زندگينامه     |     كتابها     |     مقاله ها      |      هدايت پايان نامه ها    |    درسها     |     سردبيري مجلات   |      تماس
Dr Mohammad hossein Dayani - دکتر محمد حسين دياني
بازخواني زيربناو ملاحظات نظري نمايه استنادي
محمد حسين دياني
كتابداري و اطلاع رساني . جلد نهم ُ‌شماره سوم( پائيز۱۳۸۵)ُ ۵-۱۱




سر سخن



بازخوانی زیربنا و ملاحظات نظری نمایه استنادی


دکتر محمد حسین دیانی


چکیده
در این نوشته به زیر بناهای نتیجه گیری از شمارش استنادها و قضاوت در باره کیفیت و یا نفود یک نوشته در نوشت های دیگر پرداخته شده است . توجه دوباره بهاین زیربناها از آنجهت با اهمیت است که پیامدهای بررسی استناد ها در حال راه یافتن به معیارهای ارزش گذاری مقالات و به ویژه مجلات فارسی شده است و بحث عامل تاثیرکه در پایگاه گزارشهای استنادی علوم ایران که توسط کتابخانه منطقه ای شیراز محاسبهمی شود ، می رود که برای مجلات فارسی نیز بکار برده شود . هدف از نگارش این چندصفحه بازخوانی زیر بناهایی است که کرارا در نشریات متفاوت درباره گزارشهای استنادی علوم مورد بحث بوده استومناسباست که در تصمیم گیریهای مربوط به استناد ها به آننیز توجه شود

کلید واژه ها : گزارشهای استنادی مجلات ، نمایه استنادی علوم ، نمایه استنادی علوم ایران


در دوره معاونت قبلی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بحث های شدیدی در باره کیفیت مجلات فارسی در جریان بود. این بحث ها سه مسیر متفاوت را طی می کرد.
1. مجلات فارسی که با عنوان مجلات علمی پژوهشی و مجلات علمی کاربردی منتشر می شوند باید از قالب کشکول ( نشر مقالات در چند موضوع ) خارج شوند و هر مجله فقط یک موضوع تخصصی را پوشش دهد. با این استدلال که شرایط برای اینکه در یک دانشکده بیش از یک هیئت تحریریه تشکیل شود و بیش از یک مجله منتشر شود فراهم نیست ، برخی مجلات کماکان راه خود را ادامه دادند و هیئت ممیزه دانشگاه مربوطه ، علیرغم این که کمیسیون بررسی مجلات رتبه علمی پژوهشی تعدادی از مجلات را تمدید نکرد، آن مجله را مجله علمی پژوهشی تلقی می کرد. برخی مجلات برآن شدند که هر شماره از چهار شماره فصلنامه خود را به یک موضوع اختصاص دهند ( مانند ، مجله علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران و مجله مطالعات تربیتی دانشگاه فردوسی ) .
2. مسیر دوم که توسط وزارت علوم دنبال شد این بود که برای نشر مقاله در مجله هایی که موسسه اطلاعات علمی مقالات آنها را در نمایه استنادی خود فهرست می کند ، پاداش تا مبلغ پانصد هزار تومان پرداخت شود. این شیوه در برخی رشته ها مورد توجه قرار گرفت ، به طوری که تعداد مقالات ایرانیان را در آن نشریات بالا برد و بر این اساس ادعاهای بسیاری درباره افزایش سهم ایران در تولید جهانی علم مطرح شد. در این راستا برخی از دانشگاهها برای نشر مقاله در مجلات علمی پژوهشی فارسی نیز پاداش ریالی تعیین کردند أ مانند دانشگاه فردوسی مشهد) این شیوه ادامه داشت تا اینکه در بودجه سال 1385، بودجه اختصاص یافته به این امر حذف شد.
3. مسیر سومی که به ویژه در پی دشواریهای ارتقاء به درجات دانشگاهی و درگیریهای رتبه بندی مجلات علمی پیموده شد، این بود که خود به تهیه نمایه استنادی برای مقالات فارسی بپردازیم و هر مجله را بر اساس عامل تاثیر (impact factor ) مربوطه رتبه بندی کنیم . این سیاستی بود که معاون پژوهشی قبلی وزارت علوم به جد دنبال آن بود و بنا را بر این گذاشته بود که در صورت شکل گیری نمایه استنادی فارسی به آن اتکاء کند.
گرچه در سالهای گذشته اینجا و آنجا طرحهایی بر روی کاغذ برای راه اندازی نمایه استنادی فارسی به تصویب رسیده بود، اما دشوارهای کار فرصت به عمل در آوردن طرحها را فراهم نیاورده بود . تا اینکه کتابخانه منطقه ای علوم با اجرای طرحی خارج از برنامه روزانه خود طرح استنادی مقالات فارسی را به اجرا در آورد و عامل تاثیر بسیاری از مجلاتی را که مقالات آنها به نمایه راه یافته بودند تعیین کرد و این موارد را برای استفاده عمومی در سایت خود قرار داد و از این طریق امکان قضاوت در باره اعتبار مقاله یا مجله بر اساس عامل تاثیررا فراهم آورد و معاون پژوهشی قبلی بر آن بود که مجلات را بر اساس این طرح رتبه بندی کند. در این میان کتابخانه منطقه ای علوم و تکنولوژی شیراز طرح نمایه استنادی مقالات کشورهای اسلامی را نیز در دست اجرا دارد.
در نیمه دوم سال 1384 خبرهایی اینجا و آنجا منتشر شد که موسسات ، سازمانها و یا وزارتخانه های دیگر نیز درصدند تا نمایه استنادی فارسی را راه اندازی کنند. حداقل سه سازمان در این مورد خبر رسمی منتشر کرده اند ( از جمله جهاددانشگاهی تهران ) .
اکنون که یا به دلیل تاکید بر بحث جنبش نرم افزاری یا به دلیل درگیریهای مربوط به رتبه گذاری مجلات و نمره دهی به مقالات در جامعه دانشگاهی ایران و یا به دلیل تمایل دوری گزینی از وابستگی به نمایه های استنادی جهانی و یا به دلایل دیگر ... موجی از نمایه استنادی سازی در حرکت است ، بازخوانی زیر بنا و ملاحظات نمایه استنادی بیش از زمانی که برای اولین بار در ایران در سال 1361 توسط نویسنده این سطور( دیانی ، 1361) مطرح شد ، می تواند مورد توجه قرار گیرد.

