زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
چالش آري ُ‌بحران خير
محمد حسين دياني
كتابداري و اطلاع رساني .پياپي ۳۱ُ جلد هشتم . شماره اول . ص ۳-۸



سر سخن

چالش آري، بحران خير
در سال‌هاي اولية پيروزي انقلاب اسلامي مردي توانا در بسياري از رشته‌ها، تحصيل‌كرده در دوره‌هاي تحصيلات تكميلي كتابداري و اطلاع‌رساني، به اتكاي تجارب خود، برداشت نااميدانة خود را از حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني در مقاله‌اي براي مطالعه و اظهارنظر برايم ارسال داشت. در آن مقاله كه نمي‌دانم منتشر شد يا نه، شواهدي از سمت و سويي كه كتابداري داشته و در حال حركت به سوي آن است ارائه شده بود. در آن زمان نويسندة اين سطور به اصطلاح داخل گود بود و نويسندة مقاله در خارج از گود. او شواهدي براي نااميدي ارائه داده بود و من شواهدي براي اميدوار بودن ارائه دادم.
در سال گذشته دو بانوي بسيار اثرگذار بر جو‌ّ رواني حرفة كتابداري و اطلاع‌رساني و پرثمر در جذب بسياري از فرزندان اين مرز و بوم به كتابداري و اطلاع‌رساني، پس از بازنشستگي در نشستي دوستانه كه متن آن را در كتاب هفته منتشر كرده‌اند، افسوس خورده بودند كه كاش به‌جاي آن‌ همه كارها، يك كتابخانة واقعي براي كودكان ساخته بودند. محتواي آن گفتگو نيز همانند مقالة منتشرنشده‌اي كه برايم ارسال شده بود، نااميدي را به حرفة كتابداري و اطلاع‌رساني القا مي‌كرد.
در سال گذشته نيز، دوستي كه سهم ارزنده‌اي در موفقيت‌هاي دوسالة انجمن كتابداري و اطلاع‌رساني ايران دارد، بحثي با عنوان «بحران هويت» در كتابداري را پيش كشيد كه شفاهي نظر خود را با او در ميان گذاشتم.
در يكي از شماره‌هاي خبرنامه انجمن علمي كتابداري و اطلاع‌رساني ايران، مصاحبه‌اي دربارة «انجمن كتابداري و اطلاع‌رساني ايران» با بانويي فرهيخته در حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني كه بازنشستگي خود را نيز جشن گرفته، منتشر شد. در جمله‌اي از يك مصاحبة بلند بدون ذكر دليل بر وجود بحران در آموزش كتابداري ايران تأكيد شده و مصاحبه‌گر نيز به‌جاي انتخاب تيتر از مطالب اصلي كه بحث انجمن است، بحران آموزش در ايران را به عنوان تيتر مصاحبه برگزيده است.
مرد توانا، آنچه را كه حس مي‌كرد بر روي كاغذ آورد و نسخة دستنويس را بين چند نفر از كساني كه دستي در رشته داشتند و با آن‌ها در ارتباط بود، توزيع كرد. دو بانوي فرهيخته در گفتگويي خصوصي احساس خود را بيان كردند و در كتاب هفته كه بخشي از كتابداران ممكن است خوانندة آن باشند، منتشر كردند. اما تيتر «بحران در آموزش كتابداري» در خبرنامه انجمن كتابداري و اطلاع‌رساني ايران كه همة سطوح، مخصوصاً دانشجويان دوره‌هاي كارداني و كارشناسي خواننده آن هستند، بويژه اگر از جانب مدرسي فرهيخته و بدون هيچ شاهدي ارائه شده باشد، چه نتيجة مثبتي مي‌تواند براي انجمن داشته باشد؟
هيچگاه منكر اهميت نقد آموزش كتابداري و اطلاع‌رساني نبوده‌ام، اما هر نقدي بايد شواهدي مستند از معايب، محسنات، و راه‌حل‌ها ارائه كند. بويژه معتقد نيستم كه خبرنامة انجمن جاي چنين بحث‌هايي است.
به‌هرحال در هر بحث مربوط به بحران بايد اين نكته پذيرفته شده باشد كه عامل يا تركيبي از عوامل كه حركت عادي يا حركت به‌جلو فعاليتي را با چالش روبرو كرده است، و اين كه مسئولان مربوطه نتوانسته‌اند با مديريت درست، شرايط چالش‌آفرين را به شرايط فرصت تبديل كنند، و درنتيجه بحران كه مرحله‌اي دشوارتر و گاه خطرناك‌تر از مراحل چالش است به‌وقوع پيوسته. آنچه از عبارت بالا برمي‌آيد اين است كه در هر امري، عواملي دخالت دارند كه بايد بخوبي مديريت شوند تا فرصت‌ساز باشند و نه بحران‌زا.
مهم‌ترين اين عوامل در رشتة كتابداري و اطلاع‌رساني عبارتند از:
اعضاي هيئت علمي
گروه‌هاي آموزشي
دانشجويان
منابع آموزشي
كالاي توليدي
استقبال از كالاي توليدي
اعضاي هيئت علمي
در زير به هر يك از عوامل در محدوده‌اي كه سرسخن ديكته مي‌كند، پرداخته مي‌شود. نسل اول اعضاي هيئت علمي كه بيشتر، دانش‌آموختگان خارج از ايران در سطوح كارشناسي ارشد بودند. با وجود تعداد اندك، توانستند بذر پرمحصول كتابداري را در ايران بكارند و شرايط را براي گسترش كتابداري و اطلاع‌رساني به وسعت كشور ايران فراهم آورند. نسل دوم كه بيشتر آن‌ها تحصيل‌كردة خارج در سطوح دكتري بودند، با سهمي كه در توليد منابع آموزشي و پژوهشي به خود اختصاص دادند، بنية علمي اين رشته را تقويت و خود را در سطح اعضاي هيئت علمي ديگر رشته‌ها در دانشگاه‌ها مطرح كردند. نسل سومي كه در حال شكل‌گيري است شايد هنوز پخته نشده باشند، ولي نمي‌توان توانايي آنان را كمتر از آنچه كه نسل اول و نسل دوم داشتند برآورد كرد، چرا كه به لحاظ بنية علمي در شرايطي بهتر از دو نسل قبلي قرار دارند. احساس مي‌كنم كه بين نسل سوم و اول ودوم نوعي چالش مثبت وجود دارد، نسل سوم به يقين راحت‌تر و زودتر از نسل قبلي مي‌تواند با شرايط روز كتابداري و اطلاع‌رساني در جهان هماهنگ شود.

