زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
منابع چاپي و الكترونيكي دانشگاههاي وزارت علوم تحقيقات و فناوري
محمد حسين دياني و جعفر مهراد
كتابداي و اطلاع رساني . پياپي ۳۳ . جلد نهم ، شماره اول، بهار ۱۳۸۵ . ص ۹-۳۳



منابع چاپي و الکترونيکي
دانشگاههاي وزارت علوم ، تحقيقات و فنآوري

دکتر محمد حسين دياني
دکتر جعفر مهراد

چکيده

در اين بررسي وضعيت کتابخانه هاي دانشگاه هاي وابسته به وزارت علوم ،‌تحقيقات و فناوري به لحاظ کميّت کتابها ، مجلات و منابع الکترونيکي که توليد کرده ،‌ خريداري کرده و يا در دسترس دارند تشريح شده است . بررسي نشان داده است که آمارهاي ارائه شده براي کتابها ،‌مجلات و منابع الکترونيکي از مطلوبيت برخوردار نيست. در بسياري موارد آمارها تورمي و در برخي موارد بسيار کلي بوده است . تاکيد شده است که کارگردآوري آمارهاي مربوط به منابع هنگامي سروسامان مي يابد که دانشگاهها با تامين بودجه تحقيقاتي امکان صورت برداري دقيق از همه منابع را مهيا سازند و اين امکان را فراهم آوردند که کليه منابع موجود در کتابخانه ها در قالب پايگاههاي اطلاعاتي که کتابخانه هاي توليد مي کنند سازمان يابند.

مقدمه
هيئت نظارت و ارزيابي فرهنگي و علمي وابسته به دبيرخانه ستاد انقلاب فرهنگي با تشکيل گروه ارزيابي علم و فنآوري در شهريور ماه 1382 فعاليت خود را در حوزهگرد آوري اطلاعات دربارة شاخصهاي خُرد علم و فنآوري آغاز کرد. گروه ارزيابي علم و فناوري شاخصهاي وابسته به اين هيئت را از کتاب " شاخص ها و فرآيند ارزيابي علم و فنآوري در جمهوري اسلامي ايران "، ‌استخراج و پرسشنامه اي کتبي در پنج مقوله انساني ،‌ سازماني ، ‌ساختاري ، ‌عملکردي و بهره وري تدوين و در ميان دانشگاههاي و موسسات پژوهشي توزيع کرد.
اطلاعات گردآوري شده سال 1381 در باره شاخصهاي ساختاري ، ‌بخش مربوط به منابع چاپي و الکترونيکي دانشگاههاي وابسته به وزارت علوم ،‌ پژوهش و فناوري با عناوين دانشگاههاي جامع و تخصصي (23 دانشگاه )‌ و دانشگاههاي درحال توسعه (23 دانشگاه ) مورد بررسي و تحليل قرار گرفت. نکات اساسي اين تحليل که مي تواند مورد توجه و استفاده کتابداران و برنامه ريزان باشد ، ‌در سه بخش کتابها ، ‌مجلات و منابع الکترونيکي در زير ارائه مورد بررسي قرار گرفته است :

كتابهاي كتابخانه‌ها
در اين مورد سه نوع آمار مورد توجه قرار گرفت: آمار كتابهاي فارسي، آمار كتابهاي غير فارسي و ميانگين تعداد كتابهاي فارسي و لاتين موجود در هر كتابخانه.
يكي از مهمترين مسائل مطرح در حوزه آمار كتابهاي كتابخانه‌ها اين است كه كتابخانه‌هاي متفاوت براي آمار كتابهاي خود يكي از دو شيوه زير را انتخاب مي‌كنند:
1- ارائه آمار تعداد نسخه‌هاي كتابها
2- ارائه آمار تعداد عناوين موجود در كتابخانه
مشخص است كه تفاوت اين دو بسيار زياد است. زيرا مثلاً كتاب فرهنگ معين را مي‌توان يك عنوان تلقي كرد يا شش جلد، كه دومي شش برابر اولي است. نيز ممكن است از كتابي بيش از يك نسخه در كتابخانه وجود داشته باشد و در بسياري از موارد، به ويژه در مورد كتابهاي درسي، چنين وضعيتي حاكم است. معمولاً آسانترين شيوه يعني تعداد نسخه‌ها گزارش مي‌شود، زيرا با مراجعه به دفتر ثبت كتابخانه و نگاه كردن به آخرين شماره ثبت، دسترسي به اين عدد ميسر مي‌شود.
در اين مورد بسته به اين كه كتابخانه بر اساس خط مشي مجموعه سازي خود چند نسخه از هر كتاب تهيه مي‌كند، آمارهاي كتابخانه‌اي متفاوت از كتابخانه ديگر مي‌شود، در حالي كه ممكن است به لحاظ تعداد عناوين تفاوت قابل توجهي در آن وجود نداشته باشد.
بنا به موارد بالا، تا هنگامي كه همه كتابهاي كتابخانه‌هاي دانشگاهي در پايگاه اطلاعات رايانه‌اي كتابهاي كتابخانه وارد نشده‌اند، بعيد است كه بتوان به آمار قابل اعتمادي درباره كتابهاي كتابخانه‌ها دست يافت. در اين شرايط هر آنچه كه اعلام مي‌شود (و معمولا بيانگر تعداد نسخه‌هاست) براي مقايسه مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
گرچه به هنگام ارزيابي مجموعه كتابخانه‌ها، كيفيت كتابها و نه كميّت آنها با اهميّت است ، اما استانداردهايي براي قضاوت درباره كميّت مجموعه كتابهاي كتابخانه‌ها وجود دارد. بديهي است كه استانداردها بايد با درنظر گرفتن واقعيات و جايگاه علمي هر كشور، زبان و فرهنگ و توسط سازمان واجد شرايط تعيين شود. اين موردي است كه كم و بيش در كتاب استانداردهاي كتابخانه‌هاي دانشگاهي ايران مورد توجه قرار گرفته است.
در اين كتاب فرمول زير براي تعيين حداقل تعداد كتابي كه بايد در يك كتابخانه دانشگاهي وجود داشته باشد، ارائه شده است:
D 20000+M 3000+U 335+E 12+F 100+ مجموعه پايه =V
در اين فرمول:
F= تعداد اعضاي هيئت علمي تمام وقت
E= تعداد كل دانشجويان تمام وقت
U= تعداد رشته‌هاي كارشناسي
M= تعداد رشته‌هاي كارشناسي ارشد
D= تعداد رشته‌ها در سطح دكترا
V= تعداد كل مجموعه كتابخانه
«مجموعه پايه» رقمي ثابت و نمايشگر حداقل مجموعه‌اي است كه بايد همزمان با گشايش هر واحد دانشگاهي در كتابخانه آن موجود باشد. اين رقم براي رشته‌هاي مختلف به شرح زير است:

