زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
تپيدن قلبي در قفسه هاي كتاب. متن استخراج شده از فيلم تهيه شده براي برنامه تلويزيون ؛‌ديدار با دانشوران ؛‌در سيماي جمهوري اسلامي ايران مشهد
محمد حسين دياني
فيلمساز و اهيه كننده برنامه سبحاني

تپیدن قلبی در قفسه های کتاب !

اگر چه به قول همگان « دنیا محل گذر ا ست » و اگر چه همگان از این گذرگاه می گذرند ، اما در این رهگذر ، تنها مردان و زنان بزرگ و بلند همت اند که تاریخ را می سازند و بر صفحات آن نقشهای ماندگار رقم می زنند . دکتر محمد حسین دیانی که در سطور آینده بیشتر با انديشه ها و اقدامات ايشان آشنا مي شويم ، در شمار همین تاریخ سازان ا ست؛ تاریخ سازی که از قضا، به دلیل مجالست و مؤا نست با کتاب ، برای اهل مطالعه و دانش ، ارج و منزلت ویژه ای دارد و این توفیق را يافته است تا نام ایشان به فهرست نام آوران حوزه کتاب و كتابداري افزوده شود.
محمدحسین که او را با نام « دکتر دیانی » می شناسیم ، به سال 1319 در محلۀ سراب مشهد دیده به جهان گشود . 13 سال بعد ، در همین شهر تحصیلات ابتدایی را به پایان برد، اما چنانکه تقدیر مردان بزرگ جای چاره و تقدیر برای گریز از مرارت و دشواری نمی گذارد ، سختی روزگار او را نیز از پشت میزهای تحصیل به عرصۀ کار کشاند . او در کارخانۀ نخريسي و نساجی خراسان مشغول به کار شد. 6 سال بعد ، همین که مجالی فراهم آمد ، در کلاسهای شبانه ثبت نام کرد و موفق شد در مدت 3 سال دیپلم ریاضی اش را بگیرد . دورۀ سربازی را در حالی گذراند که سپاهی دانش بود و درجۀ گروهبان یکمی داشت . در سال 1345 به عنوان معلم روستا ، در عباس آباد خرقان از توابع ساوه مشغول تدریس شد. شوق تداوم تحصیل تشویقش کرد تا سال بعد وارد دانشگاه تهران شود و درس خواندن را در رشتۀ علوم تربیتی آغاز كند . او همزمان با دروس رشتۀ تحصیلی اش ، سي واحد درسهاي مشاوره و راهنمایی و سی واحد از درسهاي کتابداری را نیز به عنوان رشتۀ فرعی گذراند . در سال 1351 و در آزمون کارشناسی ارشد ، همزمان دردو رشتۀ علوم تربیتی و کتابداری پذیرفته شد .علاقه وي به کتاب كه از سالهاي 1339 با تشكيل كتابخانه در كارخانه نخريسي و تشكيل كتابخانه در روستاي محل خدمتش در قريه گردآلود بيست فرسنگي خراسان تقويت شده بود ، موجب گردید این كارشناسي ارشد كتابداري را برای ادامۀ تحصیل ترجیح دهد . در سال 1348 در کتابخانۀ مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشگاه تهران و سپس در کتابخانۀ دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران مشغول به کار شد . در خرداد ماه سال 1353 با تقاضای خود از دانشگاه تهران به دانشگاه جندی شاپور اهواز منتقل شد و در آنجا با عنوان مربی ، مسئولیت کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات را هم به عهده گرفت . او که طی سه سال بعد ، درسهای آشنایی با کتابخانه و کتابداری را به دانشجویان رشتۀ ادبیات و زبان فارسی درس میداد موفق شد اولین دورۀ کوتاه مدت کتابداری را توسط انجمن کتابداران ایران در اهواز برگزار کند .در سال 1356 با استفاده از بورس دانشگاه جندي شاپور برای ادامۀ تحصیل سفر به دیار غربت و دانشگاه ایالتی راتگرز در ایالات متحده را برگزید و پس از دو سال و هفت ماه اقامت در امریکا در تیرماه 1359 با درجۀ دکتری کتابداری به وطن بازگشت . در سالهای بعد به مدت 18 سال به عنوان مدیرگروه در دانشگاه های اهواز و مشهد خدمت کرد و در همین سالها سردبیری سه مجله علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران ، مجلۀ علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی ، مجلۀ کتابداری و اطلاع رسانی کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی را بر عهده داشت و به عنوان عضو هیأت تحریریۀ مجلۀ علوم اجتماعي دانشگاه شيراز ، مجله علوم انسانی دانشگاه ارومیه،‌ فصلنامه كتاب كتابخانه ملي ايران و مجلۀ انگلیسی زبان کتابخانۀ منطقه ای علوم و تکنولوژی شیراز فعاليت مي كرد. .
