سازمانهاي حرفه¬اي توليد و نشر و توزيع كتاب كه بتوانند در عين رقابت با هم به همكاري نزديك بپردازند
- صنعت نشر موجود توسط افراد حرفه¬اي آموزش ديده و متخصص كه مهارت مديريتي نيز دارند مورد بررسي قرار بگيرد (Chakava, 1996).
جامعه آماري، تعداد نمونه:
جامعه آماري اين پژوهش تمامي كتابهاي منتشر شده در فاصله سالهاي 1376 تا 1383 است. نيز تمام ناشراني هستند كه طي اين سالها بطور متوسط هر سال 10 كتاب منتشر كرده¬اند و در هجدهمين نمايشگاه بين¬المللي كتاب تهران، در سال 1384 شركت داشتند. تعداد اين ناشران 127 مورد است. لازم به ذكر است كه تمامي ناشراني كه به طور متوسط ساليانه 10 كتاب منتشر كرده بودند در اين نمايشگاه حضور داشتند.
چگونگي گردآوري اطلاعات:
براي گردآوري اطلاعات مربوط به تعداد كتابها، ابتدا منابعي كه آمار كتابهاي منتشر شده در ايران را دارا مي¬باشند، مورد بررسي قرار گرفت. اين منابع عبارتند از:
- نشريات كتابشناسي ملي ايران
- كتابهاي كارنامه نشر، منتشر شده توسط خانه كتاب تهران
- لوح¬هاي فشرده كتابشناسي ملي ايران
- لوح¬هاي فشرده كتيبه، منتشر شده توسط خانه كتاب تهران
- اطلاعات موجود در بانك اطلاعاتي خانه كتاب تهران
- سالنامه¬هاي آماري يونسكو
با بررسي و مطالعه ويژگي¬ها و قابليتهاي هريك از منابع فوق و با عنايت به نوع طبقه¬بندي، دقت عمل نسبي در ثبت، روزآمدي و دامنه پوشش زماني، مشخص شد كه اطلاعات موجود در بانك اطلاعاتي خانه كتاب نسبت به ساير موارد از جامعيت بيشتري برخوردار است.
بنابراين در پژوهش حاضر از بانك اطلاعاتي خانه كتاب به عنوان منبع آمار رسمي نشر كتاب در كشور، استفاده شده است. بدين ترتيب كه با استفاده از امكان گزارش¬گيري بر اساس فيلد تاريخ نشر، گزارشي از تعداد كل كتابهاي منتشر شده در هر يك از سالهاي 76 تا 83 تهيه شد.
از آنجا كه هنگام ورود اطلاعات، كتابهاي كودكان و كمك¬درسي، با زدن علامت در فيلدهاي مربوطه (فيلد كودكان و كمك¬درسي) از ساير كتابها تفكيك مي¬شوند، امكان گزارش¬گيري بر اساس اين دو مشخصه نيز در اين بانك اطلاعاتي منظور گرديده است. با استفاده از اين امكان، تعداد كتابهاي كودكان و كمك¬درسي در هر يك از سالهاي مورد مطالعه مشخص گرديد. ولي از آنجا كه طي سالهاي 76 و 77، بانك اطلاعات كتاب فاقد فيلد مشخص كننده كتابهاي كمك¬درسي بود، تعيين آمار كتابهاي كمك¬درسي طي سالهاي 1376 و 1377 به روشي ديگر انجام شد. بدين ترتيب كه پس از گزارش¬گيري كلي از عناوين و مشخصات كتابهاي اين دو سال بر اساس رده¬بندي ديوئي و بررسي مشخصات تك¬تك كتابها، تعداد عناوين كمك¬درسي مشخص شد.
در مورد كتابهاي درسي و آموزشي، با مراجعه به بانك اطلاعاتي ناشران ، ابتدا گزارشي از نام ناشراني كه زمينه فعاليت آنها كتابهاي آموزشي و دانشگاهي است، گرفته شد. سپس گزارشي از تعداد كتابهاي منتشر شده توسط اين ناشران در هر يك از سالهاي 76 تا 83 تهيه شد.
براي اطلاع از آمار كتابهاي ناشران دولتي طي دوره هشت ساله مورد مطالعه، گزارش نام ناشران دولتي از بانك اطلاعاتي ناشران تهيه شد. سپس از بانك اطلاعاتي كتاب، گزارش تعداد كتابهاي منتشر شده توسط اين ناشران، گرفته شد.
اسامي ناشراني كه بطور متوسط هر سال 10 كتاب منتشر كرده¬ بودند، نيز از بانك اطلاعات كتاب گرفته شد.
به منظور گردآوري اطلاعات مربوط به تعداد دانشگاهها و دانشجويان دانشگاه¬هاي دولتي، پس از بررسي و مقايسه اطلاعات مربوط به دانشجويان و دانشگاهها در سالنامه آماري ايران و كتاب¬هاي آمار آموزش عالي، تهيه شده توسط موسسه پژوهش و برنامه¬ريزي آموزش عالي، به دليل جامع¬تر بودن آنها نسبت به سالنامه آماري، از كتابهاي آمار آموزش عالي منتشر شده طي سالهاي 1376 تا 1383 استفاده شد. آمار مربوط به تعداد واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي و تعداد دانشجويان آن طي اين سالها، مستقيما از اداره فناوري اطلاعات و ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامي دريافت شد.
براي كسب اطلاعات در مورد يارانه¬هاي دولتي در حوزه نشر و چگونگي تخصيص آن به مقوله¬هاي مختلف، مصاحبه انجام گرفت.
براي بررسي تاثير ثبات يا بي¬ثباتي سياسي، اجتماعي و اقتصادي بر نشر از ديدگاه ناشران، از پرسشنامه¬اي با 15 پرسش طيف¬دار (به شرح پيوست 1) استفاده شد. بر اساس طيف ليكرت، پاسخهاي پرسشنامه در طيفي 5 قسمتي شامل گزينه¬هاي: كاملا موافق، موافق، بي¬تفاوت، مخالف و كاملا مخالف تنظيم شد. به منظور سنجش ميزان روايي و پايايي، ابتدا پرسشنامه به نمونه¬اي از ناشران (شامل 20 ناشر) كه بطور تصادفي انتخاب شده بودند، تقديم شد. پس از آن، تحليل پاسخهاي داده شده با استفاده از فرمول آلفاكرونباخ، ضريب 7664/0 را به نمايش گذارد كه بيانگر ثبات دروني و پايايي خوب پرسشنامه بود. پرسشنامه¬ها در هجدهمين نمايشگاه بين¬المللي كتاب تهران، بين ناشران جامعه آماري (127 ناشر) توزيع شد كه از اين تعداد، فقط به 86 پرسشنامه پاسخ داده شد. 26 پرسشنامه ديگر با مراجعه مستقيم پژوهشگر به دفاتر انتشاراتي و تقديم پرسشنامه به ناشران، تكميل و جمع¬آوري شد.
لازم به ذكر است كه تمامي پرسشنامه¬ها در حضور پژوهشگر پاسخگويي شد. حضور پژوهشگر و ارائه توضيحات در مواقعي كه فهم پرسش براي پاسخگو دشوار بود، مانع از ايجاد هرگونه شبهه و برداشت نادرست از پرسشها توسط ناشران پاسخگو شد.