جدول 1. مجموعه پايه مندرج در استاندرادهاي کتابخانه هاي دانشگاهي ايران
48000 مدرك ادبيات و علوم انساني
40000 مدرك علوم اجتماعي
32000 مدرك علوم پايه
32000 مدرك فني و مهندسي
40000 مدرك پزشكي
18000 مدرك هنر
(در اين فرمول منظور از مدرك هرگونه مواد كتابخانه اي، اعم از كتاب، نشريه ادواري، فيلم، مجموعه اسلايد، نوار، نوار ويدئو، نرم افزار كامپيوتري، ديسك نوري و مانند آن است، مشروط بر اين كه به نحوي سازمان دهي شده و در مجموعه كتابخانه قرار گرفته باشد.. مجموعه پايه كتابخانه‌هاي مركزي بايد بين 40 تا 80 هزار مدرك، بنا به نوع و زمينه فعاليت موضوعي، تعيين شود.)
همانطور كه در عبارت حروفچيني شده با حروف ريزدر بالا آمده است، اين اعداد شامل همه مدارك موجود در كتابخانه است به شرطي كه سازماندهي شده باشند. اما آشكار است كه كتابخانه‌هاي دانشگاهي ايران هنوز كار سازماندهي به كتابهاي كتابخانه‌ها را به اتمام نرسانده‌اند، چه رسد به سازماندهي ساير مدارك. به ناچار، مقايسه با استاندارد را فقط به كتابها و فقط در مقايسه با مجموعه پايه آمده در فرمول ارائه شده در بالا محدود مي كنيم.
ارقام ارائه شده در ستون سوم جدول2، از مجموع كتابهاي فارسي و غير فارسي تقسيم بر تعداد دانشكده‌هاي هر دانشگاه به دست آمده است. به بياني ديگر، عدد ارائه شده در ستون سوم ميانگين تعداد كتابي است كه در هر دانشكده از دانشگاه مورد نظر وجود دارد. در اين محاسبه كتابهاي كتابخانه مركزي به آمار كتابخانه‌هاي دانشكده‌اي افزوده شده است. زيرا، در برخي از دانشگاهها، كتابخانه مركزي به مفهوم واقعي آن وجود ندارد و وجود كتاب در كتابخانه مركزي به معني دسترسي همه افراد دانشگاهي به اين مجموعه است.
مقايسه ميانگين كتابهاي موجود در كتابخانه‌هاي دانشكده‌هاي دانشگاههاي ايران با مقدار مجموعه پايه مندرج در فرمول بالا موارد زير را آشكار مي‌كند.


جدول 2 . ميانگين کتابها در کتابخانه هاي دانشگاهي
در دانشگاههاي در حال توسعه در دانشگاههاي جامع و تخصصي
5 مورد زير 18000 7 مورد زير 18000
8 مورد بين 20000- 10000 5 مورد بين26000-20000
4 مورد بين 27000- 23000 2 مورد بين 39000- 33000
1 مورد 35000 2 مورد بين 46000- 40000
1 مورد 40000 1 مورد 50000
به اين ترتيب تنها 7 كتابخانه دانشگاهي از كتابخانه‌هاي مورد نظر ( شامل 5 كتابخانه در دانشگاههاي جامع و تخصصي و 2 كتابخانه در دانشگاههاي در حال توسعه) تعداد كتابهايشان بيش از حداقل 32000 مجموعه پايه مي‌باشد. توجه شود كه در مقايسه ساير موارد، يعني تعداد اعضاي هيئت علمي، تعداد دانشجويان، تعداد رشته‌هاي كارشناسي، تعداد رشته هاي كارشناسي ارشد و تعداد دانشجويان دكتري و ضرايب مربوط به هر يك درنظر گرفته نشده است. بنا به موارد بالا، مجموعه‌هاي كتابخانه‌هاي دانشگاهي چه در دانشگاههاي جامع و تخصصي و چه در دانشگاههاي در حال توسعه، به لحاظ كميّت بسيار ضعيف هستند و اين امر مي‌تواند بر كيفيّت تحقيقاتي كه منجر به توليد علم و فناوري مي‌شود تاثير نامطلوبي داشته باشد.
نكته قابل توجه ديگر درصد كتابهاي غير فارسي موجود در كتابخانه‌هاي دانشگاهي است كه در تحقيقات بسيار مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در دانشگاههاي جامع و تخصصي 57% كتابها، كتابهاي فارسي و 42% كتابها غير فارسي است. اين اعداد براي دانشگاههاي در حال توسعه به ترتيب 75% فارسي و 24% غير فارسي است. وجود درصد بيشتر كتابهاي غير فارسي در دانشگاههاي جامع و تخصصي مي‌تواند امتيازي مثبت تلقي شود، زيرا گروههاي آموزشي دوره‌هاي تحصيلات تكميلي موجود در آنها، به احتمال زياد به اين منابع نياز دارند. در عين حال با فراهم شدن امكان دسترسي به منابع شبكه‌اي، نامشخص است كه اين منابع چاپي چه مقدار عملاً مورد نياز هستند. بويژه اگر بخاطر داشته باشيم كه بخش قابل توجهي از منابع غير فارسي، بويژه منابعي كه روزآمد هستند، كتابهايي مي‌باشند كه از نمايشگاه كتاب تهران يا نمايشگاههاي تخصصي كتاب خريداري، و نه انتخاب شده‌اند. آشكار است كه مجموعه كتابخانه بايد براساس اهداف، برنامه‌ها و نيازهاي جامعه دانشگاهي ساخته شود، اما اجبار اقتصادي تهيه كتاب از نمايشگاه كتاب سال، دست كتابداران را براي انتخاب بسته است. زيرا آنها مجبورند از ميان آنچه كه عرضه شده است و نه آنچه كه واقعاً مورد نياز است و از كيفيّت مناسبتري برخوردار است، انتخاب كنند. اين شيوه عمل ممكن است براي آموزش دانشگاهي كه معمولاً مبتني بر كتاب خاصي است مناسب باشد، اما اين شيوه كتاب گزيني نمي‌تواند براي تحقيقات دانشگاهي كه هر مورد متفاوت از ديگري است مناسب باشد، لذا بايد متوقع باشيم كه از كتابهاي غير فارسي كمتر از هزينه‌اي كه صرف آنها شده است بهره گرفته مي‌شود، بويژه كه آموزش دانشگاهي ايران غالبا در كليه سطوح بر منابع فارسي متكي مي‌باشد.
با توجه به موارد بالا، آمار کتابها و مجلات موجود در کتابخانه هاي دانشگاههاي جامع و تخصصي در جدول 3 و همين آمار براي دانشگاههاي در حال توسعه در جدول 4 ارائه شده است