گروه‌هاي آموزشي
آموزش كتابداري با تعداد اندكي گروه، ابتدا در تهران و سپس در تبريز، شيراز، و اهواز در قبل از انقلاب راه‌اندازي شد و تعداد اين گروه‌ها امروز از 40 مورد بيشتر شده است. ممكن است همة آن‌ها از قابليت‌هاي لازم برخوردار نباشند، اما در بين آن‌ها به تعدادي بيش از آنچه كه در دو دهة اول فعاليت آموزش كتابداري در ايران بود، گروه باقابليت وجود دارد.

دانشجويان
با تعداد دانشجوياني كه در سطوح مختلف (خاصه در دوره‌هاي تحصيلات تكميلي) فارغ‌التحصيل شده‌اند و در حال آموزش هستند، اين امكان وجود دارد كه در آينده‌اي نزديك بر تعداد گروه‌هاي باقابليت‌هاي مناسب افزوده شود. اگر در اين زمينه مشكلي وجود دارد، درخواست همة گروه‌ها براي استخدام با درجة دكتري است، وگرنه تعداد افراد لايق در سطح برابر با آنچه كه در نسل اول و دوم وجود داشت، در همة گروه‌هاي آموزشي كتابداري وجود دارد.
دانشجويان دوره‌هاي كارداني و كارشناسي كه براي كار در كتابخانه‌ها تربيت مي‌شوند از دو جهت قابل توجه‌اند. برخلاف سابق، عدة زيادي داوطلب براي ورود به اين رشته وجود دارد و برخلاف گذشته اكثر پذيرفته‌شدگان اين رشته از رشته‌هاي رياضي و تجربي هستند كه ميانگين نمرات دورة دبيرستاني آن‌ها بالاي 15 است. اين تفاوت بااهميتي است كه بايد مثبت تلقي شود، زيرا نويد ورود نيروهاي بااستعداد به اين حوزه است و در سال‌هاي آينده ثمرة آن كاملاً آشكار خواهد شد.
برخلاف بسياري از رشته‌هايي كه خيلي خوب و عالي تلقي مي‌شوند، فارغ‌التحصيلان اين رشته با درصد بيشتري به‌كار- آن‌هم كار كتابداري- مي‌پردازند. به بيان‌ ديگر، يكي از بهترين رشته‌ها براي اشتغال است (مقايسه كنيد با فارغ‌التحصيلان بسياري از رشته‌هاي علوم انساني و اجتماعي و نيز رشته‌هاي كشاورزي، علوم و حتي در برخي موارد، پزشكي).