تحليل استنباطي يافته¬ها:
داده¬هاي بدست آمده از طريق پرسشنامه¬ها، براي هر يك از سوال¬ها به طور جداگانه، در جداول توزيع فراواني ارائه گرديد و نمودارهاي مربوط به هر يك ترسيم شد. به منظور تحليل داده¬ها از آمار توصيفي و آمار استنباطي مناسب تحليل پرسشنامه¬هاي طيف¬دار و آمار مناسب براي تعيين همبستگي احتمالي بين رشد انتشار كتاب با رشد تعداد دانشجويان، موسسات آموزشي، تعداد كتابهاي درسي، كمك¬درسي، كودكان و كتابهاي ناشران دولتي استفاده شد. بدين منظور براي پاسخ هر يك از پرسشها، درصد فراواني، ميانگين و "مجذور كاي" x2) ( محاسبه شد و نتايج بدست آمده در جداول جداگانه براي هر سوال گنجانده شد. نيز بين پاسخ مجموعه پرسشهاي بررسي كننده ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي با تك¬تك پرسشهاي ديگر، "ضريب همبستگي پيرسون" محاسبه شد. اين ضريب بين تعداد كل كتابهاي منتشر شده طي سالهاي 1376 تا 1383 با تعداد موسسات آموزش عالي دولتي و آزاد و دانشجويان آنها و تعداد كتابهاي درسي، كمك¬درسي، كودكان و كتابهاي ناشران دولتي نيز محاسبه شد و ضرايب محاسبه شده در جداول مربوطه ارائه شد.

آزمون فرضيه¬ها:
در اين پژوهش براي رد يا اثبات فرضيه¬ها به ترتيب زير عمل شده است:
- فرضيه اول، با بررسي پاسخ پرسشهاي 1، 2، 3، 4، 5، 10، 11، 12 ، 13 و 14 در پرسشنامه
- فرضيه دوم، قسمت الف، با بررسي پاسخ¬هاي داده شده به پرسشهاي 6، 7 و 9

- فرضيه دوم، قسمت ب، با بررسي پاسخ¬هاي پرسش 8 و نيز محاسبه ميزان همبستگي آمار دانشجويان و
مراكز آموزش عالي و آمار مربوط به تعداد كتابهاي درسي و كمك¬درسي، طي سالهاي 1376 تا 1383، با تعداد كل كتابهاي منتشر شده در اين سالها

- فرضيه دوم، قسمت ج، با بررسي پاسخ¬هاي ناشران به پرسش 15 و نيز محاسبه ضريب همبستگي بين آمار كتابهاي كودكان و نوجوانان و تعداد كل كتابهاي منتشر شده طي سالهاي 1376 تا 1383

- فرضيه دوم، قسمت د: از طريق محاسبه همبستگي آمار كتابهاي ناشران دولتي و كل كتابهاي منتشر شده طي سالهاي 1376 تا 1383

پاسخ هر يك از پرسشها در برگيرنده طيفي شامل آراي كاملا موافق، موافق، بي¬تفاوت، مخالف، كاملا مخالف بود كه فراواني افراد داراي هر يك از اين آرا، براي هر سوال در جدول شماره 1 نشان داده شده است.