جدول (3) موجودي كتابها و مجلات فارسي و غير فارسي در دانشگاههاي جامع و تخصصي
مجله انگليسي مجله فارسي كتاب نام دانشگاه
غير جاري جاري غير جاري جاري ميانگين غير فارسي فارسي
- 200 123 255 26233 35820 95348 دانشگاه اروميه
1708 383 1643 278 1710  3345  8630 دانشگاه اصفهان
973 102 450 70 24512 28296 69755 دانشگاه بوعلي سينا
2070 566 1993 272 26453 124615 113470 دانشگاه تبريز
3244 947 1013 468 24990 81190 68755 دانشگاه تربيت مدرس
- 1 -  8 - - - دانشگاه‌تربيت معلم تهران
- 11967 - 5254 86050 590804 699946 دانشگاه تهران
387 150 86 48 3002 5650 9362 دانشگاه‌خواجه‌نصير
2750 288 1857 360 33358 131255 202329 دانشگاه شهيد بهشتي
- 1000 - 350 10033 34195 56106 دانشگاه شهيد باهنر
24 679 1100 589 46623 123652 202713 دانشگاه شهيد چمران
2373 3089 1107 2213 34282 194651 113895 دانشگاه شيراز
1700 300 1100 800 11509 65067 84550 دانشگاه صنعتي اصفهان
1321 253 355 45 23324 161792 118098 دانشگاه صنعتي اميركبير
531 456 826 667 34503 87575 153952 دانشگاه علامه طباطبايي
644 370 131 70 14421 84823 44973 دانشگاه علم و صنعت
- - - - 46031 111398 348915 دانشگاه فردوسي مشهد
- 111 - 54 4892 6715 42208 دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي گرگان
997 368 1487 507 26455 51431 133755 دانشگاه گيلان
- 576 - 627 20200 26000 75000 دانشگاه مازندران
235 93 222 88 1448 3858 1934 دانشگاه هنر
- 40 - 70 - 6768 12876 دانشگاه هنر اصفهان
- 152 - 233 25433 57286 95315 دانشگاه يزد
2016186 2751885 جمع

 احتمالا فقط آمار يك سال اعلام شده و نه آمار كل كتابها.
جدول (4) موجودي كتابها و مجلات فارسي و غير فارسي در دانشگاههاي در حال توسعه
مجله انگليسي مجله فارسي كتاب نام دانشگاه
غير جاري جاري غير جاري جاري ميانگين غير فارسي فارسي
- 43 - 77 25211 18571 57064 دانشگاه اراك
- - 60 251 9055 7346 37931 دانشگاه ايلام
222 204 120 197 18620 24682 68420 دانشگاه بيرجند
160 540 60 270 9945 10200 39570 دانشگاه امام خميني
40 2 145 150 13083 15587 49832 دانشگاه‌تربيت‌معلم‌آذربايجان
4 - 50 175 20166 4000 56500 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
10 80 50 200 10750 11000 32000 دانشگاه خليج فارس
25 33 70 100 5325 4200 17100 دانشگاه دامغان
300 2020 300 250 18885 37200 95000 دانشگاه رازي
158 108 128 100 19474 14825 63072 دانشگاه زنجان
- 136 88 224 8428 19000 40000 دانشگاه سمنان
10 112 350 100 29519 52516 124600 دانشگاه سيستان و بلوچستان
200 100 500 300 10833 15000 50000 دانشگاه شاهرود
22 62 45 150 5344 11750 14970 دانشگاه صنعتي سهند
141 32 842 335 40613 34397 128057 دانشگاه كاشان
- 31 63 245 13234 17463 48707 دانشگاه كردستان
20 15 58 67 10800 11722 42282 دانشگاه لرستان
- 2 - 54 8378 5967 35926 دانشگاه محقق اردبيلي
30 5 40 35 7487 10287 19664 دانشگاه ولي عصر رفسنجان
20 65 50 60 6892 5213 15464 دانشگاه هرمزگان



مجله انگليسي مجله فارسي كتاب نام دانشگاه
غير جاري جاري غير جاري جاري ميانگين غير فارسي فارسي
- 13 - 24 3233 4300 5400 دانشگاه هنر اسلامي تبريز
- - - - 8333 5000 20000 دانشگاه ياسوج
260 7 152 61 2310 8350 3200 مركز بين المللي علوم و تكنولوژي پيشرفته
348576 1064759 جمع

مجلات فارسي جاري
مجلات جاري آنهايي‌اند كه كتابخانه‌ها به صورت منظم و از طريق اشتراك يا اهدا تهيه مي‌كنند. آمار اعلام شده براي تعداد مجلات فارسي جاري در جدول (3) ستون چهارم براي دانشگاههاي جامع و تخصصي و در جدول (4) براي دانشگاههاي در حال توسعه ارائه شده است. آمار توصيفي هر گروه از مجلات نيز در دانشگاههاي جامع و تخصصي و دانشگاههاي در حال توسعه در جدول (5) ارائه شده است تا در صورت تمايل، هر دانشگاه بتواند با مراجعه به اين جدول وضعيت كمي مجلات خود را در مقايسه با اين جدول مشخص كند.
آن‌گونه كه در جدول (3) قابل مشاهده است كمترين تعداد مجلات فارسي جاري (8 عنوان) مربوط به دانشگاه تربيت معلم تهران و بيشترين تعداد مجله فارسي جاري (5254 عنوان) مربوط به دانشگاه تهران است. چون آمار كل عناوين مطبوعات جاري فارسي حدود 1200 عنوان است، ارقام عنوان شده توسط دانشگاه تهران و دانشگاه شيراز نمي‌توانند واقعيت داشته باشد، مگر اينكه بپذيريم از هر كدام از مطبوعات جاري فارسي، تعدادي نسخه براي دانشگاه تهران و تعدادي نسخه براي دانشگاه شيراز خريداري مي‌شود. به عبارت ديگر، تعداد زيادي از مجلات فارسي در كتابخانه‌هاي دانشكده‌اي عناوين يکسان هستند.
نكته با اهميت‌تر اينكه از حدود 1200 عنوان نشريه ادواري كه در ايران منتشر مي‌شود، تقريبا يك ششم(221 عنوان)، مجلات علمي پژوهشي و علمي ترويجي هستند كه معمولاً متوقع هستيم دانشگاهها خريداران اصلي آنها باشند. در اين‌صورت، هر گاه اعداد اعلام شده توسط دانشگاهها را براي مجلات فارسي جاري درست تلقي كنيم، يا اين اعداد بيانگر نسخه‌هاي تكراري است كه دانشگاه تهيه مي‌كند و يا اين اعداد شامل مجلات عامه پسند مي‌باشندكه كتابخانه‌هاي دانشگاهي نسبت به تهيه آنها اقدام مي‌كنند.
اگر مورد دوم درست باشد، احتمالاً خط مشي انتخاب مواد مناسبي براي كتابخانه‌هاي دانشگاهي وجود ندارد. هرگاه مورد اول درست باشد، فقط در مورد دانشگاههايي كه دانشكده هاي آنها به لحاظ مكاني در فاصله‌هاي دوري از يكديگر قرار دارند، ممكن است به عنوان توجيه قابل پذيرش تلقي شوند.
صرف نظر از اين كه كدام يك از دو مورد بالا درست است، يك نكته آشكار است و آن اين كه خريد نسخه‌هاي تكراري يا عناوين غير دانشگاهي بودجه بيشتري طلب مي‌كند، اما قادر نيست توان علمي مجموعه‌هاي دانشگاهي را افزايش دهد.
گرچه ممكن است برخي از موارد بالا براي آمار ارائه شده براي مجلات فارسي جاري در دانشگاههاي در حال توسعه نيز صادق باشد، اما نگاهي به ستون چهارم جدول (4) آشكار مي‌سازد كه آمار ارائه شده توسط دانشگاههاي در حال توسعه همگون‌تر و احتمالاً به واقعيت نزديك‌تر است. مثلا، بيشترين عدد اعلام شده مربوط به دانشگاه هنر اسلامي تبريز 24 عنوان است.
داده‌هاي مندرج در جدول (5) آمار توصيفي مجلات فارسي و غير فارسي جاري و غير جاري را مشخص مي‌كند.