زیز بنا ها و ملاحظات
کل مباحث مربوط به نمایه استنادی ، به استنادها و ارتباط بین استناد های مقالات توجه دارد . بر این اساس همه قضاوتها در این مورد نه تنها با کمیت استنادها ، بلکه در بطن خود با کیفیت استنادها ( یا نفوذ یک نوشته در نوشته های دیگر ) در ارتباط است . براین اساس ، در قضاوتهای مبتنی بر تحلیل استنادها ضروری است که زیر بناهای فکری این گونه تحلیل ها جدا مورد توجه باشد، تا زیر بنای قضاوتی کیفی که بر اساس کمیت ها انجام می شود، بازشناخته شود.
. دانشمندانی که در این حوزه فعالیت دارند بر این باورند که چون مطالعه مستقیم رفتارها و فعالیتهای منجر به تولید، اشاعه و کسب اطلاعات علمی بسیار دشوار و در پاره ای موارد غیر عملی است ، به ناچار باید به روش غیر مستقیم توسل جست و آثار برجای مانده از این فعالیتها را مورد مطالعه قرار داد. دانشمندانی که در این جوزه فعالیت دارند نیز بر این باورند که هر استناد به نوشته ای می تواند امتیازی برای اهمیت نوشته مورد استناد تلقی شود. زیرا عالمی ، به احتمال در سطح علمی نویسنده ، با استناد به نوشته بر اهمیت آن نوشته و نویسنده آن نوشته در تولید نوشته خود اشاره می کند. ساده تر اینکه این امر نوعی اعتبار بخشی به نوشته خود بر اساس نوشته شخصی دیگری است . بدیهی است که شخص دیگر و یا نوشته دیگر خود باید اعتباری داشته باشد که به اعتیار مقاله استناد کننده بیافزاید. فرض شده است که نوشته ای که بارها توسط دیگران مورد استناد قرار گرفته معتبرتر از نوشته ای است که کمتر مورد استناد قرار گرفته است .
بر این اساس آنچه در نمایه استنادی باید مورد توجه باشد کیفیت متون است . در این نوع بررسی ، چزایی و اهمیت مطالب منقول در هر مدرک مورد تحلیل قرار می گیرد و مثلا معلوم می شود که :