جدول1- توزيع فراواني پاسخهاي ارائه شده به هر سوال در طيف پنج¬بخشي
سوالها كاملاموافق موافق بي¬تفاوت مخالف كاملامخالف
1 40 50 6 9 1
2 24 53 4 19 6
3 27 41 12 20 6
4 5 49 13 25 14
5 30 55 8 11 2
6 16 43 25 14 8
7 30 53 9 12 2
8 16 38 35 12 5
9 14 48 10 14 20
10 15 32 20 28 11
11 14 30 19 34 9
12 13 34 24 23 12
13 13 33 22 26 12
14 11 39 18 30 8
15 15 35 33 14 9

مجذور كاي محاسبه شده براي پاسخها نيز مطابق جدول 2 است:

جدول 2- مجذور كاي محاسبه شده براي سوالهاي پرسشنامه
سوالها مجذور كاي درجه آزادي P
1 962/92 4 000/0
2 151/73 4 000/0
3 038/35 4 000/0
4 132/55 4 000/0
5 057/88 4 000/0
6 038/35 4 000/0
7 755/79 4 000/0
8 943/39 4 000/0
9 755/44 4 000/0
10 472/14 4 006/0
11 075/21 4 000/0
12 415/15 4 004/0
13 849/14 4 005/0
14 208/32 4 000/0
15 830/26 4 000/0

فرضيه اول:
به منظور بررسي فرضيه اول، پاسخهاي ارائه شده به اين 10 سوال مربوط به اين فرضيه يكجا تحليل شد:

جدول3- توزيع فراواني پاسخ سوالات مربوط به ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي
سوالها كاملاموافق موافق بي¬تفاوت مخالف كاملامخالف تعداد
1 40 50 6 9 1 106
2 24 53 4 19 6 106
3 27 41 12 20 6 106
4 5 49 13 25 14 106
5 30 55 8 11 2 106
10 15 32 20 28 11 106
11 14 30 19 34 9 106
12 13 34 24 23 12 106
13 13 33 22 26 12 106
14 11 39 18 30 8 106
مجموع 192 416 146 225 81 1060
درصد 1/18 24/39 8/13 22/21 64/7 100

آنگونه که در جدول شماره 3 مشاهده مي¬شود در مجموع 34/57 درصد از ناشران (آراي موافق و كاملا موافق) وجود ثبات نسبي سياسي، اجتماعي و اقتصادي حاكم بر جامعه را طي سالهاي 1376 تا 83 قبول دارند و 86/28 درصد از آنان (ناشران مخالف و كاملا مخالف) نيز حاكميت ثبات نسبي بر جامعه را تاييد نكرده¬اند. در عين حال 8/13 درصد راي بي¬تفاوت، بويژه براي برخي از سوالات، اين نكته را به ذهن مي¬آورد كه ناشران نيز نتوانسته¬اند در مورد برخي سوالات نظر قاطع اعلام دارند. اين مورد مي¬تواند ناشي از واقعيات، ناآگاهي يا محافظه¬كاري باشد. هر يك از اين موارد كه دخالت داشته باشند، موجب شده¬اند كه مقدار كاي در مرز ثبات و بي¬ثباتي در نوسان نشان داده شود.
براي كاستن از ابهام به فراوانيهاي مندرج در جدول 3 بيشتر توجه شد. همانطور كه در جدول شماره 3 مشاهده مي¬شود كه در توزيع نظرات، تفاوتهاي بسياري وجود دارد. بويژه فراواني گزينه بي¬تفاوت در مواردي قابل توجه است. وجود اين دو مورد دستيابي به تفاوت بين نظرات موافق و مخالف را بر اساس مربع كاي 5 خانه¬اي، با ابهام مواجه مي¬سازد. بر اين اساس با حذف بي¬تفاوتها و محاسبه مجذور كاي جمع گروه موافق به بالا و مخالف به بالا كه نتايج آن در جدول 1/3 نشان داده شده است، اطلاعات بيشتري به دست آمد كه پس از درج جدول به شرح آن پرداخته مي¬شود.