جدول (5) چارك اول، دوم، سوم و ميانگين تعداد مجلات جاري و غير جاري
فارسي و غير فارسي
ميانگين چارك سوم ميانه چارك اول دانشگاهها
دانشگاههاي جامع و تخصصي
605 598 275 70 جاري فارسي
898 1478 1013 222 غير جاري فارسي
1004 601 334 140 جاري غير فارسي
1346 2145 1159 470 غير جاري غير فارسي
دانشگاههاي در حال توسعه
165 246 150 65 جاري فارسي
166 152 70 50 غير جاري فارسي
180 111 52 13 جاري غير فارسي
101 190 35 20 غير جاري غير فارسي

مجلات فارسي غير جاري
مجلات غير جاري آنهايي‌اند كه طي سالهاي قبل توسط كتابخانه‌ها خريداري و تهيه شده اما اكنون اشتراك آنها كماكان داير يا اشتراك آنها متوقف شده يا اصولا تعطيل شده‌اند.
آمار ارائه شده براي اين مورد در ستون پنجم جداول (3 و 4) ارائه شده است. نگاهي به آمارهاي ارائه شده در اين ستونها آشكار مي‌سازد كه دانشگاهها در ارائه اطلاعات براي اين متغير با دشواري روبرو بوده‌اند. در دانشگاههاي جامع و تخصصي، دانشگاه تهران، مازندران، باهنر كرمان، يزد، هنر اصفهان، منابع طبيعي گرگان، تربيت معلم تهران و دانشگاه فردوسي هيچ رقمي براي اين مورد ارائه نكرده‌اند. در دانشگاههاي در حال توسعه، دانشگاه محقق اردبيلي، اراك، هنر اسلامي تبريز و ياسوج هيچ رقمي براي اين مورد اعلام نداشته‌اند. آمار اعلام شده براي اين مورد توسط ساير دانشگاهها (مثلاً دانشگاه رازي 2020، دانشگاه كاشان 842 ، دانشگاه تبريز 1993، دانشگاه شهيد بهشتي 1857 از وضوح كامل برخوردار نيست. در جداول (6و 7) ابتدا رتبه هر دانشگاه در پيوند با كتابهاي غير فارسي، كتابهاي فارسي، مجلات فارسي جاري و مجلات غير فارسي جاري ارائه مي‌شود. سپس، بحث كلي درباره مجلات جاري و غير جاري فارسي با عنوان بحث كلي درباره مجلات علمي كه دشواريهاي آمار دهي مجلات را مشخص مي‌كند، ارائه مي شود.
جدول (6) رتبه هر دانشگاه در پيوند با كل كتابها و كل مجلات موجود در كتابخانه‌هاي دانشگاههاي جامع و تخصصي
مجلات غير فارسي جاري مجلات فارسي جاري كتابهاي فارسي كتابهاي غير فارسي نام دانشگاه
15 13 10 13 دانشگاه اروميه
9 11 - - دانشگاه اصفهان
19 16 13 15 دانشگاه بوعلي سينا
7 12 9 5 دانشگاه تبريز
4 8 17 10 دانشگاه تربيت مدرس
- - - - دانشگاه‌تربيت معلم تهران
1 1 1 1 دانشگاه تهران
17 18 20 19 دانشگاه‌خواجه‌نصير طوسي
13 9 4 4 دانشگاه شهيد بهشتي
3 10 15 14 دانشگاه شهيد باهنر كرمان
5 6 3 6 دانشگاه شهيد چمران
2 2 8 دانشگاه شيراز
12 3 11 10 دانشگاه صنعتي اصفهان
14 19 7 3 دانشگاه صنعتي اميركبير
8 4 5 8 دانشگاه علامه طباطبايي
10 16 16 9 دانشگاه علم و صنعت
مجلات غير فارسي جاري مجلات فارسي جاري كتابهاي فارسي كتابهاي غير فارسي نام دانشگاه
- - 2 7 دانشگاه فردوسي مشهد
18 17 18 18 دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي گرگان
11 7 6 12 دانشگاه گيلان
6 5 12 16 دانشگاه مازندران
20 15 21 20 دانشگاه هنر
21 16 19 17 دانشگاه هنر اصفهان
16 14 14 11 دانشگاه يزد

جدول (7) رتبه هر دانشگاه در پيوند با كل كتابها و كل مجلات موجود در كتابخانه‌هاي دانشگاههاي در حال توسعه
مجلات غير فارسي جاري مجلات فارسي جاري كتابهاي فارسي كتابهاي غير فارسي نام دانشگاه
10 13 6 6 دانشگاه اراك
- 5 14 17 دانشگاه ايلام
3 9 4 4 دانشگاه بيرجند
2 3 13 15 دانشگاه بين‌المللي امام خميني
18 11 9 8 دانشگاه‌تربيت‌معلم‌آذربايجان
- 10 7 23 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
7 8 16 13 دانشگاه خليج فارس
11 12 19 22 دانشگاه دامغان
1 5 3 2 دانشگاه رازي
5 12 5 10 دانشگاه زنجان
4 7 12 5 دانشگاه سمنان
5 12 2 1 دانشگاه سيستان و بلوچستان
6 2 8 9 دانشگاه شاهرود
مجلات غير فارسي جاري مجلات فارسي جاري كتابهاي فارسي كتابهاي غير فارسي نام دانشگاه
9 11 21 11 دانشگاه صنعتي سهند
12 1 1 3 دانشگاه كاشان
13 6 10 7 دانشگاه كردستان
14 14 11 12 دانشگاه لرستان
18 17 15 18 دانشگاه محقق اردبيلي
17 18 18 14 دانشگاه ولي عصر رفسنجان
8 16 20 19 دانشگاه هرمزگان
15 19 22 21 دانشگاه هنر اسلامي تبريز
- - 17 20 دانشگاه ياسوج
16 15 23 16 مركز بين المللي علوم و تكنولوژي پيشرفته