برخی از مسئولیت های اداری دکتردیانی را نیز می توان اینگونه برشمرد:
عضو کمیتۀ تألیف و ترجمه دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد چمران ، عضو کمیتۀ تخصصی علوم انسانی و اجتماعی هیأت ممیزه اهواز و دانشگاه فردوسی مشهد ، عضو کمیتۀ انتشارات دانشگاه فردوسی ، معاون پژوهشی دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی ، رئیس شاخۀ اطلاع رسانی شورای پژوهشی استان و عضو متخصص در انجمن کتابخانه های خراسان و مشهد ...
دکتر دیانی به عنوان اولین استاد کتابداری و اطلاع رسانی در ایران ، بنیانگذار دورۀ کاردانی ، کارشناسی و کارشناسی ارشد کتابداری در دانشگاه شهید چمران اهواز ، دورۀ کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه فردوسی مشهد و بانی دورۀ دکتری کتابداری در دانشگاه شیراز بوده است .
از این استاد گرانمایه تا کنون20 جلد کتاب و 75 عنوان مقاله در حوزۀ کتابداری و اطلاع رسانی به چاپ رسیده است که اکثر کتابهای ایشان از کتب درسی رشته کتابداری در تمام مقاطع تحصیلی به شمار می روند.
هرچند که دکتردیانی در سال 1381 بنا به تقاضای خود بازنشسته شده است اما کماکان تمامی دروس را که پیش از آن در دانشگاه فردوسی، درس می داده ، تدریس می کند و از اعضای فعال گروه ارزیابی خرد ، علم و فناوری ایران در دبیرخانۀ شورای انقلاب فرهنگی نیز محسوب می شود. از جمله کارهای مبتکرانه و ماندگار دکتر دیانی ، تاسیس انتشارات کتابخانۀ رایانه ای در مشهد با هزینۀ شخصی است که در 5 سال اول فعالیت خود (تا سال 1383 ) موفق شد 38 عنوان کتاب دانشگاهي منتشر کند.
اکنون و پس از این مقدمۀ نسبتاً کامل در باب احوالات دکتر محمد حسین دیانی بهتر آن است که پای صحبت استاد بنشینیم و برخی جزئیات راه و رفتار ایشان را از زبان خودشان بشنویم تا با این كوشنده ِ میدانِ دانش و خرد بیشتر آشنا شویم:

 جناب استاد دیانی ! اگر بخواهیم در احوالات شما جستجوی بیشتری داشته باشیم ، شاید یکی از مقاطع جالب زندگی شما زمانی است که ناگزیر از تحصیل همراه با کار بوده اید. اگر ممکن است از حال و هوای آن سالها و شرایطی که داشته اید برای ما بگویید ؟
ـ بله . در سال 1333 بود که در کارخانۀ نساجی به عنوان کارگر استخدام شدم ؛ شرایط کار طوری بود که یک هفته صبح کار بودم و هفتۀ بعد ، شب کار. داخل فضای کارخانه تارهای پنبه در هوا رها بود و گاه تنفس را دچار مشکل می کرد. ضمن این که به طور طبیعی کار پای ماشینهای نخریسی ، فوق العاده دشوار بود. بعضی وقتها ـ به ویژه در قسمتی که من کار میکردم ـ کار در بخش کلاف موجب می شد که بین بندهای انگشت کارگران از هم جدا شود و به شدت بسوزد. اینجا بود که مقداری «پی» آب می کردیم و می چکاندیم روی بندهای انگشت تا ضخیم