جدول1/3- توزيع فراواني و P گروه موافق به بالا و مخالف به بالا در پاسخ سوالات مربوط به ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي
سوالها مجموع موافق و كاملا موافق مجموع مخالف و كاملا مخالف P
1 90 10 000/0=P
2 77 25 000/0=P
3 68 26 000/0=P
4 54 39 1155/0=P
5 85 13 000/0=P
10 47 39 3926/0=P
11 44 43 9111/0=P
12 47 35 1816/0=P
13 46 38 3868/0=P
14 50 38 1977/0=P

آنگونه كه در جدول 1/3 قابل مشاهده است جمع موافقان در 4 مورد بطور معني¬دار از جمع مخالفان بيشتر است كه مويد آن قسمت از فرضيه اصلي است كه با خود ناشران در پيوند تنگاتنگ است. اين موارد عبارتند از موارد مندرج در پرسشهاي:
1- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه با حوصله و صبر آثاري را براي نشر انتخاب كنم
2- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه طبق برنامه¬اي منظم و نسبتا دقيق به كار نشر بپردازم
3- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه تعداد بيشتري از انتشاراتم را در زمانبندي خاص منتشر كنم
5- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه انگيزه نشر آثار باارزش ديگر در من وجود داشته باشد
در 6 مورد ديگر تفاوت موافقان و مخالفان معني¬دار نيست. اين 6 مورد همگي به شرايط برون سازماني ناشران مربوط است. به اين موارد در پرسشهاي زير اشاره شده است:
4- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه از ثبات نسبي كه بر كار نشر حاكم بوده است، راضي باشم
10- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه از تغييرات شديد وضعيت اجتماعي و در نتيجه بي¬مصرف شدن آنچه در دست انتشار دارم، نگران نباشم
11- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه از تغييرات شديد وضعيت اقتصادي و در نتيجه از دست رفتن بازار آنچه در دست انتشار دارم، نگران نباشم
12- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه از تغييرات شديد سياسي و در نتيجه ايجاد مانع براي آنچه كه نشر داده و يا در دست نشر دارم، نگران نباشم
13- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه از تغييرات شديد قوانين و آئين¬نامه¬ها و سردرگمي حاصل از اين تغييرات نگران نباشم
14- طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه رشد قابل توجه سال افزون عناوين كتابها را دليل وجود بازاري نسبتا مناسب تلقي كنم
بنابر موارد بالا، عوامل درون سازماني مطرح در اين تحقيق مثبت و عوامل برون سازماني مطرح در اين تحقيق، در كل نه مثبت و نه منفي تلقي شده است. اين موارد به دو گونه مي¬تواند تفسير شود. اول اينكه تغييرات در عوامل بيروني گاه مثبت و گاه منفي بوده است كه در كل به ميانگين متوسط انجاميده است كه نه مي¬توان آن را بد و نه مي¬توان خوب تلقي كرد. اما بنا به شواهد مندرج در جدول 1/3 همواره بيشتر از 50 درصد افراد نظر موافق داشته¬اند تا نظر مخالف كه هم¬جهت با ادعاي فرضيه است.

در جدول شماره 4 مجموع فراواني آراي داده شده به 10 سوال مذكور، كه در جدول بالا محاسبه شد، وزندهي شده است يعني به هر راي كاملا موافق، 5 امتياز، به هر راي موافق، 4، راي بي¬تفاوت، 3 امتياز، هر راي مخالف 2 امتياز و هر راي كاملا مخالف 1 امتياز داده شده است و سپس درصد هر يك محاسبه شده است:

جدول4- توزيع مجموع فراواني¬هاي وزندهي شده براي پاسخ سوالات مربوط به ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي
كاملا موافق
(5 امتياز) موافق
(4 امتياز) بي¬تفاوت
(3 امتياز) مخالف
(2 امتياز) كاملا مخالف
(1 امتياز) مجموع
مجموع فراواني وزندهي شده براي پاسخ 10 سوال