منابع آموزشي
دست‌كم سه ناشر مستقلاً به توليد كتاب‌هاي كتابداري مي‌پردازند. چون دو مورد از اين ناشران، ناشران تجاري هستند، به يقين آثار نسبتاً زيادي كه در مقايسه با ديگر رشته‌ها توليد مي‌كنند فروش دارد، در غيراين‌صورت آن‌ها سرماية خود را به هدر نمي‌دادند. دوام كار اين سه ناشر خود نشانه‌اي از وضعيت مناسب- اگرچه نامطلوب- در اين حوزه است. در اين رشته سه فصلنامة علمي- ترويجي فارسي (با پتانسيل علمي پژوهشي‌شدن) منتشر مي‌شوند. سه فصلنامة ديگر يا اقدام نكرده‌اند، يا هنوز تعداد شماره‌هاي آن‌ها براي اقدام كافي نيست. مجلة انگليسي زباني كه كتابخانه منطقه‌اي علوم و تكنولوژي شيراز منتشر مي‌كند و تا بحال سه شماره از آن‌ منتشر شده است، مي‌رود تا در جهان جايگاه ويژه‌اي بيابد. لطفاً تعداد و كيفيت مجلات كتابداري را با مجلات ديگر رشته‌ها (علوم انساني، اجتماعي يا علوم) مقايسه كنيد تا خود به قضاوتي مناسب دست يابيد. كتاب‌ها كه اكثراً متن درسي هستند، مطالب تثبيت‌شده، و فصلنامه‌ها مطالب روز را به حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني مي‌آورند. در اين ميان تعدادي خبرنامه، برخي در تهران و برخي در شهرستان‌ها در اين رشته منتشر مي‌شوند. نشريات علمي دانشجويان كتابداري را نيز نبايد در هر قضاوتي دربارة اين رشته ناديده گرفت.

كالاي توليدي
تجهيزات در اختيار گروه‌هاي كتابداري، بويژه برخي از آن‌ها، بسيار چشمگير است. اين تجهيزات كه مهم‌ترين آن‌ها رايانه‌ها و دسترسي به شبكه‌ها هستند، در ده سال گذشته راه خود را به گروه‌هاي كتابداري باز كرده‌اند. فقط براي ثبت در تاريخ اعلام مي‌كنم كه در سال 1373، شش رايانة متصل به چاپگر در اختيار گروه كتابداري دانشگاه شهيد چمران قرار داشت. از سال 1375 به بعد نيز گروه كتابداري دانشگاه فردوسي سايت رايانه‌اي خاص خود را دارد و در اين سايت حدود بيست رايانة متصل به شبكه در اختيار دانشجويان دوره‌هاي كارشناسي و تحصيلات تكميلي است. همه دانشجويان دكتري اين رشته نيز تك به تك به رايانه و شبكه، دسترسي روميزي دارند. اگر اين تجهيزات در گروه‌هاي ديگر وجود ندارد، احتمالاً به اين دليل است كه اعضاي گروه، خود نخواسته‌‌اند متولي ارائة اين گونه درس‌ها و خدمات باشند و در نتيجه گروه‌هاي كامپيوتر يا مراكز رايانه‌اي دانشگاه‌ها به اين نياز پاسخ داده‌اند.
كالايي كه كتابداران اگر نه توليد، بلكه به سازماندهي آن مي‌پردازند اطلاعات است و در اين دوران چه كسي است كه مدعي باشد اطلاعات، كالاي بي‌مشتري است. الحمدلله برخي از حرفه‌مندان كتابداري به تجارت اين نوع كالا نيز پرداخته‌اند و جذب‌كنندة نيروهاي تحصيل‌كرده در اين رشته‌اند. بديهي است نوع اطلاعات و شيوه‌اي كه امروز اين كالا رد و بدل مي‌شود، قدري متفاوت از گذشته است و اين، چالش اصلي آموزش كتابداري و اطلاع‌رساني است. فكر مي‌كنم نسل اول در مديريت اين چالش‌ جايي ندارد، بخشي از نسل دوم مديريت اين چالش را با روزآمدسازي دانش خود و تزريق آن به درس‌هاي سنتي برعهده گرفته‌اند و به يقين نسل سوم، با بروز استعدادها و ورود تمام و كمال در اين حوزه، اين چالش را به فرصت تبديل خواهد كرد.
ممكن است كساني با آنچه كه در اين نوشته به آن‌ها اشاره شد موافق نباشند، و مايل باشند نظرات خود را اعلام دارند. مجلة كتابداري و اطلاع‌رساني پذيراي نقدها خواهد بود، به اين شرط كه در نقدها، هميشه اين رشته با ديگر رشته‌هاي موجود در دانشگاه‌هاي ايران مقايسه شود.
سردبير