تر شود و به راحتی از هم جدا نشود. این طوری بود که می توانستیم کارمان را خوب انجام دهیم . در همین مدت و با وجود کار سخت ، علاقه و ارتباط با کتاب روز به روز زیادتر می شد . کتابهای زیادی می خواندم و این مرا به ادامه تحصیل علاقمند می کرد. مطالعه و اطلاعات زیاد من باعث شد که از حوزۀ کارگری به بخش دفتری منتقلم کنند و ماشین نویس شوم . این موجب شد که چیزهای بیشتری یاد بگیرم چون اغلب وقتها متنی را که تایپ می کردم به دقت می خواندم و این به من اطلاعات بسیاری می داد. بالاخره موفق به ادامه تحصیل شدم ؛ بعدازظهرها به کلاس می رفتم . در کلاسهای شبانه اگر معدل کسی به 15 می رسید می توانست در یک سال دو کلاس بخواند . من از این موقعیت استفاده کردم و توانستم در مدت 3 سال دورۀ دبیرستان را تمام کنم و به این ترتیب بخشی ازعقب ماندگي سالهای ترک تحصیلم را جبران کردم . یادم هست که وقتی دومین هفته از کارم در کارخانه به اتمام رسید ، پدرم مریض سختی شد و متأسفانه فوت کرد. مسئولیت کل خانواده 4 نفری ما به دوش من افتاد و این خیلی دشوار بود . هرچند ادارۀ امور خانواده سخت بود اما چون نان آور خانه تلقی می شدم به نوعی استقلال دست يافته بودم و از این استقلال به خوبي استفادۀ کردم که درس بخوانم و کسی مانع درس خواندن مي نشود. در مجموع آن سالها روزگار دشواری داشتم اما درس خواندن همراه کار کردن برایم تجربۀ مفیدی شد که کمک کرد شخصیت نسبتا پخته و مستقلی پیدا کنم .

 استاد عزیز ! با وجود سختی ها دوران نوجوانی و جوانی ، اصولاً در موفقیت هر کسی ، افرادی تأثیر گذارند. بفرمایید که چه کسانی در موفقیتهای شما نقش داشته اند ؟
ـ متأسفانه پدرم خیلی زود فوت کرد و به همین دلیل ، مادرم برای من و برادر و خواهرم فداکاریهای بسیاری کرد. او ضمن اینکه مدیرخانه و خانواده بود در عین حال پیوسته تشویقم می کرد و همین تشویق ها به من اعتماد به نفس بسیار داد و به این ترتیب در زندگی من تأثیر مثبتِ بسیاری گذاشت . غیر از مادرم ، دیگر کسی که می توانم بگویم خیلی به من کمک کرده است و به نوعی جادۀ پیشرفتهایم را هموار کرده ، همسرم بوده است. زندگی کردن با یک عضو هیأت علمی دانشگاه علاقمند به خواندن و نوشتن کار آسانی نیست ، اما همسرم از عهدۀ این کار به خوبی برآمده است و حتی در مواقع زیادی ایشان بخشی از کارهای مرا انجام داده است . او علاوه بر رسیدگی به فرزندان همیشه در کنارم بوده و به یاد دارم که در دورۀ دکتری اغلب ياددشتهاي مربوط به مطالبي را كه مي نوشتم او حروفچيني يا تايپ مي كرد و همين كار ظاهرا كم اهميت ، ‌به دليل اينكه فرصت مي داد تا وقت خود را صرفا مطالعات بيشتر كنم ،‌ بسيار برايم با ارزش بود و بر كوتاه كردن مدت زمان دوره دكتري من تاثير داشت.