960

1664

438

450

81

3593
درصد 7/26 31/46 2/12 52/12 25/2 100


همانطور كه ملاحظه مي¬شود پس از وزندهي پاسخ¬ها نيز، امتياز افرادي كه پاسخ مثبت داده¬اند بيشتر از امتياز افرادي است كه پاسخ منفي داده¬اند. بدين ترتيب كه در مجموع 01/73 درصد از وزنها به ناشراني اختصاص دارد كه وجود ثبات نسبي را تاييد كرده و77/14 درصد وزنها نيز به آن دسته از ناشران تعلق گرفته كه به وجود اين ثبات، راي مخالف و كاملا مخالف داده¬اند كه اين نيز دليلي ديگر بر گرايش به تاييد فرضيه وجود ثبات نسبي سياسي، اجتماعي و اقتصادي در اين دوره است.
از طرفي به هر يك از اين 10 پرسش، 106 نفر پاسخ داده¬اند (جدول صفحه قبل). بنابراين در مجموع 1060 نفر به همه اين 10 پرسش پاسخ داده¬اند. اگر تمامي اين افراد نظر كاملا مخالف داشتند، با توجه به اينكه امتياز 1 براي راي كاملا مخالف در نظر گرفته شده، مجموع فراواني وزندهي شده پاسخها، 1060 (1060=1*1060) مي¬شد و اگر همه افراد راي كاملا موافق داشتند، با توجه به امتياز در نظر گرفته شده براي راي كاملا موافق (5)، مجموع فراواني وزندهي شده 5300 (5300=5*1060) مي¬شد كه در واقع بيشترين مجموع امتياز فراواني ممكن براي اين سوالهاست. در صورتي كه جمع فراواني واقعي پاسخ سوالها، پس از وزندهي عدد 3593 محاسبه شده است. يعني اگر 100 درصد افراد، در مورد اين پرسش¬ها، راي كاملا موافق داشتند، مجموع فراواني وزندهي شده آنان عدد 5300 بدست مي¬آمد، حالا كه اين مجموع عدد 3593 بدست آمده، معلوم مي¬شود كه 79/67 درصد افراد راي كاملا موافق داشته و از نظر آنان در هشت سال گذشته ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي بر جامعه حاكم بوده است.
بين مجموع فراواني¬هاي محاسبه شده در 10 سوالي كه فرضيه ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي را اثبات كرد و 5 پرسش ديگر پرسشنامه يعني در واقع بين وجود ثبات (سياسي، اجتماعي و اقتصادي) و تعلق يارانه¬هاي دولتي به ناشران، سهلتر شدن امكانات فني نشر، افزايش تعداد موسسات آموزشي و دانشجويان و در نتيجه افزايش نياز به كتابهاي درسي و كمك¬درسي، خريد كتاب از ناشر براي كتابخانه¬ها توسط وزارت ارشاد و نيز افزايش تعداد كل كتابها متاثر ازكتابهاي كودكان، ضريب همبستگي پيرسون محاسبه شد كه نتايج بدست آمده به شرح جدول شماره 5 است.






جدول 5- ضريب همبستگي سوالات مربوط به ثبات با 5 سوال ديگر پرسشنامه
وجود ثبات سياسي
863/0 ضريب همبستگي
بهره¬مندي ناشران از يارانه¬هاي دولتي در حوزه نشر
60/0 P
5 تعداد
×917/0 ضريب همبستگي
سهلتر شدن و در اختيار بودن امكانات فني نشر
029/0 P
5 تعداد
629/0 ضريب همبستگي
ازدياد موسسات آموزشي و تعداد دانشجويان
255/0 P
5 تعداد
825/0 ضريب همبستگي
خريد كتاب از ناشر براي كتابخانه¬ها توسط وزارت ارشاد
086/0 P
5 تعداد
609/0 ضريب همبستگي
افزايش تعداد كل كتابها تحت تاثير كتابهاي كودكان و نوجوانان
276/0 P
5 تعداد



























بر اساس نتايج بدست آمده از آزمون 0 همبستگي پيرسون كه در جدول شماره 5 آمده است بين وجود ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي از يك طرف و سهولت امكانات فني نشر، رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. بدين معني كه از نظر ناشران در شرايط ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي، امكانات فني نشر، بهبود يافته و سهلتر در اختيار ناشران قرار مي¬گيرد. ولي تعلق يارانه¬هاي دولتي و خريد كتاب توسط دولت از ناشر و نيز افزايش تعداد موسسات آموزشي، ارتباط مستقيم و معناداري با ثبات شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي حاكم بر جامعه ندارد. همچنين از ديد ناشران، در شرايط ثبات سياسي، اجتماعي و اقتصادي، افزايش تعداد كتابهاي منتشر شده در كشور، رابطه¬اي با رشد تعداد عناوين كتابهاي كودك ندارد.
فرضيه دوم:
درستي قسمت الف از فرضيه دوم، با توجه به تعداد موافقان و مخالفان پرسشهاي 6، 7 و 9 و مجذور كاي محاسبه شده براي پاسخهاي هر يك از اين سه پرسش ثابت شد.
هرچند درستي قسمت ب، تا حدي توسط ناشران تاييد شد و در مورد آمار كتابهاي كودكان نيز از ناشران نظرخواهي شد اما به منظور اثبات درستي قسمتهاي ب، ج و د، از فرضيه دوم به كمك آمار دقيق، ابتدا جداولي از آمارهاي زير، ارائه شده است:
- تعداد دانشگاهها و مراكز آموزش عالي دولتي و دانشجويان اين مراكز طي سالهاي تحصيلي 77-1376 تا 83-1382
- تعداد واحدهاي دانشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي و دانشجويان آنها طي سالهاي
تحصيلي 77 - 1376 تا 84-1383
- تعداد كتابهاي درسي طي سالهاي 1376 تا 1383
- تعداد كتابهاي كمك¬درسي طي سالهاي 1376 تا 1383
- تعداد كتابهاي كودكان و نوجوانان طي سالهاي 1376 تا 1383
- تعداد كتابهاي منتشر شده توسط ناشران دولتي طي سالهاي 1376 تا 1383
- تعداد كل كتابهاي منتشر شده در كشور طي سالهاي 1376 تا 1383

جدول6- تعداد دانشگاهها و مراكز آموزش عالي دولتي و تعداد دانشجويان آنها طي سالهاي 76-83
سال تحصيلي تعداد مراكز آموزش عالي دولتي تعداد دانشجويان
77-1376 256 625380
78-1377 256 638913
79-1378 256 678652
80-1379 275 733527
81-1380 297 759870
82-1381 298 809567
83-1382 292 923913