1. آیا مطالب نقل شده درک مفاهیم و نظریه ها یا درک مطالب علمی وفنی را سهل تر ساخته است ؟
2. آیا مطالب نقل شده مورد تائید است یا در رد آن مسائلی عرضه شده است ؟
3. .آیا مطالب نقل شده به فهم موضوع کمک می کند یا تنها بیانگر وجود کار مشابه در جای دیگر است ؟
هر گاه معلوم شود که درصد بالایی از مطالب نقل شده در استخوانبندی تحقیقات جدید موثر بوده است ، سیر تکاملی هر رشته علمی ، نوشته های تاثیرگذار و افراد ، سازمانها یا کشورهایی که در آن نقش اساسی دارند شناخته می شود. هرگاه معلوم شود که در صد بالایی از مطالب نقل شده در یک رشته علمی تکراری است ویا به شرح روشهای گوناگون پرداخته شده است ، کیفیت پیشرفت آن رشته علمی مورد تردید قرار می گیرد و سرانجام هرگاه معلوم شود که در صد بالایی از مطالب نقل شده در یک رشته علمی به شرح کارهای مشابه اختصاص دارد ، کاربرد مطالب منقول و یاکتابیشناسی آنها اعتبار خود را به عنوان واحد اندازه گیری کیفیت تبادل افکار علمی از دست می دهد.
با در نظر داشتن این زیر بناهای اساسی ، در داوریهای مبتنی بر نتایج به دست آمده از بررسی استنادها باید به نکات زیر توجه داشت:
گاهی بنا به دلایل غیر اصولی و تنها به منظور برآوردن نیازی زودگذر به مقاله یا کتابی استناد می شود. مثلا ممکن است برای خوش آمد دوستی یا به قصد مخالفت با کسی و یا به سبب شهرت نویسنده ای یا شهرت مجله ای ،طالبی از آن نقل شود ، یا نوشته ای مورد استناد قرار گیرد. همچنین احتمال دارد که بین نویسندگان قراردادی ، هر چند نانوشته مبنی بر نقل قول از یکدیگر وجود داشته باشد . استنادهایی از این نوع در حکم صداهای اضافی ( اختلال ) در شبکه های ارتباطی نظیر شبکه تلفن است . این نوع نقل قولها کاربرد استنادها را به عنوان معیار عینی قضاوت همکاران از اعتبار می اندازد.
نکته قابل توجه دیگر نمونه های مورد بررسی است . معمولا منبعی که برای تجزیه وتحلیل استنادها مورد استفاده قرار می گیرد شامل همه مجله های علمی و فنی نیست . نیز ممکن است که خط مشی مجله ای در محدوده ای که نمونه استنادها از آن گرفته شده تغییر یافته و مقالاتی در آن چاپ شده باشد که از نظر محتوا با مقالات اولیه متفاوت باشد. مثلا محتمل است که هدف از نگارش مقالات جدید چیزی جز مرور پیشرفتهای رشته ای علمی نباشد و بالنتیجه به مقالات مجلاتی استناد شده باشد که طبق خط مشی قبلی معمولا مورد استناد قرار نمی گرفته است . بحث مربوط به مقالات و مجله های دیگر کشورها که به دلایل متفاوت ، از جمله سیاسی ، مورد توجه نیستند نیز در این جا مطرح است .
هرگاه در تعیین مرتبه مجله ای در مقایسه با سایر مجلات به این گونه اطلاعات استناد شود ، نتیجه به دست آمده بیانگر واقعیت نخواهد بود. زیرا مجله ای که به یک مقاله آن به طور غیر عادی و به دفعات استناد شود بناحق در مرتبه بالاتری قرار می گیرد.
برعکس ، ممکن است مقالات مجله ای که از کیفیت بالایی برخوردار است ، تنها گاهگاهی مورد استناد واقع شود و یا به سبب اینکه نشریه ای با کیفیت بالا ، مرتب منتشر نمی شود مقالات آن در نمونه قرار نگیرد. در چنین مواردی تکیه بر استنادها به عنوان معیار نفوذ، این شبهه را پدید می آورد که این مقالات نفود قابل توجهی نداشته اند، در حالی که ممکن است واقعیت چیزی غیر از این باشد.