بحث كلي درباره مجلات علمي فارسي و غير‌فارسي:
در اين مورد چهار آمار درخواست شده بود:
تعداد مجلات فارسي (عناوين جاري)
تعداد مجلات فارسي (عناوين غير جاري)
تعداد مجلات غير فارسي (عناوين جاري)
تعداد مجلات غير فارسي (عناوين غير جاري)
بنظر مي‌رسد كه ارائه چهار نوع آمار خواسته شده آسان است، اما، آن‌گونه كه از پاسخها مشخص است، چنين نيست.
در ساده‌ترين مفهوم، عناوين جاري بايد مجلاتي را شامل شود كه در سال مورد نظر براي اشتراك آنها وجه پرداخت شده است. در اختيار داشتن اين آمار براي مجلات غير فارسي كه يكجا سفارش مي‌شود ساده‌تر از موارد ديگر مي‌باشد. در عين حال، در اين مورد با دو ترديد روبرو هستيم. در مواردي قابل توجه بين سالي كه ارز پرداخت شده و سال انتشار مجلات مورد اشتراك، همخواني وجود ندارد. زيرا ممكن است وجه اشتراك را سال 80 پرداخت كرده باشيم، اما مجلات در سال 81 برسد و يا برعكس وجه مجلات در سال 81 پرداخت شده باشد.
ترديد ديگر در اين است كه بسيار اتفاق افتاده است كه وجه اشتراك مجله‌اي پرداخت شده، اما به دلايل متفاوت شماره‌هاي مورد سفارش به كتابخانه نرسيده است. بر اين اساس هرگاه شمارش را بر اساس تعداد حق‌الاشتراك پرداخت شده، انجام دهيم به عددي مي‌رسيم كه ممكن است از شمارش بايگاني مجلات (مجلات در كاردكس منعكس شده) به همان عدد نرسيم.
نكته ديگر درباره مجلات جاري غير فارسي اين است كه در برخي سالهاي اخير تعداد قابل توجهي متن كامل مجله به صورت الكترونيكي توسط وزارت علوم، تحقيقات و فناوري خريداري و در دسترس كتابخانه‌ها قرار گرفته است. نكته آن است كه نمي‌دانيم دسترسي به چه تعداد مجله الكترونيكي در دانشگاههاي هر يك از اين دو گروه ميسر بوده است، صرفنظر از اينكه عملاً از آنها استفاده شده باشد يا نشده باشد. همچنين در طول سالهاي اخير همواره سياست روشني در زمينه خريد و دسترسي به مجلات الكترونيكي غير فارسي وجود نداشته و سهم دانشگاهها نيز نسبت به نيازها و برنامه‌هاي آموزشي و پژوهشي به درستي تعيين نشده است. اين مورد پيوسته با اعتراض اعضاي هيئت علمي همراه بوده است.
در مورد تعداد مجلات غير فارسي غير جاري با دشواريهاي بسيار بيشتري روبرو هستيم، بويژه پاسخهاي داده شده به اين پرسش بسيار متنوع، متفاوت و ناپذيرفتني است. به عنوان مثال، دانشگاه شهيد چمران تعداد مجلات غير فارسي جاري را 679 و تعداد مجلات غير فارسي غير جاري را 24 عنوان ذكر كرده است. مقايسه همين دو عدد نادرستي پاسخ يا ابهام در پرسش را مي‌نماياند. دانشگاهي كه در سال جاري مشترك 679 عنوان مجله است، نمي‌تواند تعداد عناوين مجلات سال گذشته و سالهاي گذشته‌تر آن 24 عنوان باشد.
واقعيت اين است كه به دلايل متفاوت، بيشتر كتابخانه‌ها اين گونه‌ اطلاعات را آماده ندارند. يكي از دلايل مهم و قابل توجه، عدم وجود نرم‌افزار بخش ادواريها در نرم‌افزار هاي جامع كتابخانه‌اي است. دليل مهم ديگر اين است كه تهيه آمار اين منابع بسيار دشوار، وقت‌گير و پرهزينه است. به عنوان مثال، فهرست موجودي مجلات لاتين دانشگاه شهيد چمران كه در سال1364 به صورت طرح تحقيقاتي تهيه شده بالغ بر 2428 عنوان مجله را مشخص ساخت.
توقع اين است كه عناوين، سالها و شماره‌هاي موجود مجلات غير فارسي و نيز فارسي هر دانشگاه در قالب طرحهايي كه در پيوند با ساخت پايگاههاي اطلاعاتي دانشگاه شكل مي‌گيرد و ضميمه سايت هر دانشگاه باشد.
در مورد خريد مجلات غير فارسي به نكته بااهميت ديگري بايد توجه شود. بنا به شواهد مبتني بر پاداش‌دهي وزارتخانه به مقالات چاپ شده در نشريات ISI اين نكته پذيرفته شده است كه صرفاً چاپ مقاله در اين نشريات مي‌تواند مشاركت محققان ايراني در دانش جهان تلقي شود. بر اين اساس، پذيرش اين نكته آشكار است كه مطالعه مقالات ISI و استناد به آنها به لحاظ كيفيت برتر از مطالعه مقالات و استناد به مجلات غير ISI است. هرگاه اين استدلال را بپذيريم آنگاه نمي‌توانيم مجله غير ISI را با مجله ISI برابر تلقي كنيم و در اشتراك آنها اين امر را ناديده بگيريم. بر اين اساس، تفكيك مجلات مورد اشتراك به مجلات ISI و غير ISI اهميت مي‌يابد.
بنا به موارد بالا، تا فهرستهاي چاپي يا پايگاههاي اطلاعاتي مربوط به موجودي مجلات غير فارسي و نيز فارسي هر دانشگاه تهيه نشده است، پاسخهاي دريافتي براي اين پرسش بار اطلاعاتي قابل استفاده نخواهد داشت. حتي اگر اين‌گونه اطلاعات در دست باشد باز هم براي قضاوت با دشواري روبرو هستيم. چون ممكن است در سالهاي گذشته از مجلات متفاوت چند شماره، يك دوره كامل يا چند دوره كامل در مخزن وجود داشته باشد. در آن صورت برابر دانستن ارزش هر عنوان با عنوان ديگر مناسب نيست.
بحث ديگري كه ممكن است مطرح شود اين است كه آيا همه شماره‌ها و جلدهاي گذشته مجلات كماكان از پتانسيل غني‌سازي مجموعه مجلات موجود دانشگاه در انجام تحقيقات علمي برخوردار است؟ بنظر مي رسد كه در برخي موضوعات به‌ويژه در موضوعات علم و فناوري چنين نباشد.
ارائه آمار براي مجلات فارسي نيز در مقايسه با ارائه آمار براي مجلات غير فارسي با دشواريهاي بيشتري روبروست. برخي از اين دشواري به بي دوامي، نامنظمي و توزيع نامناسب مجلات فارسي مربوط است و بخشي ديگر به بحث سطح علمي مجلات فارسي.
بررسي روند انتشار و توقف مجله‌هاي فارسي در سالهاي 1348 تا 1363 آشكار كرد كه طول عمر مجلات فارسي بسيار كوتاه است. حدود سي درصد از مجلات فارسي در سه سال اول از ادامه انتشار باز مي‌مانند و بيش از شصت درصد از مجلات فارسي در شش سال اول از انتشار باز مي‌مانند. تعداد عناويني كه ده سال پشت سر هم منتشر مي‌شوند بسيار نادرند.
فاصله انتشار شماره‌هاي بسياري از مجلات فارسي قابل مراعات شدن نيست. مثلاً گاه در يك سال چهار شماره از فصلنامه‌اي، گاه سه شماره، گاه دو شماره و گاه يك شماره ادغام شده يا مجزا منتشر مي‌شود. چاپ مجلات به اين روش، در نشر نتايج تحقيقات و استفاده از اين نتايج براي توليد علم مشكل مي‌آفريند.
توزيع نا مناسب مجلات فارسي، بويژه در شهرستانها نيز دشواري رسيدن به مجموعه كامل را محدود مي‌كند. بنا به موارد بالا، پرداخت حق الاشتراك براي مجلات فارسي را نمي‌توان اطميناني براي در اختيار داشتن همه شماره‌هاي مجله تلقي كرد.
نكته ديگر اينكه از حدود 1200 عنوان نشريه ادواري كه در ايران منتشر مي‌شود، فقط تعداد اندكي از آنها در زمينه‌هاي علمي، مجله قابل اعتبار و قابل استناد تلقي مي‌شود. بر اين اساس هم در گزارش و هم در امتياز دهي به تعداد عناوين جاري مجلات فارسي و هم در مورد گزارش عناوين غير جاري مجلات فارسي با دشواري روبرو هستيم.