 جناب استاد ! حالا وارد کاریتان می شویم . می دانیم که بخش مهمی از فعالیت شما مصروف تدوین و تألیف کتاب و مقاله شده است . می خواهیم در این باره از زبان خودتان بیشتر بشنویم ؟
ـ همانطور که اغلب همكاران دانشگاهی می دانند، بیشتر تألیفات من درحوزۀ کتاب و کتابداری است و این بر دو انگیزه استوار بوده است. انگیزه اول اینکه تدريس رشتۀ کتابداری و اطلاع رسانی از سال 1346 در دانشگاه های ایران شروع شد و تا مدتها رشتۀ ناشناخته ای بود . لذا من سعی کردم با نوشته هایم جایگاه و ارزشِ این رشته را به جامعه علمی و غیر علمی بشناسانم. انگیزۀ دوم كه بي ارتباط با انگيزه اول نيست اين بود که براي اين رشتۀ نوپا منابع درسی مناسبي به زبان فارسي وجود نداشت ، لذا، زمينه اي خالي براي فعاليت وجود داشت . کوشیدم در کنار استفاده از منابع غربی كه ترجمه مي شد، آرام آرام به سمت تهیۀ منابع فارسی گام بردارم . نتیجه این تلاش تاليف، ترجمه و نشر 20 کتاب در حوزۀ کتابداری و اطلاع رسانی است که اكنون تقريبا همۀ آنها به عنوان کتابهای درسی این رشته در سطوح مختلف مورد استفاده است . بیش از 75 مقالۀ علمی و پژوهشی هم دارم که اغلب در مجلات دانشگاهی چاپ و منتشر شده است. هدفم از نگارش این مقالات روزو آمد سازي دانسته هاي اين رشته و ارائۀ گزارش تحقیقاتی بود که در این سالها پیرامون كتابداري توسط من یا دیگران انجام شده بود.. البته براي تشر اين انديشه ها لازم بود كه به رسانه اي مناسب دسترسي داشته باشيم. براي اين منظور در سال 1364 در دانشگاه اهواز سردبيري مجله دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسي آنجا را پذيرفتم و تا سال 1374 که آنجا بودم مجله را اداره کردم . سردبيري مجله علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي و سردبيري فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني آستان قدس نيز در همين راستا شكل گرفت كه مورد اخير كماكان ادامه دارد و تا بحال 35 شماره از اين فصلنامه منتشر شده است و اكنون اين مجله تنها مجله كتابداري و اطلاع رساني ايران است كه رسما از امتياز علمي پژوهشي برخوردار است .
 آقای دکتر ! ما فهرست این کارها را در ابتدای گفتگو برای خوانندگان عزیز خواهیم آورد . اما در این بخش محبت کنید و بفرمایید که چه کارهای بنیادی در دانشگاههای کشور انجام داده اید ؟
ـ آن سالهایی که به عنوان کتابدار در دانشگاه تهران کار می کردم این امکان را پیدا کردم که تجدید ساختار منابعی را که در دانشکده حقوق بود شروع کنم . لذا با همکاری دکتر افتخاری توانستیم نظم سنتی کتابها را که بر حسب قطع کتاب بود تغییر دهیم و برای اولین بار نظم دهی مدرن را که اصولاً بر اساس موضوع است اعمال کنیم . متأسفانه بخشی از زحمات آن سالهای من ، در آتش سوزی مهیبی که مدتی پیش در کتابخانۀ دانشکدۀ حقوق اتفاق افتاد از میان رفت ! در دانشگاه اهواز هم من 4 کار تأثیرگذار انجام دادم : اولین کار این که دورۀ کاردانی کتابداری و اطلاع رسانی و سپس کاردانی به کارشناسی را تأسیس کردم و بعد دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد را هم به راه انداختم . کار دیگرم این بود که وقتی سال 1362 سرپرست کتابخانۀ مرکزی دانشگاه اهواز شدم ، این کتابخانه را با ساختار جدید و ایده هایی حرفه اي که داشتم دایر کردم که خوشبختانه هنوز آن كارهاي در سطح حرفه اي مطلوبي توسط همكاران كتابداري تداوم دارد .. در سال 1374 که به مشهد آمدم توانستم دورۀ کارشناسی ارشد کتابداری را راه اندازی کنم و بعد برای اولین بار در ایران به طور همزمان دورۀ دکتری كتابداري را در دو دانشگاه مشهد و شیراز راه اندازی کردم که تا به حال 8 دانشجوی دکتری در دانشگاه شيراي و فردوسی فارغ التحصيل شده اند و 11 دانشجوي دكتري در دانشگاه فردوسي مشهد به تحصيل اشتغال دارند. این کارها همه بنیادی بوده است . به همراه دكتر جعفر مهراد یک مجله انگليسي زبان در کتابخانۀ منطقه ای علوم و تکنولوژی راه اندازي كرديم كه در سطح جهان توزيع مي شود. يكي از مؤسسين انجمن علمی کتابداری و اطلاع رسانی ایران هم هستم و البته کارهای دیگری هم داشته ام که تأثیرگذار بوده است.

 استاد دیانی ! با توجه به اینکه تخصص شما « کتابداری و اطلاع رسانی » است ، به عنوان آخرین سئوال بفرمایید که اهمیت کتابداری و اطلاع رسانی را چطور ارزیابی می کنید ؟!