جدول7- تعداد واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي و تعداد دانشجويان آنها طي سالهاي 76-83
سال تحصيلي تعداد واحدهاي دانشگاهي تعداد دانشجويان
77-1376 152 659220
78-1377 157 866529
79-1378 173 726228
80-1379 190 843473
81-1380 205 806739
82-1381 221 904869
83-1382 253 968206
84-1383 278 1098230


جدول8- تعداد كتابهاي درسي و آموزشي منتشر شده طي سالهاي 76-83
سال تعداد كتابهاي درسي
1376 2583
1377 2723
1378 3246
1379 3933
1380 4397
1381 5351
1382 5811
1383 5718

جدول9- تعداد كتابهاي كمك¬درسي منتشر شده طي سالهاي 76-83
سال تعداد كتابهاي كمك¬درسي
1376 2176
1377 1986
1378 2507
1379 3328
1380 3674
1381 5049
1382 5207
1383 5691


جدول10- تعداد كتابهاي كودكان منتشر شده طي سالهاي 76-83
سال تعداد كتابهاي كودكان
1376 2870
1377 2612
1378 3108
1379 3528
1380 4972
1381 5479
1382 5578
1383 5143

جدول11- تعداد كتابهاي منتشر شده توسط ناشران دولتي طي سالهاي 76-83
سال تعداد كتابهاي ناشران دولتي
1376 295
1377 345
1378 434
1379 560
1380 805
1381 652
1382 522
1383 486





جدول12- تعداد كل كتابهاي منتشر شده در كشور طي سالهاي 76-83
سال تعداد كل كتابها
1376 15481
1377 17418
1378 21393
1379 24794
1380 32361
1381 36111
1382 37202
1383 39145

جداول 6 تا 9 به مورد ب از فرضيه دوم و جداول 10 و 11، به ترتيب به موارد ج و د، اشاره دارند همانطور كه ملاحظه مي¬شود در تمامي موارد كم و بيش شاهد رشد سال افزون فراواني¬ها، متناسب با رشد منطقي تعداد كل كتابهاي منتشر شده در طي سالهاي مورد مطالعه هستيم. به منظور اثبات اين مدعا، از آزمون پيرسون براي نشان دادن همبستگي بين تعداد كل كتابهاي منتشره و موارد مذكور در قسمتهاي الف و ب و ج استفاده شده است. نتايج اين آزمون در جدول شماره 13 نشان داده شده است:

جدول 13- ضريب همبستگي بين تعداد كل كتابهاي منتشر شده و موارد مذكور در قسمتهاي ب، ج و د، از فرضيه دوم

تعداد كل كتابهاي منتشره بين سالهاي 76 تا 83
××952/0 ضريب همبستگي تعداد دانشگاهها و مراكز آموزش عالي دولتي بين سالهاي تحصيلي 77-1376 تا 83-1382
001/0 P
7 تعداد
××938/0 ضريب همبستگي تعداد دانشجويان دانشگاههاي دولتي بين سالهاي تحصيلي 77-1376 تا 83-1382
002/0 P
7 تعداد
××951/0 ضريب همبستگي تعداد واحدهاي دانشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي بين سالهاي تحصيلي 77-1376 تا 84-1383
000/0 P
8 تعداد
×795/0 ضريب همبستگي تعداد دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي بين سالهاي تحصيلي 77-1376 تا 84-1383
018/0 P
8 تعداد
××986/0 ضريب همبستگي تعداد كتابهاي درسي منتشر شده بين سالهاي 76 تا 83
000/0 P
8 تعداد
××973/0 ضريب همبستگي تعداد كتابهاي كمك¬درسي منتشر شده بين سالهاي 76 تا 83
000/0 P
8 تعداد
××971/0 ضريب همبستگي تعداد كتابهاي كودكان منتشر شده بين سالهاي 76 تا 83
000/0 P
8 تعداد
653/0 ضريب همبستگي تعداد كتابهاي ناشران دولتي منتشر شده بين سالهاي 76 تا 83
79/0 P
8 تعداد



