پايگاههاي اطلاعاتي و دسترسي به شبکه ها
با رواج بکار گيري فنآوري اطلاعات به منظور تهيه و گسترش دسترسي به منابع اطلاعاتي براي تحقيقات ، کتابخانه هاي دانشگاهي به شيوه هاي متفاوت از فنآوري اطلاعات سود برده اند. در اين تحقيق پنج شيوه از ميان شيوه هاي متفاوت مورد توجه بود : پايگاههاي اطلاعاتي توليد شده ، پايگاههاي اطلاعات خريداري شده ، پايگاههاي اطلاعاتي قابل دسترس ،‌ دسترسي به پايگاهها از طريق شبکه محلي و سرعت دسترسي به شبکه اينترنت که در زير به هريک جداگانه پرداخته شده است .

پايگاههاي اطلاعاتي توليد شده:
اين مورد مي‌تواند با ساخت پايگاههاي اطلاعاتي جداگانه براي كتابها، مقالات، اسناد و مدارك، پايان‌نامه ها و طرحهاي تحقيقاتي موجود در دانشگاه به واقعيت پيوسته باشد. ترديدي نيست كه ساخت اين پايگاهها بايد اولين اقدام براي بهره‌وري از فناوري اطلاعات در دانشگاهها باشد. اما، براي ساخت اين پايگاهها به هزينه‌هاي قابل توجهي نياز است. مهمترين اين هزينه‌ها، هزينه گردآوري اطلاعات دقيق درباره منابع اطلاعاتي موجود در دانشگاه است. به عنوان مثال، گردآوري اطلاعات كتابشناختي مجلاتي كه طي چهل سال گذشته در دانشگاههاي تبريز، شيراز، اصفهان و مشهد جمع‌آوري شده است، بسيار دقيق، بسيار وقت گير و بسيار پرهزينه است و نمي‌توان از كاركنان كتابخانه‌ها توقع داشت كه همزمان با وظايف روزانه خود به اين مورد نيز بپردازند. در برخي از دانشگاهها، پذيرفته‌اند كه اين نوع فعاليتها را در قالب طرحهاي تحقيقاتي به اجرا درآورند، موردي كه در مراكز اطلاع رساني مانند مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، كتابخانه منطقه‌اي علوم و تكنولوژي شيراز و در مواردي، مثلاً پايان‌نامه ها و طرحهاي تحقيقاتي در كتابخانه مركزي دانشگاه فردوسي مشهد و ... به اجرا درآمده است. در عين حال، مشاهده شده است كه شوراهاي پژوهشي دانشگاهها، اين نوع فعاليتها را گردآوري اطلاعات تلقي كرده و براي آنها هزينه پژوهشي نمي‌پردازند. نتيجه اين نوع عملكرد اين است كه نيازهاي اطلاعاتي نه بر پايه منابعي كه در دانشگاه موجود است، بلكه ممكن است بر اساس نسخه‌اي از اين منابع كه در مراكز داخلي يا خارجي ديگر موجود است، شكل گيرد و دانشگاه بابت اين موارد هزينه قابل توجهي هم به لحاظ زمان برقراري ارتباط و هم به لحاظ حجم اطلاعاتي كه دريافت مي‌كند، بپردازد.
به بياني ديگر، هر دانشگاهي كه براي اين مورد (يعني توليد پايگاههاي اطلاعاتي) هزينه معقولي نپردازد، مجبور خواهد بود كه همواره مبالغ قابل توجهي به ساير مراكز پرداخت كند.
اطلاعات ارائه شده براي اين پژوهش نشان مي‌دهد كه جاي پايگاههاي اطلاعاتي داخلي در بسياري از دانشگاهها خالي است. اين مورد بويژه در دانشگاههاي در حال توسعه آشكارتر است. در حالي كه دانشگاههاي جامع و تخصصي اعلام داشته‌اند كه داراي 23 پايگاه اطلاعاتي توليد شده هستند، اين عدد براي دانشگاههاي در حال توسعه 9 مورد است. حداقل پيامد نبود اين پايگاهها، در اختيار نبودن اطلاعات و آمار دقيق براي تعيين معايب و محاسن و تعيين آمار دقيق براي ارزيابي درون داده‌هاي دانشگاهها در زمينه رشد علم و فناوري است.

پايگاههاي اطلاعاتي خريداري شده:
اين مورد مي‌تواند با خريد لوح فشرده حاوي پايگاه اطلاعاتي يا با دريافت مجوز دسترسي به پايگاههاي اطلاعاتي دور دست ميسر شده باشد. مثالي در اين مورد، ارتباط با پايگاههاي اطلاعاتي موجود در سايت كتابخانه منطقه‌اي علوم و تكنولوژي است. ارتباط با اين سايت اين امكان را فراهم مي‌آورد كه مثلاً به متن كامل مقالات فارسي منتشر شده در مجلات فارسي دست يافت. به بياني ديگر، با در اختيار داشتن مجوز استفاده از اين پايگاه، بحث "دسترسي" به مقالات فارسي جايگزين "مالكيت" مجلات فارسي مي‌شود. مي‌دانيم كه به دليل نوسانات بودجه كتابخانه در سالهاي متفاوت، بي‌ثباتي دردناكي بر ايجاد مجموعه‌اي از مجلات كه بر اساس مالكيت ساخته مي‌شوند، بويژه مجلات غير فارسي، حاكم است. به بياني ديگر، آگاهي از تعداد پايگاههايي كه كتابخانه به آنها دسترسي دارد، نمي‌تواند پتانسيل دسترسي به اطلاعات براي كتابخانه را آشكار سازد. اما آگاهي از سايتهايي كه كتابخانه مجوز دسترسي به آنها را داراست، مشخص مي‌كند كه بالقوه چه حجمي از اطلاعات و با چه تنوعي در اختيار كتابخانه است. مثال قابل لمس ديگر، تهيه لوح فشرده «نمايه» (متن كامل تعداد قابل توجهي از مقالات مجلات فارسي) است .
در حالي كه دانشگاههاي جامع و تخصصي اعلام كرده‌اند كه داراي 291 پايگاه اطلاعاتي خريداري شده مي‌باشند، دانشگاههاي در حال توسعه اعلام كرده‌اند داراي 39 پايگاه اطلاعاتي خريداري شده هستند. ترديدي نيست كه پاسخهاي داده شده به اين پرسش با واقعيات موجود در دانشگاهها همخوان نيست. زيرا، غير قابل تصور است كه مثلاً در پنج دانشگاه در حال توسعه فقط يك لوح فشرده وجود داشته باشد. همين مورد درباره دانشگاه بوعلي سينا و دانشگاه خواجه نصير طوسي نيز صادق است.