ـ برای تبیین اهمیت این موضوع برای شما مثالی عرض می کنم . وقتی در جنگ جهانی دوم ، آمریکا آلمان را اشغال کرد، اولین چیزهایی که از آلمان خارج كردند کتابها ، مجلات و اسناد و مدارک بود ؛ آنها کتابداری برجسته را فرا خواندند تا با ياري هر دانشمندي كه به آنها نياز دارد به تحليل محتواي مدارک بپردازند، آنها را بر اساس موضوع طبقه بندی کنند و به زبان انگلیسی برگرداند تا دريافته شود كه د انسته هاي اساسي كه آلمان را به آن توانائيهاي علمي رسانده كدام اند. . به مثال ديگري كه در قالب پرسش مطرح مي كنم توجه كنيد. چرا اسکندر تخت جمشید را آتش می زند ؟ جز اين است كه آنها درست مي پنداشتند كه آنچه باید از بین برده شود تنها انسانها نيستند ، بلكه اندیشه های آنان است که در این استناد و مدارك اين كاخها وجود داشت! در گذشته وقتی یک گروه بر گروه دیگر غلبه می کرد ، اندیشه ها را از بین می بُرد. تخت جمشید مرکز رواج ایده های ایرانی در آن زمان بود که اسکندر آن را به آتش کشید. حالا وضعيت طور دیگری شده است ؛ وقتی دولتی بر دولت دیگر غلبه می کند اولین چیزی که به تاراج مي برد ، آثار مدني و اسناد مكتوب يا غير مكتوب است. چون می داند که در این آثار و اسناد و مدارک ، فکر و اندیشه نهفته است که با استخراج این اندیشه ها می تواند برنامه های خودش را طراحی و اجرا کند. بر اين اساس ، دانش موجود در اسناد و مدارك است كه اهمیت دارد. اما ،‌ به ويژه هنگامي كه دانش زيادي وجود دارد ، بايد نظم داده شود تا در زمان مناسب مورد مراجعه و بهره برداري قرار گيرد.. وقتی برای اولین بار سفينه فضانورد شوروی از روی آمریکا عبور کرد ، تمام آمریکا به اين پرسش روي آورد كه چه شد شورويهاي از دانش گوي سبقت را از ما ربود ند و كاري كردند كه ما هنوز نتوانسته ايم انجام دهيم . در پي اين پرسش تمام نظام آموزشی و پژوهشي آمریکا به تکاپو افتاد تا از هر جای ممکن اطلاعات ود انشي كه لازم است تا اين عقب ماندگي جبران شود را فراهم آورند ، آنها را نظم بدهند و به نظام آموزشی و محتواي آموزشي در تمام سطوح تزریق کنند تا بتوانند عقب افتادگی شان را جبران کنند . مجموعه فعاليتهايي كه شناسايي منابع با ارزش و گرد آوري آنرا ميسر مي سازد و نيز تمام فعاليتهايي كه سازماندهي به اطلاعات و دانش را براي استفاده بعدي مهيا مي سازد و همه فعاليتهاي كه اطلاعات و دانش سازمان يافته را در ذهن افراد و در مغز سازمانها اشاعه مي دهد با عنوان علم کتابداری و اطلاع رساني شناخته مي شود. نكته این است که اگر دانش انسانها ضبط نشود از بین می رود؛ انسانها در زمان گذشته چیزی ضبط نمی کردند و بنابراین وقتی دانايي می مرد دانش او هم از بین می رفت . در گذشته چرا پیرمردها مهم بودند ؟! چون خيلي چيزها در حافظۀ آنها نگهداري مي شد، ولی اكنون اين افراد از اهميت گذشته برخورد ار نیستند، زيرا محتواي حافظۀ انسانها روی كاغذ و ديگر رسانه هاي خصوصي و عمومي ضبط می شود، لذا با مردان صاحبان انديشه، دانش آنها كه به گونه ثبت و ضبط شده است از بین نمی رود.. این دانش ضبط شده باید نگهداری شود، ‌نظم يابد تا مورد استفادۀ نسلهای بعد قرار گیرد . اینها همه میسر نیست مگر از طریق ترویج کتابداری و اطلاع رسانی که امیدوارم در آینده بیش از پیش رونق بگیرد و اهمیت آن را همگان دریابند.
 آقای دکتر از بابت همراهی و همصحبتی شما متشکریم.