بر اساس نتايج بدست آمده از آزمون همبستگي پيرسون كه در جدول 13 آمده است. بين تعداد دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي دولتي و تعداد واحدهاي دانشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي با تعداد كل كتابهاي منتشر شده در كشور طي سالهاي 76 تا 83 رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. همچنين اين رابطه مستقيم و معنادار بين تعداد دانشجويان دانشگاههاي دولتي و آزاد با كل كتابهاي منتشر شده در اين سالها نيز مشاهده مي¬شود. هرچند سنجش اين ارتباط در مقوله¬اي جداگانه كاري الزامي است ليكن اين امر نشان مي¬دهد كه طي اين سالها با افزايش تعداد مراكز آموزش عالي و دانشجويان اين مراكز و افزايش نياز به كتاب براي دانشجويان، بازار كتاب نيز با افزايش برونداد مواجه شده است.
بين ميزان انتشار كتابهاي درسي و كل كتابهاي منتشر شده بين سالهاي 76 تا 83 و همچنين بين ميزان انتشار كتابهاي كمك¬درسي و كودكان با كل كتابهاي منتشر شده بين سالهاي مزبور رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. به اين معني كه افزايش ميزان انتشار كتابها بين اين سالها، تحت تاثير افزايش اين گونه كتابها بوده است.
تعداد كتابهاي منتشر شده توسط ناشران دولتي در سالهاي فوق، هرچند رابطه مستقيم با افزايش ميزان انتشار كل كتابها در اين سالها دارد ليكن اين رابطه بسيار ضعيف بوده و معني¬دار نيست. بر همين اساس مي¬توان استنباط نمود كه تلاش ناشران دولتي و روند افزايش كتابهاي منتشر شده از سوي آنها چندان تاثيري بر روند رشد انتشار كتابهاي منتشره بين سالهاي 76 تا 83 نداشته است و صرفا روند افزايش متعارف خود را طي نموده است. اين امر ممكن است به متغيرهاي ديگري وابسته باشد كه از ديد محقق به دور مانده¬اند و بايد در يك مقوله جداگانه به آن پرداخته شود. بدين¬ترتيب درستي قسمتهاي ب، ج و د، در فرضيه دوم اثبات مي¬شود.
نتايج:
آنگونه كه در بحثهاي مربوط به مندرجات جدول 1/3 آمد، 4 پرسش از فرضيه كلي كه مربوط به عوامل درون سازماني نشر بودند مورد تاييد قرار گرفت و 6 پرسش از فرضيه كلي كه مربوط به عوامل برون سازماني بودند و بيشترين ارتباط را با ثبات اقتصادي، اجتماعي و سياسي نشر داشتند مورد تاييد قرار نگرفت. اما در همه اين شش مورد درصد موافقان در مقايسه با مخالفان (با حذف بي¬تفاوتها) بيش از 50 بود (دامنه 58% - 5/50%). بنابراين با تقسيم عناصر متشكله فرضيه كلي به دو خرده مقياس معيارهاي درون سازماني و برون سازماني، مي¬توان نتيجه گرفت كه خرده مقياس درون سازماني فرضيه كلي مورد تاييد و خرده مقياس برون سازماني فرضيه كلي تاييد نمي¬شود اما به لحاظ نزديكي تعداد موافقان و مخالفان منتفي نيز تلقي نمي¬گردد.
فرضيه دوم تحقيق نيز كه فوايد مادي متاثر از يارانه¬هاي دولتي و سهولت امكانات فني نشر را مورد آزمون قرار داد، مورد تاييد قرار گرفت و نشان داد كه اين دو مورد يا تركيبي از آنها بر افزايش توليد كتاب در سالهاي مورد نظر تاثير مثبت معني¬دار داشته¬اند.
بين افزايش موسسات آموزشي و تعداد دانشجويان، تعداد كتابهاي درسي و كمك¬درسي و كتابهاي كودكان و كل كتابهاي منتشر شده در سالهاي مورد بررسي رابطه وجود دارد و تاثير اين موارد غيرقابل انكار است. در اين ميان كتابهاي منتشر شده توسط سازمانهاي دولتي نقش همطراز با رشد سالانه كل كتابها نداشته است. به نظر ناشران كتابهاي كودكان در رشد انتشار كتابها تاثير اساسي نداشته است، اما همبستگي بين تعداد اين دو در سالهاي متفاوت، مخالف نظر ناشران است.
تمامي اين موارد، اين انديشه را به ذهن متبادر مي¬كند كه در دوره مورد مطالعه، نوعي آزادي با تاثير مثبت بر تاليف و ترجمه، از نوعي كه قبل از اين دوره تجربه نشده، وجود داشته است. هرچند براي دادن راي قطعي در اين مورد بايد شرايط و آمار نشر در سالهاي آينده مورد بررسي قرار گرفته و با شرايط اين دوره، مقايسه شود تا مشخص گردد كه آيا واقعا چنين آزادي در اين دوره هشت ساله وجود داشته است يا نه.
منابع
- آذرنگ، عبدالحسين."دوره¬هاي عادي و بحراني نشر كتاب در ايران (1320-1370)". دانشگاه انقلاب، ويژه كتاب و كتابخواني. تهران: جهاد دانشگاهي، 1374: 37-50.
- آذرنگ، عبدالحسين."نشر كتاب در ايران". نامه انجمن كتابداران ايران.دوره 8..1354: 9-10.
- آمار آموزش عالي ايران، سال تحصيلي 77-1376. تهران: موسسه پژوهش و برنامه¬ريزي آموزش عالي، 1377.
- آمار آموزش عالي ايران، سال تحصيل 78- 1377. تهران: موسسه پژوهش و برنامه¬ريزي آموزش عالي، 1378.
- آمار آموزش عالي ايران، سال تحصيلي 79-1378. تهران: موسسه پژوهش و برنامه¬ريزي آموزش عالي، 1379.
- آمار آموزش عالي ايران، سال تحصيلي 80-1379. تهران: موسسه پژوهش و برنامه¬ريزي آموزش عالي، 1380.
- آمار آموزش عالي ايران، سال تحصيلي 81-1380. تهران: موسسه پژوهش و برنامه¬ريزي آموزش عالي، 1381.
- آمار آموزش عالي ايران، سال تحصيلي 82-1381. تهران: موسسه پژوهش و برنامه¬ريزي آموزش عالي، 1382.
- آمار آموزش عالي ايران، سال تحصيلي 83-1382. تهران: موسسه پژوهش و برنامه¬ريزي آموزش عالي، 1383.
- احمدي، عبدالرحيم."نظري به آمار كتاب¬هاي چاپي در ايران". سخن.دوره 9 .1337: 168-177.
- بهروز،1."نگاهي به آمار كتابهاي كودكان و نوجوانان (1358 – 1362)".كتابنما. تهران: اسپرك، 1370: 445-448.
- مرادي، نورالله."بررسي اجمالي نشر كتاب در سال 1357". نامه انجمن كتابداران ايران. دوره 10. شماره 1 و 2. 1358: 1-7.
- مهدياني،عليرضا؛ مرتضوي، حسن." سيماي نشر كتاب در ايران طي دو دهه اخير".رهيافت. شماره 31. پاييز و زمستان 1382: 24-31.
- "وضعيت چاپ و نشر كتاب در سالهاي اخير". سروش. شماره 720. آذر 1373: 22-23.