پايگاههاي اطلاعاتي قابل دسترس :
در حالي كه تعيين پايگاههاي خريداري شده، توليد شده و در دسترس از طريق شبكه محلي، با تلاشي اندك ميسر است اما تعيين پايگاههايي كه از طريق شبكه جهاني در دسترس است دشوار مي‌باشد. زيرا اولا بسياري از پايگاههاي موجود در شبكه جهاني وب به صورت رايگان در دسترس همه كساني است كه تجهيزات اوليه را داشته باشند. در ثاني، آگاهي از وجود پايگاههاي اطلاعاتي مناسب هر دانشگاه در شبكه جهاني وب، به تخصص و مهارتهاي بسياري نياز دارد كه ممكن است در دانشگاهي موجود و در دانشگاه ديگر وجود نداشته باشد. اين تخصص نه تنها به لحاظ آگاهي و دستيابي به پايگاهها، بلكه به لحاظ توان ارزيابي علمي محتواي پايگاهها با اهميت است .
دانشگاههاي جامع و تخصصي از قابليت دسترسي به 154 و دانشگاههاي در حال توسعه از قابليت دسترسي به 57 پايگاه برخوردارند. گرچه بدليل نامشخص بودن محتواي سايتهايي كه در دسترس هستند، اهميت تفاوت موجود بين تعداد اعلام شده توسط دو گروه دانشگاه آشكار نيست، اما در اين مورد نيز دانشگاههاي جامع و تخصصي از وضعيت مناسبتري برخوردارند.

دسترسي به پايگاهها از طريق شبكه محلي:
پايگاههايي كه از طريق شبكه محلي در دسترس است نيز مي‌تواند بر غناي اطلاعاتي سازمان بيافزايد. اين مورد در دانشگاههايي كه هنوز واحدهاي اطلاعاتي خود را يكپارچه نكرده‌اند و مثلاً هر دانشكده پايگاه اطلاعاتي مجزا از ساير دانشكده‌ها دارد، معني مي‌يابد. دانشگاههاي جامع و تخصصي به 231 شبكه محلي و دانشگاههاي در حال توسعه به 64 شبكه محلي دسترسي دارند.
در اختيار داشتن كميّت اين موارد اطلاع قابل توجهي ارائه نمي‌كند، بلكه قابليتهاي موجود در هر يك از عناصر شبكه محلي با اهميّت است. به عنوان مثال، دسترسي به شبكه محلي كه واحدي از آن كتابخانه مركزي دانشگاه تهران باشد، امتيازي بسيار متفاوت از دسترسي به شبكه محلي است كه كتابخانه دانشكده تربيت بدني، واحدي از آن است.

سرعت دسترسي به شبكه اينترنت:
در دانشگاههاي جامع و تخصصي، دانشگاه هنر اصفهان با سرعت 64 كيلو بايت و دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه هنر با سرعت 128 كيلو بايت به شبكه دسترسي دارند. 9 دانشگاه با سرعتي برابر512 كيلو بايت و بيشتر و 10 دانشگاه با سرعتي برابر يا بيشتر از 1 مگا‌بايت به شبكه دسترسي دارند.
8 دانشگاه در حال توسعه با سرعتي برابر 512 كيلو بايت و بيشتر، 7 دانشگاه با سرعتي برابر 256 كيلو بايت، دانشگاه دامغان و هرمزگان با سرعتي برابر 64 كيلو بايت، دانشگاه خليج فارس با سرعتي برابر 1 و دانشگاه سمنان با سرعتي برابر8 مگا بايت به شبكه دسترسي دارند. بر اين اساس، كاربران دانشگاههاي در حال توسعه براي ارتباط با شبكه جهاني در مقايسه با دانشگاههاي جامع و تخصصي در موقعيت نامطلوبي قرار دارند، زيرا بايد هزينه مدت زمان بيشتر و احتمالاً هزينه ارتباط بيشتري بپردازند و هر يك از اين دو يا مجموع آنها، مي‌تواند تمايل به برقراري ارتباط با شبكه‌هاي اطلاعاتي براي كسب اطلاعات را كاهش دهد.
ريز داده‌هاي ارائه شده در پيوند با دسترسي به منابع الكترونيكي در جدول (8) براي دانشگاههاي جامع و تخصصي و در جدول (9) براي دانشگاههاي در حال توسعه ارائه شده است.

جدول (8) پايگاههاي اطلاعاتي، دسترسي به شبكه و سرعت دسترسي در
دانشگاههاي جامع و تخصصي
پايگاه اطلاعاتي نام دانشگاه
سرعت دسترسي شبكه محلي قابل دسترس توليد خريداري
1مگابايت 8 - - 5 دانشگاه اروميه
4 مگا بايت 15 10 1 5 دانشگاه اصفهان
512 2 2 - 1 دانشگاه بوعلي سينا
1 مگابايت 10 5 - 5 دانشگاه تبريز
512 11 16 - 16 دانشگاه تربيت مدرس
512 10 4 - 4 دانشگاه تربيت معلم تهران
8 مگا بايت - 20 - 60 دانشگاه تهران
512 6 2 1 2 دانشگاه خواجه نصير طوسي
1مگا بايت 15 2 - 10 دانشگاه شهيد بهشتي
3مگا بايت 15 15 - 15 دانشگاه شهيد باهنر
4مگا بايت 10 - 4 5 دانشگاه شهيد چمران
512 15 - - - دانشگاه شيراز
512 7 18 5 6 دانشگاه صنعتي اصفهان
512 24 7 10 42 دانشگاه صنعتي اميركبير
128 - 5 - - دانشگاه علامه طباطبايي
5مگا بايت 70 16 3 13 دانشگاه علم و صنعت

پايگاه اطلاعاتي نام دانشگاه
سرعت دسترسي شبكه محلي قابل دسترس توليد خريداري
512 21 13 - - دانشگاه فردوسي
1مگا بايت - - - - دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي گرگان
1مگا بايت 9 4 - - دانشگاه گيلان
512 1 14 - 12 دانشگاه مازندران
128 - 1 - - دانشگاه هنر
64 1 - - - دانشگاه هنر اصفهان
1مگا بايت 6 2 - 2 دانشگاه يزد
- 231 154 23 291 جمع