عوامل دیگری که در کمیت و کیفیت استنادها موثر است ، عبارت است از شهرت نویسندگان، مورد اختلاف بودن موضوع ، در دسترس بودن مجلات ، امکانات مربوط به تهیه افست و فتوکپی ، بودجه تحقیقات و تعداد مقالات منتشر شده در یک نشریه . هر چه تعداد مقالات چاپ شده در یک مجله معتبر بیشتر باشد، احتمال استناد به آن مجله افزایش می یابد. افزون بر این موارد ، توجه به این نکته ضروری است که مبادله اطلاعات علمی در همه رشته ها یکسان انجام نمی گیرد. مثلا دانشمندانی که با فناوری صنعتی سروکار دارند به لحاظ ضرورت سرّی بودن تحقیقات خود از تشکیل شبکه اطلاعاتی غیر رسمی و رسمی باز می مانند. معمولا مقاله نوشته شده در این رشته ها استنادی به کارهای قبلی نمی کنند و به مقالات یا کتابهایی که اساس تحقیق آنها بوده است ارجاع نمی دهند. بر عکس در رشته های علوم انسانی ارجاعات و استناد ها چنان آشفته و بی قاعده است که نمی توان هیچگونه الگوی رشد مشخصی شناسایی کرد.
همه موارد بالا این نکته را آشکار می سازد که برای دستیابی به کیفیت محتوای مقالات و تعیین تاثیرآنها در رشد علم و فناوری پیش فرض های کاملا مشخصی وجود دارد که فراهم نبودن این پیش فرض ها و اتکاء صرف به وجود پیوند های متکی به استناد نمی تواند ما را به قضاوتی درست از تحولات علمی آنگونه که در متون منعکس می شوند رهنمون سازد.
آنچه از این پیش فرضها بر می آید این است که قضاوتهای اولیه برای نشر مقاله در مجلات درست انجام گیرد. در این راستا، وجود هیئت تحریریه های قوی و وجود داوران عالم و با تجریه اساسی ترین پیش نیاز است . هیئت تحریریه ها و داوران علمی هستند که باید دریابند مطالب نقل شده تکراری است ، مشابه است یا آنچه که نقل شده در استخوانبندی تحقیقات جدید موثر بوده است و مقاله جدید بر اساس آن زیر بناها، خود به مقاله ای نومایه تبدیل شده است. نمایه استنادی یک ابزار است ، کیفیت ماده ای که این ابزار برای تحلیل آن ساخته شده است ، مشخص می کند که نتیجهه یک واقعیت است یا تصویری ساختگی از یک واقعیت . برای اینکه رشد و تحولات علمی را به اتکاء آثار منتشر شده بنمایانیم ، هم به دانشمندانی صالح و هم به نظام نظارتی مقتدر و صالح – نظام داوری مقالات برای نشر – نیاز داریم . پرسش اصلی این است که آیا هیئت تحریریه های مجلات فارسی به سطحی رسیده اند که خط فاصل بین تحقیقات نومایه ( نظریه ساز، مدل ریاضی ساز، تجربی و کاربردی ) ، نوشته های تفسیری ( خبرده ، تاریخ نمایی ، مروری ، سابقه کاوی و ... ) ، شدت ارتباط موضوع و روش شناسی نوشته با رشته اصلی و درجه فنی و دانشگاه مدار نوشته را مشخص ساخته ، آنگاه مقاله را به نشر بسپارند؟.
مهمتر اینکه به شبکه ای جامع اطلاع رسانی از آنچه که در کشور رسما به نگارش در می آید و در مجاری رسمی منتشر می شود نیازاست . در نبود این شبکه ، راه های کنترل بسته است . به چند مورد توجه کنید. پایان نامه دکتری زبان فارسی عضوی از هیئت علمی دانشگاه فردوسی، سه با دیگر با نامهای متفاوت و توسط سه فردی دیگر دفاع شده است . مقاله ای از پس نشر در مجله مطالعات تربیتی دانشگاه فردوسی مشخص می شود که از پایان نامه نوشته شده شخص دیگری در دانشگاه تبریز برگرفته شده است . مقاله ای که دوبار به نام یک دکتر حری منتشر شده است بار سوم به عنوان یک نوع آوری توسط جوانی در مجله ای دیگر منتشر شده است .
بنا به موارد بالا توان علمی ، توان روش شناسی ، توان اطلاع رسانی و پایبندی اخلاقی زیر بناها و پیش نیازهایی هستند که بن مایه های دسترسی به نمایه استنادی قابل اتکاء را تشکیل می دهند. در اینکه فاقد این پیش نیازها در حد استاندارد جهانی هستیم تردیدی نیست ، اما اینکه موازی با نمایه استنادی سازی چه مقدار به تقویت و پایبندی به این زیر بناها متعهد خو.اهیم بود ، اهمیت دارد .



منابع

محمد حسین دیانی . کتابسنجی . نشر دانش. سال سوم، شماره دوم ، 1361 . ص 40-47