2-Chakava, Henry.- Kenya publishing: independence and dependence" available:www.bc.edu/bcrg/avp/soe/cihe/publications/pub-pdf/chakava.pdf.










پيوست 1.

ناشر محترم
براي انجام يك تحقيق دانشگاهي كه هدف آن بررسي شرايط نشر در هشت سال گذشته است، آگاهي از نظرات ناشران، بويژه جنابعالي بسيار ارزشمند است. خواهشمند است چند دقيقه¬اي از وقت گرانبهاي خود را براي ارائه پاسخ به پرسشهاي زير صرف فرمائيد. به يقين در اين سالها با دشواريهاي بسياري در نشر آثارتان مواجه بوده¬ايد، اما، چون انجام هر كاري دشواريهاي خود را داراست، آنچه براي اين تحقيق سودمند است، پاسخهاي آگاهانه و در عين حال منصفانه شما به تك تك پرسشهاست.
همانطور كه مشاهده مي¬فرمائيد بنا را بر اين نگذاشته¬ايم كه پاسخ هر سوال بله يا خير باشد، لذا تقاضا دارم، نظر خود را با علامت زدن روي يكي از گزينه¬هاي اختصاص يافته به هر پرسش كه بيانگر نظر شماست، مشخص فرماييد
از همكاري صميمانه شما تشكر و قدرداني مي¬كنم.
نسترن تجدد
طي هشت سال گذشته اين امكان فراهم بوده است كه:
1- با حوصله و صبر آثاري را براي نشر انتخاب كنم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
2- طبق برنامه¬اي منظم و نسبتا دقيق به كار نشر بپردازم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
3- تعداد بيشتري از انتشاراتم را در زمانبندي خاص منتشر كنم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
4- از ثبات نسبي كه بر كار نشر حاكم بوده است، راضي باشم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
5- انگيزه نشر آثار با ارزش ديگر در من وجود داشته باشد
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
6- از تداوم فوايد مادي متاثر از يارانه¬هاي دولتي براي نشر برخوردار باشم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
7- از سهلتر شدن و در اختيار بودن امكان فني نشر استفاده كنم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
8- از ازدياد موسسات آموزشي و دانشجويان و در نتيجه ازدياد نياز به كتابهاي درسي و كمك درسي مطمئن باشم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
9- از تاثيرات مثبت حمايت¬هاي دولتي در حوزه نشر كه نمونه¬اي از آن خريد تعدادي قابل توجه از هر كتاب براي كتابخانه¬هاست بهره¬مند باشم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
10- از تغييرات شديد وضعيت اجتماعي و در نتيجه بي¬مصرف شدن آنچه در دست انتشار دارم، نگران نباشم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
11- از تغييرات شديد وضعيت اقتصادي و در نتيجه از دست رفتن بازار آنچه در دست انتشار دارم، نگران نباشم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
12- از تغييرات شديد سياسي و در نتيجه ايجاد مانع براي آنچه كه نشر داده و يا در دست نشر دارم، نگران نباشم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
13- از تغييرات شديد قوانين و آئين¬نامه¬ها و سردرگمي حاصل از اين تغييرات نگران نباشم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
14- رشد قابل توجه سال افزون عناوين كتابها را دليل وجود بازاري نسبتا مناسب تلقي كنم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم
15- رشد قابل توجه سال افزون عناوين كتابها، تنها متاثر از رشد تعداد عناوين كتابهاي كودكان ندانم
كاملا موافقم موافقم بي¬تفاوت مخالفم كاملامخالفم