جدول (9) پايگاههاي اطلاعاتي، دسترسي به شبكه و سرعت دسترسي در
دانشگاههاي در حال توسعه
پايگاه اطلاعاتي نام دانشگاه
سرعت دسترسي شبكه محلي قابل دسترس توليد خريداري
256 1 1 - 1 دانشگاه اراك
256 9 - - - دانشگاه ايلام
256 5 16 6 10 دانشگاه بيرجند
128 1 1 - 1 دانشگاه امام خميني
512 4 - - 4 دانشگاه‌تربيت‌ معلم آذربايجان
128 2 2 - 2 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
1مگا بايت 11 - - - دانشگاه خليج فارس
64 1 - - - دانشگاه دامغان
512 - 10 - 5 دانشگاه رازي
512 3 1 1 - دانشگاه زنجان
8مگا بايت - - - 2 دانشگاه سمنان
512 2 3 - 2 دانشگاه سيستان و بلوچستان
256 - 1 - - دانشگاه شاهرود
128 - 15 1 2 دانشگاه صنعتي سهند
پايگاه اطلاعاتي نام دانشگاه
سرعت دسترسي شبكه محلي قابل دسترس توليد خريداري
512 - - - - دانشگاه كاشان
256 12 - - - دانشگاه كردستان
256 1 2 - 3 دانشگاه لرستان
512 2 5 - 5 دانشگاه محقق اردبيلي
256 - - - - دانشگاه رفسنجان
64 3 - - 1 دانشگاه هرمزگان
128 2 - - - دانشگاه هنر اسلامي تبريز
512 5 - 1 - دانشگاه ياسوج
512 - - - 1 مركز بين المللي علوم و تكنولوژي پيشرفته
- 64 57 9 39 جمع




نتيجه گيري
 تا هنگامي كه داده‌هاي مربوط به متغيرهاي ساختاري دانشگاهها به گونه‌اي دقيق سازماندهي نشده و به شكلي روز‌آمد نگهداري نشده‌اند، نمي‌توان در اين مورد به مقايسه‌اي پرداخت كه براي برنامه‌ريزيهاي آينده سودمند باشد و يا جايگاه هر دانشگاه را نسبت به دانشگاه ديگر مشخص کند.
 دستيابي به آمار دقيق مربوط به متغيرهاي ساختاري در دانشگاهها با تعريف پروژه تحقيقاتي براي گردآوري ريزترين اطلاعات، سازماندهي آنها، ورود آنها به نرم‌افزاري مناسب و روزآمد نگهداشتن داده‌ها ميسر است.
 پايگاههاي اطلاعاتي ساخته شده در دانشگاهها بسيار كمتر از آني است كه پوشش دهنده انواع پايگاهها براي انواع اطلاعات موجود در دانشگاهها باشد. اطلاعات جامع و قابل استفاده اي از پايگاههاي اطلاعاتي خريداري شده در دست نيست. در اين مورد حتي، آمار ارائه شده براي تعداد پايگاههاي اطلاعاتي خريداري شده قابل اعتماد نيست، چه رسد به اطلاعاتي كه در پيوند با محتواي آنها بايد در اختيار باشد.
 داده‌هاي ارائه شده در پيوند با قابليت دسترسي به شبكه‌هاي محلي و غير محلي اطلاعات، بسيار كمتر از آن است كه در واقعيت به دليل دسترسي تقريباً همه دانشگاهها به شبكه اينترنت وجود دارد.
 در حالي كه تعداد اندكي از دانشگاهها از سرعت دسترسي بيش از يك مگا بايت برخوردارند، تعداد بيشتري از دانشگاهها در سال 1381 هنوز از سرعت‌هاي اندك برخوردار بوده‌اند. شبكه اطلاعاتي 20 دانشگاه با سرعت 512 كيلو بايت و بيشتر فعال است. اين سرعتها، بويژه در ساعات شلوغي خطها مي تواند از رغبت استفاده از شبكه‌ها بكاهد. به بيان ديگر، با استفاده همزمان صدها عضو هيئت علمي و نيز هزاران دانشجو، بويژه دانشجويان تحصيلات تكميلي، اين سرعت فوق‌العاده كاهش مي‌يابد. در اين‌صورت يكي از امتيازات استفاده از شبكه‌ها كه سرعت دسترسي است از دست مي‌رود.
 ناهمسانيهاي بسياري در پيوند با مراكز پژوهشي و گروههاي پژوهشي در دانشگاهها قابل رويت است. تاثير اين ناهمسانيها بر توليدات علم و فناوري دانشگاهها نامشخص است. مناسب است تا درون داده‌ها به مراكز تحقيقاتي، گروههاي پژوهشي و قطبهاي علمي و برون داد آنها مورد بررسي قرار گيرند تا نقش هر يك از اين واحدها در توليد علم و فناوري در هر دانشگاه آشكار شود.
 2/89% از كتابهاي غير فارسي دانشگاههاي وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري متعلق به دانشگاههاي جامع و تخصصي است. اين نسبت براي كتابهاي فارسي 72% است. سودمند است بررسي شود كه تفاوت زياد بين كتابهاي غير فارسي در دانشگاههاي جامع و تخصصي تاثيري بر فعاليتهاي مرتبط با رشد علم و فناوري دارد يا خير. اين احتمال هست كه قدمت كتابهاي غير فارسي موجود در كتابخانه‌هاي دانشگاههاي جامع و تخصصي از كيفيت تاثيرگذاري آنها بر رشد علم و فناوري كاسته باشد. به بياني آشكارتر، آيا يك عضو هيئت علمي در دانشگاههاي در حال توسعه مي‌تواند با ياري‌گيري از كتابخانه‌هاي اين گروه از دانشگاهها كتابي يا مقاله علمي را بنويسد كه به ياري كتابهاي موجود در دانشگاههاي جامع و تخصصي امكان نوشتن آن وجود دارد؟
 آمارهاي ارائه شده براي مجلات فارسي، غير فارسي و جاري و غير جاري آشكار كننده اين واقعيت است كه دانشگاههاي ايران براي نظم دهي به منابع ثروت خود در حوزه اطلاعات (مثلا توليد انواع پايگاهها) اقدام چشمگير و قابل اعتنايي انجام نداده‌اند. اين مورد بويژه براي عناوين، سالها و شماره‌هاي مجلات سالهاي قبل قابل توجه است.
آمارهاي ارائه شده براي مجلات جاري يا بيانگر نسخه‌هاي تكراري در سطح كتابخانه‌هاي دانشگاهها هستند يا بيانگر عدم اعمال خط مشي مشخص براي انتخاب و خريد آنها مي‌باشند. مورد اول به لحاظ اقتصادي و مورد دوم به لحاظ كيفيّت مجموعه بسيار با اهميت است.
 ايجاد يك نظام جامع گرد‌آوري و تحليل داده‌هاي آماري در سطح دانشگاهها در كشور مي‌تواند مناسب‌ترين ابزار براي دسترسي به آمارهاي روز‌آمد و معتبر تلقي شود. اين نظام را مي‌توان با استفاده از يك نرم‌افزار جامع به صورت يك شبكه ايجاد كرد و در هر زمان براي پي بردن به وضعيت علم و فناوري اقدام به انواع محاسبات آماري ( توصيفي و استنباطي) نمود.
 اتمام پرسشنامه الکترونيکي و قرار گرفتن آن در سايت دبيرخانه انقلاب فرهنگي در سال 1384 ، که همه دانشگاهها و موسسات پژوهشي به آن دسترسي دارند و اطلاعات آماري مربوط به سالهاي 1381 و سالهاي بعد در حال ورود به آن است ،‌ اولين قدم در راه روي آوري به گردآوري آمار يکسان و جامع مي باشد. بويژه امکان محاسبات آماري بر روي اين پرسشنامه الکترونيکي نيز فراهم آورده شده است .